دسته: عمومی

  • نگرشی بر قانون بیمه شخص ثالث خودرو

    می‌دونستین بهتره با پورش تصادف کنین ولی با مزدا3 نه؟!

    بعضی چیزها هستند که چه خوشمان بیاید چه نه ممکن است روزی گریبان‌گیرمان شوند. حالا بیایید این قدرها هم به موضوع منفی نگاه نکنیم؛ قرار نیست در اینجا درباره یک بیماری یا مفهوم غم‌انگیز مشابه دیگری صحبت کنیم؛ بلکه قرار است درباره موضوعی ساده ولی در عین حال بسیار مهم در مورد بیمه شخص ثالث خودرو صحبت کنیم که توجه به آن برای همه افراد می‌تواند حائز اهمیت باشد؛ به زبان ساده قرار است در این مطلب در این مورد صحبت کنیم که چرا بهتر است این روزها در رانندگیمان بیش از اینکه مراقب تصادف با یک لنکروز یا پورش باشیم، باید مراقب تصادف با یک سراتو سایپایی یا یک مزدا 3 باشیم! به زبان تخصصی و بیمه‌ای هم می‌خواهیم در مورد مفهومی به اسم قاعده نسبی صحبت کنیم.

    اصلاً مسأله چیست؟

    از این روزها که نوسانات ارزی و ممنوعیت ورود خودروهای خارجی به کشور، قیمت‌های بازار خودرو را به طور روزانه افزایش می‌دهد هم اگر بگذریم، در روزهای ثبات هم شاهد قیمت‌هایی عجیب در بازار خودرو کشور بودیم. قیمت‌های بالای خودرو هم برای شرکت‌های بیمه و هم برای مردم عادی از جهاتی می‌تواند نگران‌کننده باشد؛ چرا که شاید یک تصادف ساده با یک خودروی یک میلیاردی بتواند یک خسارت ده‌ها میلیونی به بار آورد؛ خسارتی که می‌تواند به اندازه ارزش کل یک خودروی عادی در کشور باشد. از این نظر، راهکاری که شرکت‌های بیمه برای رفع این دغدغه به کار برده‌اند، مطرح کردن قاعده نسبی است.

    قاعده نسبی در بیمه به چه معناست و چه اهمیتی دارد؟

    توجه به این نکته مهم است که قاعده نسبی، صرفاً مربوط به مسأله مورد بحث در این مطلب نیست. یکی از دوراهی‌های همیشگی در بیمه کردن اموال، میزان ارزشی است که برای اموال اعلام می‌شود. برای مثال، زمانی که برای یک خودرو بیمه بدنه می‌خریم، باید ارزش خودرو را چه قدر اعلام کنیم؟ طبیعی است که ممکن است در هنگام خرید بیمه، دقیقاً ارزش خودرو را برابر با ارزش بازار آن اعلام نکرده باشیم. در این شرایط، در صورتی که خسارتی وارد شود، شرکت بیمه چند حالت را در نظر می‌گیرد:

    . درصورتی‌که ارزش خودرو را دقیقاً برابر با ارزش بازار اعلام کرده باشیم که طبعاً مشکلی وجود ندارد.

    . در صورتی هم که ارزش خودرو را بالاتر از ارزش بازار اعلام کرده باشیم، اولاً شرکت بیمه اصل را بر حسن نیت ما می‌گذارد و بابت اعلام ارزش بیش از ارزش بازار ما را جریمه نمی‌کند و ثانیاً مطابق با ارزش بازار خودرو، به ما خسارت می‌دهد.

    . حال درصورتی‌که ارزش خودرو را کمتر از ارزش بازار اعلام کرده باشیم، شرکت بیمه در زمان پرداخت خسارت، از قاعده نسبی استفاده می‌کند. مثلاً فرض کنید ارزش خودروی ما 100 میلیون تومان باشد ولی در زمان خرید بیمه بدنه، ارزش آن را 70 میلیون تومان اعلام کرده باشیم. اگر خدای نکرده یک خسارت 10 میلیون تومانی به خودروی ما وارد شود، شرکت بیمه به طور نسبی عمل می‌کند و به جای پرداخت خسارت 10 میلیون تومانی، 7 میلیون تومان خسارت به ما می‌دهد. یکی از تحلیل‌هایی که از این رفتار شرکت‌های بیمه می‌شود این است که شرکت‌های بیمه این کار را به این دلیل انجام می‌دهند که در زمان خرید بیمه، ارزش خودرو یا به طور کلی هر مالی را حداقل برابر با ارزش بازار آن اعلام کرده باشیم.

    بهتر است هنگام خرید بیمه بدنه، ارزش خودرو را دقیقاً برابر با ارزش بازار اعلام کنیم.

    با توجه به آنچه ذکر شد، به نتیجه می‌رسیم که در بیمه کردن اموال (مثل خرید بیمه بدنه خودرو، خرید بیمه آتش سوزی منزل یا …) بهتر است ارزش اعلامی را حداقل برابر با ارزش بازار اعلام کنیم و از پایین‌تر اعلام کردن ارزش اموال جداً خودداری کنیم؛ اما کارکرد اصلی قاعده نسبی که در این مطلب قصد پرداختن به آن را داشتیم، با بحثی که شد کمی متفاوت است.

    اگر با یک خودروی گران‌قیمت تصادف کنیم، تکلیف چیست؟

    همان طور که گفته شد، یکی از ترس‌های البته به جای ما در صورت رانندگی در شهری که این روزها خودروهای میلیاردی در آن چندان کم نیستند، این است که اگر خدای نکرده با آنها تصادف کنیم، چگونه باید از پس خسارت وارده به آنها بر بیاییم؟

    برای پاسخ به این سؤال اولاً به مفهوم سقف خسارات مالی در بیمه شخص ثالث می‌پردازیم و بعد به نحوه جبران خسارات وارده به خودروهای لوکس که مربوط به مبحث قاعده نسبی می‌شود خواهیم پرداخت.

