💠 حق السکوت


🔻 قربانیان باج گیری از حق‌وحقوق قانونی خود مطلع نیستند.

✅ حق‌السکوت‌گرفتن موضوع ماده 669قانون مجازات اسلامی است که حق‌السکوت‌بگیر بزه‌دیده را تهدید می‌کند که اگر به من پول ندهی یا آنچه را خواسته‌ام انجام ندهی فلان راز تو را افشا خواهم کرد یا اسرار مربوط به خانواده تو را فاش می‌کنم.

🔹 در قانون کلمه حق‌السکوت نیامده ولی در ماده 669ذیل فصل 22قانون مجازات اسلامی، موضوع تهدید و اکراه آمده که حق السکوت گرفتن می‌تواند مصداق موضوع ماده ذکر شده باشد.

〰️🔹🍃🔵🍀🔵🍃🔹〰️

✅ قربانیان این قبیل اعمال باید توجه داشته باشند که تسلیم‌شدن در برابر چنین اقداماتی هرگز باعث حل مشکلات نخواهد شد و فرد حق‌السکوت‌بگیر اخاذی از آنها را رها نخواهد کرد.

🔹 بنابراین تنها روش پیشنهادی به قربانیان این اقدامات، مراجعه فوری به دادسرا و طرح شکایت است. بدیهی است اگر موضوع مورد نظر، جرم باشد، مطرح کردن با دادسرا می‌تواند تبعات و آثاری داشته باشد اما گمان می‌رود پذیرش چنین شرایطی به‌مراتب از سرکردن با وحشت حق‌السکوت آسان‌تر باشد.

〰️🔹🍃🔵🍀🔵🍃🔹〰️

✅ فردی که مورد اخاذی قرار می‌گیرد ملزم به وصف جزئیات در مراجع قضایی در مورد مسائلی که وصف مجرمانه ندارد ، نیست.

🔹 همینطور به‌عنوان مثال مسائل اخلاقی و جنسی که شاکی خصوصی ندارد و ناشی از اقدام سازمانی نیست. در این موارد مقام قضایی به شکایت رسیدگی و حق‌السکوت‌بگیر را تعقیب می‌کند، اما متعرض مطلبی که او با تهدید به افشای آن حق‌السکوت می‌گرفته است نخواهد شد.

🔹 به‌عبارت دیگر شاکی به دادسرا خواهد گفت فردی با تهدید به‌ افشای رازی از من حق‌السکوت می‌گیرد ولی اجباری به توصیف آنچه حق‌السکوت‌بگیر مطرح می‌کند، ندارد.

〰️🔹🍃🔵🍀🔵🍃🔹〰️

✅ با توجه به مطلق بودن ماده 669 حتی در این مورد نیز فرد مطالبه‌گر اگر تهدید به قتل یا ضررهای نفسی یا شرفی یا افشای سر، کرده باشد قابل تعقیب است. اما گفتن سخنانی مانند «اگر طلب مرا ندهی شکایت خواهم کرد و تو را به زندان خواهم انداخت» مصداق جرم نیست.

🔹 در مواقعی که جامعه با بحران‌های اقتصادی شدید روبه‌روست، اخاذی و دریافت حق السکوت بیش از سایر مواقع شدت می گیرد.

🔹 پروسه بررسی پرونده‌های حق‌السکوت به محل وقوع جرم که در کدام استان یا شهر اتفاق افتاده و همچنین تراکم کار در محل دادسراهای آن محل بستگی دارد و نمی‌توان زمانبندی دقیقی را گفت.

〰️🔹🍃🔵🍀🔵🍃🔹〰️

✅ اخاذی بر چند قسم است: یکی اخاذی با استفاده از سلاح و چاقو که موضوع ماده 617قانون مجازات اسلامی است و جرم عمومی محسوب می‌شود، یعنی تعقیب آن نیاز به شاکی ندارد و دادسرا درصورت آگاهی یا اعلام جرم درگیر رسیدگی خواهد شد. مجازات این عمل 6‌ماه تا 2سال حبس و تا 74ضربه شلاق است.

🔹نوع دیگر اخاذی با تهدید به قتل یا ضررهای نفسی یا شرفی یا مالی یا افشای سِر نسبت به‌خود طرف یا بستگان او تحقق می‌یابد و مجازات آن از 2‌ماه تا 2سال حبس و تا 74ضربه شلاق است، اعم از اینکه مرتکب، مالی مطالبه کرده باشد یا اقدام یا عدم‌اقدام به کاری را از بزه‌دیده خواسته باشد، این عمل در ماده 669قانون مجازات اسلامی جرم انگاری شده است.

〰️🔹🍃🔵🍀🔵🍃🔹〰️

✅ جرم دیگری که با این دو مورد مشابهت دارد ولی قانونگذار در توصیف آن، کلمه اخاذی را به‌کار نبرده لکن نتیجه آن بسیار شبیه به اخاذی است، جرم موضوع ماده 668قانون مجازات اسلامی محسوب می‌شود.

🔹 به موجب آن، هر کس با جبر و قهر یا با اکراه و تهدید، دیگری را ملزم به دادن نوشته یا سند یا امضا و مهر کند یا سند و نوشته‌ای را که متعلق به او یا سپرده به او باشد از وی بگیرد به حبس 3‌ماه تا 2سال و تا 74ضربه شلاق محکوم خواهد شد.

🔹 جرایم موضوع مواد 668و 669قانون مجازات اسلامی قابل گذشت محسوب می‌شوند یعنی تعقیب آنها مستلزم شکایت است.

💠 اقداماتی که باعث اسقاط حق کسب پیشه و سرقفلی میشوند چیست؟


🔻 انتقال به غیر: در صورتی که با عدم وجود حق انتقال ، مالک سرقفلی اقدام به انتقال (فروش) سرقفلی نماید مالک ملک می تواند با پرداخت نصف حق سرقفلی به مالک سرقفلی یا خریدار محل را تخلیه نماید .

🔶 تغییر شغل: تغییر شغل نیز از اقداماتی است که باعث از بین رفتن سرقفلی می شود. اگر در سند سر قفلی (اجاره نامه) شغل خاصی قید شود و مالک سرقفلی بدون اخذ رضایت مالک اقدام به تغییر شغل نماید کل حق وحقوق قانونی وی از بین می رود و مالک ملک میتواند بدون پرداخت مبلغی ملک خود را تخلیه نماید.

🔶 تعدی و تفریط : تعدی به معنای تجاوز از حدود اذن مالک یا اقدامی غیر متعارف علیه مال دیگری است. و تفریط به معنای عدم انجام تعهدات قراردادی یا متعارف برای حفظ مال دیگری می باشد . با این توضیح در صورتی که صاحب سرقفلی ( دارنده حق کسب و پیشه) نسبت به محل سرقفلی تعدی یا تفریط نماید حق سرقفلی وی از بین خواهد رفت و مالک ملک می تواند بدون پرداخت مبلغی ، ملک خود را تخلیه نماید.

🔶عدم پرداخت اجاره بهاء: یکی دیگر از اسباب تخلیه محل سرقفلی عدم پرداخت اجاره بهاء می باشد. صاحب سرقفلی مکلف است در مدت ۱۰ روز (تا دهم ماه بعد) از هر ماه نسبت به پرداخت اجاره بهای مالک اقدام نماید . قانون هیچ بهانه ای را برای عدم پرداخت اجاره بهاء از طرف صاحب سرقفلی (مستاجر ) نمی پذیرد و در صورت عدم پرداخت اجاره بهاء از طرف مالک سرقفلی ، مالک ملک می تواند با ارسال اظهارنامه نسبت به درخواست اجاره بهاء اقدام نماید. هرگاه بعد از دو بار ارسال اظهارنامه ، مالک سرقفلی برای بار سوم اجاره بهاء را به موقع پرداخت ننماید مالک ملک می تواند نسبت به درخواست اجاره بهاء و تخلیه ملک از طریق دادگاه یا اداره ثبت اقدام نماید.