    سقف خسارت مالی در بیمه شخص ثالث چیست و چرا توجه به آن مهم است؟

    سقف خسارت مالی بیمه شخص ثالث، به معنای حداکثر مبلغی است که شرکت بیمه در هر بار استفاده از بیمه شخص ثالث نسبت به پرداخت آن متعهد می‌شود. این میزان هر ساله از سمت بیمه مرکزی جمهوری اسلامی اعلام می‌شود. برای مثال در سال 97 و در زمان نگارش این مطلب، این سقف، حداقل 7 میلیون و 700 هزار تومان و حداکثر 154 میلیون تومان است. اگر تاکنون با مفهوم سقف خسارت مالی آشنا نبوده‌اید و اصلاً نمی‌دانید بیمه شخص ثالث خودرویتان چه سقفی برای جبران خسارات مالی دارد، می‌توانید بیمه نامه شخص ثالث خودرویتان را نگاه کنید. این عدد به صورت شفاف بر روی بیمه‌نامه نوشته شده است. ضمناً توصیه دوستانه ما این است که اگر قبلاً هم با مفهوم پوشش خسارات مالی در بیمه شخص ثالث سر و کار نداشته‌اید، در آینده و در هنگام خرید بیمه شخص ثالث، همیشه این میزان را حداکثر انتخاب کنید.

    ضمناً به جز سقف خسارات مالی، مفهومی به نام سقف خسارت جانی نیز در بیمه شخص ثالث وجود دارد که ما به عنوان خریدار، نمی‌توانیم در هنگام خرید بیمه تغییری در آن ایجاد کنیم. از این نظر، خیلی هم اهمیتی ندارد که به آن توجه کنیم.

    هر چه سقف تعهدات مالی بیمه شخص ثالثتان بیشتر باشد در صورت بروز حادثه، بیمه خسارت بیشتری می‌پردازد.

    خسارت وارده به خودروهای گران قیمت یا لوکس را چگونه باید جبران کرد؟

    در پاسخ به این پرسش، بهتر است بگوییم الان یا در گذشته؟ چراکه در حال حاضر، قوانین نسبت به گذشته تغییر کرده است و اگر احیاناً خاطره‌ای از گذشته در این زمینه در ذهن خود دارید، بهتر است آن را با قوانین جدید، تغییر دهید.

    قاعده نسبی به بررسی موضوع پرداخت خسارت برای خودروهای گران قیمت و لوکس می‌پردازد.

    در گذشته در صورتی که به یک خودروی گران قیمت، فرضاً 50 میلیون تومان خسارت وارد می‌شد، اولاً خسارتی به میزان حداکثر سقف خسارت مالی بیمه‌نامه پرداخت می‌شد. به فرض، اگر بیمه شخص ثالث مقصر، بیمه‌ای با حداکثر سقف تعهدات مالی 10 میلیون تومانی بود، شرکت بیمه، 10 میلیون تومان خسارت به زیان‌دیده پرداخت می‌کرد. خب احتمالاً سؤالی که به طور منطقی برایتان پیش آمده است این است که تکلیف 40 میلیون تومان باقی‌مانده چه ‌می‌شد؟

    در این شرایط، زیان‌دیده می‌توانست به دادگاه مراجعه کند و کار را حتی تا توقیف اموال مقصر هم پیش ببرد! از این نظر خب می‌توان گفت که شرایطی که در گذشته حاکم بوده است، واقعاً ترسناک بوده است اما خب این مژده را به شما می‌دهیم که شرایط فعلی، این قدرها هم ترسناک نیست.

    در حال حاضر، شرکت‌های بیمه در هنگام پرداخت خسارت‌های مبلغ بالا، از قاعده نسبی استفاده می‌کنند. به این معنا که از نظر شرکت بیمه، حداکثر ارزش عرف یک خودرو، به میزان نصف دیه یک مرد مسلمان در ماه حرام است. این میزان دیه هر ساله توسط قوه قضائیه اعلام می‌شود. برای مثال، در سال 97 این میزان حدوداً 308 میلیون تومان است؛ بنابراین حداکثر قیمت عرف یک خودرو از دیدگاه شرکت بیمه در سال 97، 154 میلیون تومان است؛ در نتیجه:

    . اگر به یک خودروی یک میلیارد و 570 میلیون تومانی، صد میلیون تومان خسارت بزنیم، از نظر شرکت بیمه، گویی 10 میلیون تومان خسارت زده‌ایم. چون که ارزش عرف یک خودرو از نظر بیمه 1 دهم ارزش این خودرو است، پس میزان خسارت وارد شده هم با همین نسبت 1 دهم در نظر گرفته می‌شود. حال درصورتی‌که سقف تعهدات مالی بیمه شخص ثالث خودروی ما، 30 میلیون تومان باشد، شرکت بیمه 10 میلیون تومان به زیان دیده پرداخت می‌کند. نکته بعد این است که اگر در هنگام خرید، بیمه شخص ثالث خودروی ما با سقف تعهد 7 میلیون و 700 هزار تومانی خریداری شده باشد، زیان‌دیده می‌تواند شکایت کند و میزان 2 میلیون و 300 هزار تومان از ما دریافت کند.

    . اگر به یک خودروی 157 میلیون تومانی، 100 میلیون تومان خسارت بزنیم، شرکت بیمه به میزان سقف تعهدات مالی، به زیان‌دیده خسارت می‌دهد. برای مثال اگر خوش‌شانس باشیم و بیمه شخص ثالثی با سقف تعهدات 30 میلیونی خریداری کرده باشیم، شرکت بیمه 30 میلیون تومان خسارت می‌دهد و مابقی خسارت را باید خودمان پرداخت کنیم.

    با توجه به دو مثال فوق، یک نتیجه‌گیری جالب توجه این است که در هنگام رانندگی از تصادف با خودروهایی در مرز قیمتی 150 میلیون تومان باید بیشتر ترسید تا خودروهای میلیاردی!

    حداکثر ارزش عرف یک خودرو به میزان نصف دیه یک مرد مسلمان در ماه حرام یعنی 157 میلیون تومان است.

    ضمناً به عنوان مالک یک خودروی لوکس (منظور خودرویی با ارزش بیشتر از 150 میلیون تومان) حتماً باید بیمه بدنه بخریم. زیرا در صورتی که خسارت زیادی به خودرویمان وارد شود، مابه‌التفاوت خسارت را می‌توانیم از بیمه بدنه دریافت کنیم. برای مثال، در صورتی که خدای نکرده به خودروی  یک میلیارد و 570 میلیونی ما، 100 میلیون خسارت وارد شود و شرکت بیمه بعد از اعمال قاعده نسبی، به ما 30 میلیون تومان خسارت پرداخت کند، می‌توانیم با استفاده از بیمه بدنه خودرویمان، 70 میلیون مابه‌التفاوت را دریافت کنیم. البته که به دلیل پیچیده نکردن موضوع، از کم کردن فرانشیز و … در این مثال خودداری شده است.

    بنابراین می‌توان این نتیجه گیری را از موضوع داشت که با وجود قاعده نسبی در بیمه، تصادف با یک خودروی 150 الی 160 میلیونی به مراتب می‌تواند ضرر و زیان بیشتری به ما وارد کند تا تصادف با یک خودروی 1 میلیارد تومانی!

    به امید روزهای بدون تصادف برای تمام مردم سرزمینم .

  • شروع همزمانی ارسال پست ها با کانال تلگرام

    سلام

    از این لحظه به بعد

    پستهایی که در سایت

    http://beheshti4.ir

    قرار می گیرند همزمان در کانال طنز پاستوریزه تلگرام

    https://t.me/tanz_p@tanz_p

    کانال حقوق به زبان ساده

    https://t.me/h_zabanse

    نیز قرار خواهند گرفت

  • وکالت بلاعزل – کاری خطرناک

    ✅آيا ميدانستيد انجام معاملات با وكالت بلاعزل، شما را در معرض آسيب‌هاي حقوقى جدي قرار مي‌دهد؟

    امروزه در جامعه ما انجام معامله با وكالت بلاعزل، بسيار معمول گرديده است. شايد شما هم يكي از اين معاملات را تجربه كرده باشيد.
    مثلاً خودروي خود را با وكالت بلاعزل خريده باشيد و يا آپارتمان خود را بصورت وكالتي و با ارائه وكالت بلاعزل فروخته باشيد.
    لازم است بدانيم كه “عقود معين”به دو دسته تقسيم مي‌شوند:
    “عقود لازم” و “عقود جائز”

    عقودي مانند بيع و رهن كه طرفين پس از انعقاد و امضاء، حق ندارند آنرا فسخ كنند را عقود لازم مي نامند.
    اما برخي عقود وجود دارند كه بعد از انعقاد و امضاء، هريك از طرفين براحتي مي تواند آنرا فسخ و منحل نمايد، بي‌آنكه ضرورت داشته باشد كه دليل خاصي را براي فسخ ارائه نمايد. “عقد وكالت” از جمله اين عقود مي‌باشد. بعد از آنكه شما به فردي وكالت مي‌دهيد تا كاري را به نمايندگي از طرف شما انجام دهد، بلافاصله بعد از اعطاء وكالت مي‌توانيد، عقد را فسخ و يا وكيل را عزل نماييد.

    پرواضح است كه “عقود جائز” بسيار متزلزل بوده و از لحاظ ثُبات معاملاتي در معرض ريسك جدي قرار دارد.
    اما از آنجايي كه، شرايط انجام تشريفات رسمي و اداري، بويژه تنظيم اسناد رسمي نقل و انتقالات، وقت گير و هزينه بر است، استفاده از وكالت بشدت مرسوم شده است.
    البته افراد براي آنكه خطر فسخ عقد وكالت و يا عزل وكيل را از خود دور سازند، اقدام به اخذ وكالت بلاعزل مينمايند.

    وكالت بلاعزل وكالتي است كه در آن موكل ضمن عقد خارج لازم، حق عزل وكيل را از خود ساقط مي نمايد.
    اما در اين نوع از وكالت نيز همچنان خطرات شاياني موكل را تهديد مي‌كند. برخي از اين آسيب‌ها بدين شرح مي‌باشد:

    1️⃣ اسقاط حق عزل وكيل و ضم وكيل و…مسقط حق فسخ عقد وكالت نبوده و موكل همچنان مي تواند عقد وكالت را فسخ نمايد.

    2️⃣ به محض اينكه موكل فوت كند، و يا دچار جنون و امراض رواني گردد ( ولو اينكه دچار جنون اَدوراي گردد)، و يا ورشكسته گردد، عقد وكالت به خودي خود منفسخ شده و منحل مي گردد.

    3️⃣ موكل ميتواند موضوع وكالت را خود به انجام رساند و در اين صورت وكالت شما بلااثر و بي‌ارزش مي‌گردد.

    4️⃣ اعطاء وكالت، قانوناً سبب مُمَلِک محسوب نمي‌گردد و مادامي كه موضوع وكالت در انتقال، انجام نگرديده، موكل بعنوان مالك شناخته مي‌گردد، در اين وضعيت طلبكاران مي‌توانند مالي را كه شما نسبت به آن وكالت بلاعزل داريد را براحتي توقيف و نهايتاً منتقل نمايند. اجراي مهريه در اين موارد بسيار مرسوم مي‌باشد.

    5️⃣ در مواردي كه وكالت بلاعزل بواسطه تفويض وكالت، در ايادي متعددي به گردش درمي‌آيد، هر آيينه ممكن است يكي از اين روابط قراردادي كه منشاء تفويض وكالت بوده، منحل گردد و در نتيجه تمام معاملات بعدي نيز به تبع آن از درجه اعتبار ساقط گردند.
    بعنوان مثال ممكن است يك اتومبيل گران قيمت بواسطه وكالت بلاعزل، چندين نوبت بين اشخاص متعدد نقل و انتقال شده باشد و نهايتاً به دست شما رسيده باشد، اكنون اگر يكي از اين اشخاصي كه قبل از شما وكالت داشته، معامله خود را با نفر بعدي برهم زند، تمام وكالت نامه‌هاي بعدي از جمله وكالت شما نيز به تبع آن باطل مي‌گردد!