💠 سرقت مقرون به آزار و اذیت


✅ ماده ۶۵۲ قانون مجازات اسامی بیان می کند: «هر گاه سرقت مقرون به آزار باشد یا سارق مسلح باشد، به حبس از سه ماه تا ۱۰ سال و شلاق تا ۷۴ ضربه محکوم می‌شود و اگر جرحی نیز واقع شده باشد، علاوه بر مجازات جرح به حداکثر مجازات مذکور در این ماده محکوم می‌شود». در حقیقت، بنا به تصریح قانونگذار، تحقق سرقت در ماده اخیر،در صورت مقرون به آزار بودن سرقت یا مسلح بودن سارق است.

🔺در این مورد به ماده ۶۶۹ بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ نیز می توان اشاره کرد که بر اساس آن «هر گاه کسی، دیگری را به هر نحو تهدید به قتل یا ضرر‌های نفسی یا شرفی یا مالی یا به افشای سری نسبت به خود یا بستگان او کند، اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه یا مال یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را کرده یا نکرده باشد، به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه یا زندان از دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.»

💠 آیا «تأمین دلیل، دلیل نیست»؟


🔸 اگر حقوقدان یا دانشجوی حقوق باشید، احتمالاً این عبارت را که «تأمین دلیل، دلیل نیست» شنیده‏ اید. حتی افراد عادی هم وقتی با مسأله تأمین دلیل سروکار پیدا می‏کنند، اغلب این مطلب را می‏شنوند.

🔸 منظور بیش‏تر کسانی که به این عبارت استناد می‏کنند این است که:«تأمین دلیل یعنی هیچ!» یا به عبارت دیگر تأمین دلیل از نظر اثبات ادعا هیچ اثری ندارد. این نظر ناشی از سوء استنباط از مادۀ ۳۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی سابق بود که اشعار می‏داشت:

«تأمین دلایل برای حفظ آن است… و به هیچ‏وجه دلالت نمی‏کند بر اینکه دلایلی که تأمین می‏شود معتبر و در دادرسی مدرک ادعای صاحب آن خواهد بود.»

🔸 واضح است منظور قانونگذار بیان این مطلب بود که «خلاف دلیلی را که تأمین شده می‏‌توان ثابت کرد.» همان‌طور که خلاف هر دلیلی را که در دادگاه ابراز می‏شود، می‏توان ثابت کرد. به عبارت دیگر، منظور این بود که تأمین شدن دلیل به آن یک اعتبار اضافی نمی‏‌دهد؛ بلکه هدف از تأمین دلیل این است که دلیل تا زمان ارائه به دادگاه اصلی حفظ شود.

🔸بنابراین اگر مثلاً در تأمین دلیل اظهارات شهود ضبط شده بود و خوانده در موقع رسیدگی اصل اظهارات آنها را تکذیب نمی‏کرد، یا در تأمین دلیل تصرف فردی در محلی محرز شده بود و این فرد در دعوای اصلی چیزی که خلاف این معنی را ثابت کند نمی‏گفت و ادعای خلافی نمی‏ کرد، دادگاه می‏ توانست (و می‏بایست) دلایل تأمین شده را مبنای حکم قرار دهد.

🔸اما اگر خوانده در قبال ادلۀ تأمین شده دفاع مؤثری مطرح و دلایلی ابراز می‏کرد، می‏بایست به این دلایل رسیدگی می‏شد و اینکه دلایل ضمن تأمین دلیل جمع‏ آوری و در صورتجلسه تأمین دلیل درج شده بود، آنها را مصون از تعرض نمی‏کرد.

🔸 مادۀ ۱۵۵ قانون آیین دادرسی مدنی با بیان روشن همین موضوع به این نزاع خاتمه داده است و بنابراین باید عبارت «تأمین دلیل نیست» را فراموش کنیم. این ماده می‏گوید: «تأمین دلیل برای حفظ آن است و تشخیص درجه ارزش آن در موارد استفاده با دادگاه می‏باشد».

کتاب «هنر دفاع در دادگاه‌ها»/بهمن کشاورز

✅ مراحل اعتراض مالیاتی


1️⃣توافق با اداره امور مالیاتی:

در مواردی که برگ تشخیص مالیات صادر و به مودی ابلاغ شده و وی نسبت به آن معترض باشدمیتواند ظرف سی روز از تاریخ ابلاغ شخصا یا به وسیله وکیل تامالاختیار خود به اداره امور مالیاتی مراجعه و با ارائه دلایل و اسناد و مدارک کتبا تقاضای رسیدگی مجدد نماید. در ابتدا جهت کوتاه نمودن مسیر رسیدگی، اعتراض به صورت اداری مورد رسیدگی قرار می گیرد. در این مرحله بر اساس دلایل و اسناد و مدارک، مالیات تعدیل شده و یا جهت رسیدگی به هیات های حل اختلاف ارجاع می گردد.

2️⃣هیئت حل اختلاف مالیاتی بدوی :

رسیدگی در هیات ها اصولا به صورت حضوری بوده و مودی یا نماینده وی و نیز نماینده اداره امور مالیاتی می تواند در جلسه رسیدگی حاضر شوند. رسیدگی به پرونده های مالیاتی در این هیات ها به صورت تخصصی و با حضور قاضی، نماینده سازمان امور مالیاتی کشور و نماینده تشکل ها یا مجامع حرفه ای انجام می شود.
بر اساس ماده 247 قانون مالیاتهای مستقیم، آراء هیاتهای حل اختلاف بدوی غیر قطعی و قابل اعتراض ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ رای به مودی می باشد.

3️⃣هیات حل اختلاف مالیاتی تجدید نظر:

در اصلاحات قانون مالیات های مستقیم در سال 1380 ماده 247 از مواد قانون مالیات ها حذف گردید و در واقع رسیدگی هیئت های حل اختلاف به صورت یک مرحله ای درآمد و اعتراض به آرای هیئت حل اختلاف فقط قابل رسیدگی در شورای عالی مالیاتی گردید. لیکن به موجب ماده واحده قانون الحاق یک ماده به عنوان ماده 247 به قانون مالیات های مستقیم در تاریخ 1388/2/20این ماده مجددا احیا گردید و به موجب آن در صورتی که آرای هیات های حل اختلاف بدوی ظرف بیست روز پس از ابلاغ (مطابق ماده 203) مورد اعتراض کتبی مودی یا ماموران مالیاتی قرار گیرد، قابل رسیدگی در هیئت حل اختلاف تجدید نظر خواهد بود.

🔹 نظر به این که رسیدگی های مقرر در شورای عالی مالیاتی یا دیوان عدالت اداری بسیار بطئی و طولانی است، قانون گذار پیش بینی نموده است که بسیاری از اختلافات مالیاتی در همان مراحل اول حل و فصل گردد. این راه حل، هم برای دستگاه مالیاتی سودمند است و هم مودیان مالیاتی، زیرا دستگاه مالیاتی هرچه سریع تر به وصول مالیات می پردازد و وضعیت مودی نیز روشن وشفاف می گردد.