    بنابراين اولا سعي نماييد حتي المقدور معاملات خود را وكالتي انجام ندهيد و يا در صورتيكه به ناچار مالي را بصورت وكالتي خريداري نموديد، در خصوص تنظيم قرارداد وكالت مربوطه با حقوق دانان متخصص و باتجربه مشورت كنيد. در ثاني اصل معامله را بصورت مكتوب و محكم منعقد نموده و در آن به وكالت مذكور تصريح نماييد.

  • فرق تراس و بالکن

    💠 فرق تراس و بالکن از لحاظ ثبتی چیست؟

    🔻در دستورالعمل ۳۰ بندی تفکیک آپارتمان بندهای ۱۸ الی ۲۰ یعنی سه بند به موضوع تراس اختصاص داده شده
    تراس و بالکن قسمتی از ساختمان است که حداقل یکطرف آنها بسمت خارج باز باشد
    که به آنها تراس و یا بالکن یکطرف باز ، دو طرف باز یا سه طرف باز میگویند
    تفاوت ایندو در اینست که تراس غیر مسقف است و بالکن مسقف است
    یعنی اگر وارد تراس شوید و بالای سر خود را نگاه کنید سقفی نمیبینید
    تراس جزء مشاعات است
    بالکن همیشه جزء مساحت آپارتمان محاسبه میشود
    در حالت خاصی تراس جزء مفروزات است
    ولی در همین حالت خاص مساحت تراس جزء مساحت آپارتمان بحساب نمی آید بلکه به آن منضم میشود
    مثلا آپارتمانی به مساحت ۸۰ متر مربع بانضمام تراسی به مساحت ۵ متر مربع
    اما در خصوص بالکن گفته میشود مثلا آپارتمانی به مساحت ۹۵ متر که چهار متر مربع آن بالکن است.

  • چه محکومیتهایی در سوءِ پیشینه افراد درج می‌گردد؟

    💠 چه محکومیتهایی در سوءِ پیشینه افراد درج می‌گردد؟

    ✅ همه محکومیت‌ها در برگه استعلام سوءِ‌پیشینه درج نمی‌شود

    🔹ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ وتبصره یک آن که مقرر می‌دارد: درغیر موارد فوق (در ادامه مطلب به این موارد اشاره می‌شود) مراتب محکومیت در پیشینه کیفری محکوم درج می‌شود لکن در گواهی‌های صادره از مراجع دیربط منعکس نمی‌شود مگر به درخواست مراجع قضایی برای تعیین یا بازنگری درمجازات. با توجه به اینکه صرفا محکومیت قطعی در جرایم عمومی طبق ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۹۲ محکوم علیه را در مدت‌های مقرر در ذیل ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی از حقوق اجتماعی محروم می‌کند و با انقضای این مواعد همانطور که در تبصره ۲ ماده ۲۶ قانون مذکور تصریح شده است شخص اعاده حیثیت حاصل می‌کند و آثار تبعی محکومیت وی نیز زایل می‌شود لذا صدور گواهی عدم سوء پیشینه بلامانع بوده ولزومی به درج محکومیت در گواهی صادره نیست.
    محکومان موضوع تبصره یک ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ فاقد سابقه محکومیت موثر محسوب می‌شوند ومحکومیت آنان در گواهی‌های صادره درج نمی‌شود مگر آنکه استعلام کننده مرجع قضایی باشد که دراین صورت محکومیت غیر موثر آنان نیز به مرجع مذکور منعکس می‌شود. ماده ۲۵ قانون موصوف نیز بدین شرح می‌باشد: محکومیت قطعی کیفری در جرائم عمدی، پس از اجرای حکم یا شمول مرور زمان، در مدت زمان مقرر در این ماده محکوم را از حقوق اجتماعی به‌عنوان مجازات تبعی محروم می‌کند:
    الف- هفت سال در محکومیت به مجازات‌های سالب حیات و حبس ابد از تاریخ توقف اجرای حکم اصلی
    ب- سه سال در محکومیت به قطع عضو، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده بیش از نصف دیه مجنیٌ‌علیه باشد، نفی بلد و حبس تا درجه چهار
    پ- دو سال در محکومیت به شلاق حدی، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده نصف دیهمجنیٌ‌علیه یا کمتر از آن باشد و حبس درجه پنج.

  • چک

    ✅از این پس بیش‌تر مراقب چک‌هایی که صادر می‌کنید، باشید!

    🔶 در این مطلب تصمیم داریم عواقب قانونی که به تازگی در قانون اصلاح قانون صدور چک برای این قبیل چک‌ها در نظر گرفته شده است، مورد بررسی قرار دهیم. با ما همراه باشید.
    ثبت شدن غیرقابل پرداخت بودن چک یا کسری مبلغ آن در سامانه‌ی یکپارچه‌ی بانک مرکزی
    طبق قانون اصلاح قانون صدور چک، ماده ۴ و ۵ قانون صدور چک اصلاح شده است. براساس اصلاح این مواد از این پس در صورتی که در زمان سررسید، مبلغ چک وصول نشود یا این‌که موجودی حساب صادرکننده‌ی چک نزد بانک کمتر از مبلغ چک باشد و دارنده‌ی چک به بانک مراجعه کند، بانک موظف است در صورت درخواست دارنده‌ی چک فوراً غیرقابل پرداخت بودن چک یا کسری مبلغ چک را در سامانه‌ای تحت عنوان سامانه‌ی یکپارچه‌ی بانک مرکزی ثبت نماید. پس از ثبت نیز باید کد رهگیری دریافت نموده و آن را در گواهی عدم پرداخت که مشخصات چک و صادرکننده‌ی آن و هم‌چنین نشانی کامل صادرکننده در آن ذکر شده است به همراه علت یا علل عدم پرداخت، درج کند. اگر بر روی گواهی عدم پرداخت کد رهگیری درج نشده باشد، در مراجع قضایی به آن ترتیب اثر داده نخواهد شد.