4️⃣شورای عالی مالیاتی:

هر گاه مودی یا اداره امور مالیاتی در موعد مقرر نسبت به رأی قطعی هیأت حل اختلاف مالیاتی شکایت داشته باشد، مرجع رسیدگی به آن شورای عالی مالیاتی می باشد. این شورا به شکایات مطروحه که با دلایل و یا ارائه اسناد و مدارک صراحتا یا تلویحا ادعای نقض قوانین و مقررات موضوعه یا ادعای نقص رسیدگی شده باشد، بدون ورود به ماهیت امر صرفا از لحاظ رعایت تشریفات و کامل بودن رسیدگی های قانونی و مطابقت مورد با قوانین و مقررات موضوعه به موضوع رسیدگی و مستندا به جهات و اسباب و دلایل قانونی رأی مقتضی بر نقض آرای هیأتهای حل اختلاف مالیاتی و یا رد شکایت مزبور صادر می نماید.

5️⃣هیئت مقرر در ماده ۲۵۱ مکرر:

این مرجع رسیدگی به عنوان یکی از طرق شکایت فوق العاده رسیدگی به شکایات از مالیات های قطعی می باشد که به علت انقضای مهلت های اعتراض قابل طرح در مرجع دیگری نیست. دستور رسیدگی در این مرجع که با وزیر امور اقتصادی و دارایی می باشد به هیئتی مرکب از سه نفر به انتخاب وزیر ارجاع می گردد. رای اکثریت قطعی و لازم الاجرا می باشد.
لازم به ذکر می باشد که آرای این هیئت قابل شکایت در دیوان عدالت اداری کشور می باشد.

💠 12 شرطى كه زن به موجب آن مى تواند از ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ تقاضاى طلاق نمايد

12 شرط مندرج در عقدنامه

1- زن مي‌تواند از دادگاه تقاضاي صدور طلاق كند، در صورت خودداري شوهر از دادن خرجي زن و انجام ساير حقوق واجب زن به مدت 6 ماه.

2- دومين شرط ذكر شده در عقدنامه كه به زن اجازه طلاق مي‌دهد، بدرفتاري زوج است به حدي كه ادامه زندگي را براي زوجه غير قابل تحمل كند.

3- سومين شرطي كه با وجود آن زن اختيار طلاق دارد، بيماري خطرناك غير قابل درمان مرد است در حدي كه سلامت زن را به خطر اندازد.

4- شرط چهارم ديوانه بودن مرد است در زماني كه امكان فسخ وجود ندارد.

5- پنجمين شرط مندرج در عقدنامه، اشتغال مرد به كاري است كه به حيثيت و آبروي زن و مصالح خانوادگي او لطمه بزند در اين صورت زن مي‌تواند تقاضاي طلاق كند.

6- محكوميت شوهر به مجازات 5 سال حبس يا بيشتر، يا به جزاي نقدي كه بر اثر ناتواني از پرداخت، منجر به 5 سال بازداشت شود يا به حبس و جزاي نقدي كه مجموعاً منتهي به 5 سال بازداشت يا بيشتر شود و حكم مجازات در حال اجرا باشد نيز يكي ديگر از شروط ضمن عقد نكاح است كه به زن امكان مطلقه شدن را مي‌دهد.

7- ابتلاء زوج به هر گونه اعتياد مضري كه به تشخيص دادگاه به اساس زندگي خانوادگي خللي وارد آورد و ادامه زندگي را براي زوجه دشوار كند مانند اعتيادي كه منجر به بيكاري مرد، فروش اثاثيه منزل و وارد نمودن ضرر به سلامت جسمي و روحي زن و فرزند شود.

8- هشتمين شرطي است كه به استناد آن زن حق طلاق مي‌يابد. چنانچه زوج زندگي خانوادگي را بدون عذر موجه ترك كند يا اينكه 6 ماه متوالي بدون عذر موجه غيبت كند، زن مي‌تواند با مراجعه به دادگاه و بدون حضور شوهر طلاق خود را ثبت كند.

9- از جمله مواردي كه دادگاه تقاضاي زن را براي طلاق مي‌پذيرد و در عقدنامه نيز ذكر شده، محكوميت قطعي زوج بر اثر ارتكاب به جرم و اجراي هر گونه مجازات اعم از حد و تعزير است كه مغاير با حيثيت و شئون خانوادگي زن باشد تشخيص اين امر نيز با توجه به وضع و موقيعت زن و عرف و موازين ديگر با دادگاه است.