    آثار ثبت در سامانه‌ی یکپارچه‌ی بانک مرکزی
    آن‌چه اهمیت دارد این است که با ثبت غیرقابل پرداخت بودن یا کسری مبلغ چک در سامانه یکپارچه‌ی بانک مرکزی، چک دارای سوء اثر می‌شود و از این رو، این سامانه موضوع را به تمامی بانک‌ها و موسسات اعتباری اطلاع می‌دهد. پس از گذشت ۲۴ ساعت، کلیه‌ی این بانک‌ها و مؤسسات اعتباری موظفند نسبت به صاحب حساب اقدامات زیر را انجام دهند:
    ۱. هیچ‌گونه حساب جدید برای وی افتتاح نکنند و کارت بانکی جدید نیز برای او صادر نشود.
    ۲. کلیه‌ی حساب‌ها و کارت‌های بانکی و هر مبلغ متعلق به صادرکننده که تحت هر عنوان نزد بانک یا مؤسسه اعتباری به میزان کسری مبلغ چک مسدود شود.
    ۳. هیچ‌گونه تسهیلات بانکی به او پرداخت نشده و هیچ ضمانت‌نامه‌ی ارزی یا ریالی برای او صادر نشود.
    ۴. هیچ‌نوع اعتبار اسنادی ارزی یا ریالی برای وی گشوده نشود.

    چه زمانی از چک رفع سوءاثر خواهد شد؟
    در موارد زیر بانک موظف است موضوع را در سامانه یکپارچه‌ی مرکزی اعلام کند تا فوراً از چک رفع سوء اثر شود:
    ۱. صادرکننده‌ی چک مبلغ چک را به حساب جاری نزد بانک محالٌ‌علیه واریز کند.
    ۲. صادرکننده‌ی چک، لاشه‌ی چک را به بانک محالٌ‌علیه ارائه دهد زیرا این به معنای پرداخت چک است.
    ۳. صادرکننده‌ی چک به همراه دارنده به دفترخانه مراجعه نمایند و دارنده‌ی چک به صادرکننده رضایت‌نامه‌ی رسمی بدهد.
    ۴. صادرکننده‌ی چک از مراجع قضایی یا ثبتی نامه‌‌ی رسمی را به بانک ارائه دهد که نشان‌دهنده‌ی اتمام عملیات اجرایی باشد.
    ۵. صادرکننده‌ی چک حکم قضایی به بانک ارائه دهد که نشان‌دهنده‌ی بدهکار نبودن او در خصوص آن چک باشد.
    ۶. مدت سه سال از تاریخ صدور گواهی عدم پرداخت گذشته باشد و در این مدت دارنده‌ی چک هیچ دعوای حقوقی یا شکایت کیفری علیه صادرکننده مطرح نکرده باشد.

    باید توجه داشت که اگر هیچ یک از موارد بالا وجود نداشته باشد، آن‌چه در سامانه یکپارچه مرکزی ثبت شده است باقی خواهد ماند و چک دارای سوءاثر خواهد بود. تا زمانی هم که از چک رفع سوءاثر نشود، صاحب حساب از تسهیلات بانکی که به آن اشاره شد محروم خواهد بود

  • چگونه باید ایران را نجات داد ؟؟

    دوستی در انتهای گفتگویی نوشت؛
    به نظر شما دقیقا چگونه باید ایران را نجات داد ؟؟
    به نظر شما ایران به چه نیاز دارد؟

    و در پاسخ‌ به او چنین نوشتم؛
    سلام بر همه ما
    سوال کوتاه است و پاسخ کوتاه‌تر.
    از خودمان شروع کنیم، و باور کنیم که مجموع برآیند یک یک ما در حرکت تحولی خودمان، مایی متحول خواهد بود و در حالیکه هیچگاه هیچ تضمینی برای آینده نبوده و نیست، تنها راه، بازگشت به اصالت و احترام به کلام است.

    یادمان باشد تحول فرایند است و‌ درونی.
    (و تغییر هدف است و بیرونی)
    تحول مستمر است،
    و درون‌مایه‌اش تجربه،
    و پیش‌رانه‌اش نارضایتی از وضع موجود (هرچه که باشد)،
    و ضرورت‌اش عدم قطعیت، که یک ویژگی جهان شمول است.

    در جهانی که ممزوج است با عدم قطعیت، تنها معبر، تمرین و تجربه و یادگیری مستمر از آن است.
    گاه از تجربه مستقیم (لمس تجربه خودمان)، گاه از تجربه غیرمستقیم (دیدن تجربه دیگران)
    و تجربه معمولا بسیار گران است، و البته همین هم است که ارزشمندش میکند.
    و هزینه یادگیری حاصل از تجربه، هزینه سرمایه‌ای عمر است.

    گام نهادن در تحول، پیامدش پذیرش مسئولیت عملکرد خود در قبال خود و دیگران است و با پذیرش مسئولیت، راه برای کامل کردن ناکاملی‌هایمان و تمیز کردن افکارمان و پروراندن اندیشه‌های نو و تمرین آگاهانه تجربه‌های تازه باز میشود.

    در حالیکه هیچ گریزی از گذشته نیست و تاریخ بشر انباشت تجربه‌هاست، در همان حال هیچ گریزی از پیمودن ادامه راه بسوی آینده جز از مسیر تجربه وجود ندارد.
    هیچ کس در هیچ جای جهان هیچ نسخه از پیش تضمین شده‌ای ندارد.

    و‌ آنجا که نهایتِ ناامیدی نمایان میشود، همانجاست که نقطه عطف تحول شکل میگیرد، افول و مرگ؟ یا برخاستن برای ساختن؟
    اشتباه نگیریم آغاز تحول از بیرون نیست، از درون است.
    انتخاب با ماست و شروع از خودمان است.

  • رابطه ی نامشروع


    شاید یکی از بدیهی ترین اصطلاحات و عباراتی که همه ی ما به کرات ان را شنیده ایم عبارت ((رابطه ی نامشروع )) باشد .

    صرفنظر از اینکه در بعضی از کشورها، روابط نامشروع، از انواعی که ما ان را جرم میدانیم؛ را اصلا جرم نمی دانند؛ و بدترین حالت ان که روسپیگری است را انتخاب رفتار یا سبک زندگی ای متفاوت، تعریف می کنند؛ طرفداران جرم انگاری رابطه نامشروع در ایران دیدگاه های متفاوتی دارند .