10- دهمين شرط از شروط دوازده گانه عقد نكاح، بچه‌دار نشدن مرد پس از گذشت 5 سال از زندگي مشترك به جهت عقيم بودن يا عوارض جسمي ديگر است كه در اين صورت زن مي‌تواند تقاضاي طلاق كند.

11- همچنين چنانچه زوج مفقودالاثر شود و ظرف 6 ماه پس از مراجعه زوجه به دادگاه پيدا نشود نيز دادگاه حكم طلاق را صادر مي‌كند.

12- آخرين شرطي كه زوج در عقدنامه آن را امضا مي كند و اختيار طلاق را به همسرش مي‌دهد، ازدواج مجدد مرد بدون اجازه همسر است كه در صورت وقوع اين مورد، زن حق طلاق را از مرد مي‌گيرد.

💠 در چه شرایطی خدمت سربازی به طور رایگان جزو سابقه بیمه حساب می شود؟



کسانی که می‌خواهند طول مدت خدمت سربازی‌شان به‌صورت رایگان به‌عنوان سابقه بیمه‌پردازی نزد سازمان تأمین اجتماعی محاسبه شود، نیازمند داشتن سه شرط اساسی هستند. این سه شرط عبارتند از اینکه:

1️⃣ داوطلبان باید قبل از ورود به خدمت سربازی سابقه‌بیمه پردازی داشته باشند

2️⃣ پیش از هفتم مرداد سال 1385 خدمت سربازی‌ شان به پایان رسیده باشد

3️⃣ پس از پایان سربازی نیز بیمه‌پرداز سازمان بیمه تأمین اجتماعی بوده‌باشند.

براساس استفساریه ماده 95 قانون تامین اجتماعی که از سوی مجلس تصویب شده است، این سه شرط برای افرادی که متقاضی استفاده از سابقه بیمه رایگان دوران خدمت سربازی هستند، الزامی است و نبود هر یک از این سه شرط امکان برخورداری افراد از این نوع سابقه بیمه‌پردازی را ناممکن خواهد کرد.

💠 چک بهتر است یا سفته؟


به مقایسه بعضی از مهمترین موارد تفاوت این دو سند تجاری می پردازیم تا شما هنگام استفاده از این اسناد یا هنگام قبول آنها در معاملات خود ، با آگاهی بیشتر و دید روشن تری اقدام کنید.

🔻۱- چک جنبه کیفری دارد ولی سفته حقوقی است. به این معنا که صدور چک بلامحل در شرایطی جرم است ولی عدم پرداخت سفته در سرسید آن ، مطلقاً جرم نیست. البته طرح دعوای سفته در دادگاه حقوقی در نهایت منجر به حکم جلب صادر کننده سفته می شود ولی این حکم جلب و بازداشت بدهکار، سوء پیشینه کیفری برای او محسوب نمی شود و آثار حکم کیفری چک را ندارد. بنابراین چک از این جهت که ممکن است دارنده ان را زودتر به نتیجه مطلوب برساند ، بهتر است.

🔻۲- چک بدون اخذ گواهی عدم پرداخت از بانک (بدون برگشت زدن) ، قابل طرح دعوا و مطالبه در دادگاه نیست و حتماً باید گواهی عدم پرداخت چک هم ضمیمه دادخواست باشد ولی سفته بدون واخواست کردن آن (بدون برگشت زدن) نیز در دادگاه قابل مطالبه است. اخذ گواهی عدم پرداخت چک ، کار سختی نیست.

🔻۳- صدور گواهی عدم پرداخت چک ، رایگان انجام می شود ، یعنی بانک برای صدور گواهی عدم پرداخت چک ، هزینه ای نمی گیرد ولی واخواست سفته (اعتراض عدم پرداخت سفته) هزینه دارد و ۲ درصد مبلغ سفته را باید بابت واخواست سفته بپردازید. پس از این جهت نیز چک ، بهتر از سفته است.