    در این دیدگاه؛ رابطه نامشروع، هرگونه تماس تلفنی و ارسال پیامک مخابراتی، فرستادن استیکر عاشقانه در فضای مجازی به شکل نامتعارف ، و در نهایت ان، برقراری رابطه فیزیکی یا جنسی خارج از چارچوب خانواده تفسیر می شود .

    معتقدان تفسیر مضیق قوانین جزایی رابطه ی نامشروع را رفتار مادی فیزیکی و تماس بین زن و مردی که علقه ی زوجیت بین آنها وجود ندارد دانسته و شاهد مثال خویش را عبارت ( از قبیل تقلیل و مضاجعه ) در ماده ۶۳۷ از قانون مجازات اسلامی می دانند و عده ای دیگر‌ قائل به تفسیر همین ماده و جدا نمودن عبارت ( رابطه نامشروع ) با ( اعمال منافی عفت ) بوده و روابط جنسی و فیزیکی را اعمال منافی عفت؛ و سایر ارتباطات غیر فیزیکی مثل خلوت نمودن دو نامحرم در یک مکان را از مصادیق ارتباطات نامشروع می دانند .

    صرفنظر از اینکه ما به کدام یک از این تفاسیر معتقدیم باید عرض کنم بعضی وقت ها باید کمی عرفی به مسائل نگاه کنیم ‌. بعضی وقت ها الفاظ معانی خود را از عرف می گیرند و برعکس بعضی وقت ها الفاظ در عرف، معنای خود را از دست می دهند .

    و مشکل دقیقا از همینجا شروع می شود . عرف کی ؟ عرف کجا ؟ عرف قانونی ؟ عرف دینداران یا عرف …. .

    سهل ممتنعی عبارت ( رابطه ی نامشروع ) از همینجا شروع می شود .

    🌹🌹🌹🌹🌹
    https://t.me/tanz_p

  • آیین نگارش فارسی

    ✍️ آیین نگارش فارسی

    🔹 برای اهالی قلم، از جمله در رشته پرکاربرد و پرمکاتبه حقوق، لازم است آیین نگارش زبان مورد استفاده را به خوبی بدانند. در این میان لازم نیست که به اندازه فردی که عمری در این وادی سپری کرده است کار علمی کنند، لکن انتظار می رود حداقل دانش لازم نگارش را آموخته باشند.

    🔹 نویسندگی مانند بسیاری از کارها ، نیاز به تمرین دارد ؛ بنابراین ، با خواندن كتابهای آیین نگارش ، نمی توان نویسنده شد. بلکه فقط باید نوشت ونوشت ونوشت ؛ به عبارت دیگربارهاتمرین وتکرارکرد. هرچه بیشتربنویسیم، قلم ماروانترمی شود. درست مثل رانندگی که هرچه بیشتر پشت فرمان بنشینیم ، ماهرتر می شویم . اماباخواندن كتاب راهنمایی و رانندگی نمی توان راننده ‌شد.

    🔹آنچه نوشته را می سازد:

    1- درون مایه و مفهوم

    2- قالب و واژه ها

    برای ساختن یک نوشته ادبی ، هم به مفهومی زیبا وهم به قالبی استوار نیازمندیم . اگر نوشته ای، مفهومی عالی داشته باشد،اما با واژه هایی مناسب بیان ویادرقالبی نیکو ریخته نشده باشد ، اثر ادبی محسوب نمی شود و برعکس اگر درزیباترین  قالب هم  بیان شده  ، ولی از مفهومی شایسته بی نصیب باشد، ارزشی ندارد.

    🔹 نوشته های ادبی دونوعند:

     الف – ادبی محض 

     ب- ادبی غیرمحض یا عملی

    مفهومی که درنوشته به کار می رود، اگرازتخیل وعاطفه مایه گرفته باشد ،ادبی محض است ، «ولی اگر موضوع ، ادبی و هنری نباشد و به قصد بیان واقعیتی نوشته شده باشد ، در زمرة ادبیات غیر محض یا عملی است .

    مثلاً غزلیات حافظ، هنری و ادبی محض است ولی تاریخ بیهقی، چون با بیانی استوار و قالبی زیبا نوشته شده، در شمار ادبیات عملی است .

     ♦️   ویژگیهای یك نوشتة خوب از نظرقالب و واژه ها

    🛄 1-سادگی

          نویسندگان امروزی اعتقاد دارند که زیبایی درسادگی است . درعین حال نباید سخن ، به طورکلی اززیباییهای ظاهری ومعنوی خالی باشد. هرقدرنویسنده ساده تر وهمه کس فهم تر بنویسد ، به رسالت اصلی خود – که همانا انتقال مفهومها به دیگران است –  عمل کرده است.

    نوشته باید خواننده را در سریعترین  زمان ممكن به مفهوم برساند ؛  به عبارت  دیگر، نباید برای فهم موضوع، نیاز به مراجعة‌مكرر به فرهنگ لغت و … باشد. باید دانست که منظور ازسادگی ، استفاده از واژه های کودکانه وپست وبازاری نیست ، بلکه مراد استفاده از واژه هایی است که «عوام بفهمند وخواص بپسندند».

    در ذیل به نمونه‌هایی از نثر معاصر و گذشته اشاره می‌شود:

    🔸 جلال آل احمد ، خسی در میقات:

    از دو سه روز پیش از مراسم عرفات، چادرها را می‌زنند به انتظار حجاج و بعد هم كه حضرات رفتند، دو سه روز دیگر برپاست، تا برسند و جمعشان كنند.

    🔹 ناصر خسرو:

    و چون از شهر به سوی جنوب نیم فرسنگی بروند و به نشیبی فرو روند چشمه آب از سنگ بیرون می‌آید، آن را عین سلوان گویند: عمارات بسیار بر سر آن چشمه كرده‌اند و آب آن به دیهی می‌رود و آنجا عمارات بسیار كرده‌اند و بستانها ساخته . و گویند هر كه بدان آب سر وتن شوید بیماریهای مزمن از او زایل شود، و بر سر آن چشمه وقفها بسیار كرده‌اند.

    🔹 جلال آل احمد ، كارنامة سه ساله:

    پریروزها كه می‌رفتیم، آقایی از من پرسید : « چرا ملتهای كوچك، مثل شما، زبانشان را عوض نمی‌كنند، انگلیسی را مثلاً به جای فارسی نمی‌گذارند؟»

    آخر من به این آقا چه جواب می‌دادم كه حمل بر بی ادبی نمی‌شد؟ كافی نبود كه به او بگویم زبان یك مسألة فرهنگی است . به عمق سنت و تاریخ بر می‌گردد. زبان مانند یك یخچال نیست كه متعلق به این شركت باشد كه بشود آن را پس داد و از شركت دیگری خرید كه اقساطش ارزانتر است.

    🛄 2- پاکی قلم واندیشه

    باید از نوشتن حرفهای زشت در نوشته‌ خودداری و در صورت ناچاری نیز از كنایه استفاده كنیم. آوردن واژه های ناشایست، شخصیت نویسنده را زیر سؤال می برد! چه این که در فرهنگ ایرانی – اسلامی ، داشتن پندار نیک و گفتار نیک از خصلتهای مهم انسانی به شمار می رود؛ پس ، نوشته نیز که تراوش درون مایه نویسنده است، نباید به آلودگی آغشته شود.

    🛄3- وحدت موضوع

    هر چه آورده می‌شود، باید به موضوع ارتباط داشته باشد. نباید فكر خواننده از اصل موضوع منحرف شود. نویسنده باید ازآوردن حرفهای بی مورد که ربطی به موضوع ندارد، خودداری کند.هر           جمله ای راکه می آورد بایدتوضیحی برای جمله قبل ومقدمه ای برای جمله بعد باشد.

    4-  آرایشگری در سخن

    « صنایع ادبی در گیرایی و زیبایی و خوشایندی اثر و جلب توجه خواننده، سخت، مؤثر است . آوردن تشبیه زیبا، استعارة لطیف، كنایة به موقع و به جا، توصیف بدیع، ضرب‌المثل مناسب و … نوشته را پربارتر وخواندنی‌تر می‌كند. اما در استخدام آنها باید راه افراط نرفت و فقط برای آسانی درك مطلب، زیبایی اثر و رفع خستگی خواننده از آنها مدد گرفت ؛ نه این كه بدون رعایت ضرورت و مقتضای حال، چندان به صنایع و آرایشگری پرداخت كه اصل موضوع فراموش شود و خواننده از درك مطلب بازماند یا خسته و ملول شود.»

    🔹 ●     مثال از نثر امروزی:

          كودك سال به سال بزرگ می‌شد و درخانة بهاءولد، ابر و باد و مه و خورشید و فلك همه در كار آن بودند تا این نهال آرزو هر روز بیشتر از پیش ببالد، برگ وشاخه برآرد و سر به سوی آسمان وخورشید بر افرازد. آفتاب، گویی برای آن می‌تافت تا جسم نزار روحانی گونة‌ او را با انوار لطیف آسمانی پیوند دهد و …

    (زرین كوب ، پله پله تا خدا)

    🛄 ادامه ویژگی های یک نوشته خوب از نظر قالب و واژه ها:

    ♦️ 5-شیوة آوردن سخن دیگران در نوشته

           اگر سخنی و یا نوشته‌ای را از دیگری نقل می‌كنیم ، باید حتماً آن را داخل گیومه قرار دهیم. یکی از نوشته های اداری ، صورت جلسه است که معمولاٌ در هر بند آن ، سخن افراد حاضر در جلسه نقل می شود . نویسنده صورت جلسه باید مطلبهای را که از دیگران نقل می کند، داخل گیومه قرار دهد. مثال : آقای حسینی در این جلسه فرمودند : « رسیدگی به مشکلِ مردم محروم در رأس برنامه ها قرار دارد .»

    ♦️ 6- کوتاه نویسی

           باید بكوشیم كه نوشتة ماتا جایی که ممکن است کوتاه و مفید باشد و از بحثهای خارج از موضوع جداً‌خودداری كنیم، مگر این كه برای اثبات نكته یا مطلبی، ضرورتی پیش آید. منظور از کوتاه بودن، کوتاهی جمله ها نیست ؛ منظور نیاوردن واژه های مترادفِ بی مورد و یا مطلبهایی است که هیچ نیازی به آن وجود ندارد و فقط نوعی پرحرفی و دراز نویسی است .

    به این نامه نگاه كنید كه به دلیل آوردن مترادفها، بی مورد ، طولانی شده است:

    با سلام واحترام و تقدیر و تشكر وسپاس از زحمات و تلاشهای فراوان و بی‌دریغ حضرتعالی درخصوص ارتقاء سطح كیفی آموزش وتعلیم و تربیت و پرورش دانش‌آموزان مقطع متوسطة            مدرسه ……… به استحضار می‌رساند؛

    ♦️ 7-مقدمه

           باید سعی كنیم، تا جایی كه امكان دارد، از مقدمه چینیهای بی‌مورد در نوشته‌ها خودداری كنیم . بهتر است نوشته‌را بی مقدمه شروع كنیم و در صورت لزوم نیز آن را به صورت خلاصه بیان كنیم.

     ♦️ 8- واژه های بیگانه متداول و غیر متداول

         در دنیا زبانی نیست که به واژه های سایر زبانها آلوده نباشد. درزبان فارسی نیز واژه های بیگانه بسیاری وجود دارد که بعضی ازآنها جزء زبان شده اند (متداولند) وبیرون کردن آنها نه مقرون به صرفه است ونه عملی ؛ بنابراین ، دراستفادة ازآنها گزیری نیست . اما بایداز به كاربردن واژه های بیگانه‌ای كه معمول نیست و یا جانشین وبرابر آن در زبان فارسی وجود دارد، خودداری كنیم . چنان که گفتیم ،             می توانیم از واژه هایی كه در زبان جا افتاده و برابری در فارسی ندارد ، استفاده كنیم .