💠 ۱۴ توصیه پلیسی برای خرید آنلاین مطمئن


۱. در قسمت تماس با ما، حتماً آدرس و اطلاعات تماس از فروشگاه موجود باشد.

۲. امکان مراجعه حضوری برای خریدار وجود داشته باشد.

۳. فروشگاه دارای نماد اعتماد الکترونیکی (اینماد) باشد.

۴. آدرس سایت فروشگاه دارای گواهی SSL باشد.

۵. سیاست‌ها و روند‌های بازگشت کالا که عموماً بین ۴ تا ۷ روز در نظر گرفته می‌شود، برای خریدار وجود داشته باشد تا در صورتی که خریدار از خرید منصرف شد، بتواند کالا را بازگرداند.

۶. حتما محصولات ارائه شده دارای گارانتی و یا خدمات پس از فروش باشد و کالا‌ها اصل باشند.

۷. اطلاعات کامل و عکس از محصول مورد خرید در سایت وجود داشته باشد.

۸. حتما فاکتور خرید برای خریداربا مهر و سربرگ شرکت ارسال شود.

۹. امکان ارسال محصول و دریافت وجه درب منزل نیز علاوه بر پرداخت الکترونیکی وجود داشته باشد.

۱۰. حتما کامپیوتر یا تبلت یا هر وسیله دیگری که از آن برای انجام خرید اینترنتی استفاده می‌کنید، دارای آنتی ویروس به‌روز باشد؛ آنتی ویروس مناسب و به‌روز می‌تواند شما را از گزند انواع تروجان و ویروس و کی‌لاگر‌های خطرناک، در امان نگه دارد.

۱۱. کامپیوتر و شبکه وای‌فای خود را به رمز عبور قوی مجهز کنید؛ اولین لایه امنیتی در برابر کلاهبرداران داشتن رمز عبور قوی برای سیستم‌های شخصی است.

۱۲. قیمت و اصالت کالا را قبل از خرید بررسی کنید؛ حتما قبل از اینکه خرید خود را نهایی کنید، کالای مد نظر خود را از جهات مختلفی، چون اصالت، قیمت، خدمات و … بررسی و با فروشگاه‌های دیگر مقایسه کنید تا مبادا متضرر شوید.

۱۳. هرگز از کامپیوتر‌ها و شبکه‌های عمومی برای انجام خرید اینترنتی استفاده نکنید؛ شبکه‌های عمومی نسبت به شبکه اینترنت شخصی شما به مراتب نا‌امن‌تر است؛ بنابراین از شبکه‌های عمومی فقط برای گشت و گذار و سرگرمی و تحقیق در اینترنت استفاده کنید و هرگز از آن‌ها برای انجام تراکنش‌های مالی استفاده نکنید.

۱۴. حتما آدرس سایت مربوطه را خودتان تایپ کنید و از لینک‌های موجود داخل ایمیل و … استفاده نکنید؛ در انتها لازم به ذکر است که فروشگاه‌های اینترنتی قانونی و مورد اطمینان معمولاً، قبل از ارسال کالا و بعد از انجام خرید، مورد خرید را به شما از طریق اس‌ام‌اس یا ایمیل گزارش می‌دهند و از شما تاییدیه خواهند گرفت.

💠 فوق العاده اضافه کاری در کارگاه هایی که مزد کارگران ماهانه پرداخت می شود چگونه محاسبه می گردد ؟


✅ نحوه محاسبه اضافه کاری:

مزد روزانه = 30 : حقوق ماهانه

مزد یک ساعت کار عادی=7ساعت و 20 دقیقه : مزد روزانه

مزد یک ساعت اضافه کاری=40% مزد یک ساعت کار عادی + مزد یک ساعت کار عادی