         اگر قرار است واژه ای را وارد زبان کنیم که جانشینی در فارسی ندارد ، راه آن مراجعه به فرهنگستان زبان وادب فارسی است.

     ♦️ 9- واژه های فارسی مرده

          تعدادی از واژه هایی که در قرنهای گذشته به کار می رفته ، امروز مرده اند ؛ به عبارت دیگر ، کاربرد ندارد، واژة «خستو شدن» به معنی اقرارکردن و یا « آمیغ » به معنی حقیقت ، ازهمین دسته است.

           چنان که گفتیم امروز، ساده نویسی وکاربرد واژه های همه کس فهم پسندیده است ؛ بنابراین، درگفتار ونوشتار نباید از واژه هایی استفاده کردکه چندین قرن پیش کاربرد داشته است. باید واژه هایی را به کار ببریم که درحال حاضر رواج دارند.

     ♦️ 10- املای واژه ها

          در صورتی كه املای واژه‌ای را نمی‌دانیم ، باید به فرهنگها مراجعه كرده ، درست آن را بنویسیم.

    ♦️  ادامه ویژگی های یک نوشته خوب از نظر قالب و واژه ها:

    ✅ 11- قاعده های دستوری

          باید نوشته با قاعده های دستور زبان فارسی تطابق داشته باشد، در صفحه های  بعد به غلطهای دستوری رایج دربعضی ازنوشته ها ، اشاره ای کوتاه خواهیم کرد.

    ✅ 12- خوانا بودن خط

           خوانا بودن با خوش خط بودن فرق دارد و مراد این است كه حدود واژه‌ ها را رعایت كنیم ومثلاً  واژه ‌ای را بی مورد سرهم ننویسیم.

    ✅ 13- نظم و ترتیب و نظافت

          نوشته باید پاك نویس شده و تمیز ومرتب باشد.

     ✅ 14- استفاده از بند (پاراگراف)

          استفاده از بند و پاراگراف به ما كمك می‌كند تا موضوعها را از هم جدا و فهم را برای خواننده آسانتر كنیم.

     ✅ 15- خوش آهنگی

           به این جمله‌ها نگاه كنید:

    از این بعد تو را خواهم دید.

    خدایا ما را لایق كن . 

    به كمك كلیه كاركنان ، كتابها در قفسه‌ها چیده شد.

    با تغییر جمله‌های بالا به صورتی كه در پایین ذكر می‌شود، می‌توان موسیقی را زیباتر كرد؛

    از این پس تو را خواهم دید.

    خدایا ما را شایسته ساز.

    با یاری همه كاركنان، كتابها در قفسه‌های كتابخانه چیده شد.

    كتابها، با یاری همة كاركنان، در قفسه‌ها چیده شد.

    همیشه باید سعی کنیم ازمیان واژه های مترادف، زیباترینِ آن را، هم از نظر معنی وهم ازنظر آهنگ وموسیقی، انتخاب کنیم.

     ✅ 16- در نظر گرفتن خواننده

          نویسنده باید به خواننده، توجه داشته باشد، یعنی بداند برای چه كسی می‌نویسد، در این صورت با در نظر گرفتن شرایط طرف مقابل واندازه‌ و توان علمی او، از واژه های مناسب استفاده می‌كند. به علاوه ، شناخت میزان درک واطلاعات خواننده از طولانی یا کوتاه شدن بی مورد کلام جلوگیری می کند.

     ✅ 17- رعایت نشانه‌گذاری

         علامتهایی که برای نشانه گذاری در نظر گرفته شده ، در زبان فارسی نبوده است . نوشته های گذشته علامت نداشته ، به همین دلیل گاهی یک مطلب را به دو یا سه روش می توان خواند . این علامتها از سایر زبانهابه زبان ما راه پیداو کمک بزرگی به خط فارسی کرده است.

          خواندن عبارتهایی که نشانه گذاری شده ، آسان و در نتیجه فهم آن هم راحت تر است ؛ چراکه  ، اگر ما مطلبی را درست بخوانیم ، معنی آن را هم درست درک می کنند.

    ✍️ برای نگارش چه باید کرد؟

    🛄اول – خواندن

           درهر زمینه‌ای كه می‌خواهیم مطلب بنویسیم، بهتر است چند نوشته را مطالعه كنیم. خواندن ، دو كمك بزرگ به ما می‌كند : یكی این كه واژه‌ های جدید را به ما می‌آموزد و دوم این كه سبكهای مختلف نوشتن را آموزش می‌دهد.

    🛄دوم – نوشتن

          پیش از این هم توضیح دادیم كه برای نوشتن، فقط باید نوشت. بهتر است کار را با نوشتن یك خاطرة ساده شروع كنیم. هر قدر بیشتر بنویسیم قلم ما روانتر می‌شود.

    🛄سوم: رعایت مراحل نگارش

    ♦️ الف – تفكر و دقت: ابتدا باید در مورد موضوع فكر كنیم تا ببینیم چه چیزی نیاز داریم وچه بنویسیم!

    ♦️ ب- طرح : همان طوری كه هیچ ساختمانی بدون داشتن نقشه، ساخته نمی‌شود، هیچ نوشته‌ای هم ، بدون داشتن طرح و نقشه، خوب از كار در نمی‌آید. در این مرحله باید آنچه را كه پس از تفكر واندیشه دربارة موضوع، به ذهن وارد شده بدون توجه به تقدم و تأخر، روی كاغذ بنویسیم و سپس بر مبنای اولویت، آنهارا پشت سر هم، مرتب كنیم. مثلاً ‌اگر قرار است درباره دانشكده پزشكی مشهد تحقیقی انجام دهیم، طرح آن به این صورت خواهد بود؛

    🔹 1- مؤسس یا مؤسسان

     🔹 2- سال ساخت

    🔹 3- تعداد كاركنان از آغاز تا كنون

     🔹4- تعداد اعضای هیأت علمی

     🔹5- تعداد دانشجویان و …

    6- …

    7- …

     ♦️ ج- گردآوری اطلاعات : در این مرحله لازم است به منابع مختلف -یكی از آنها می‌تواند كتابخانه باشد- مراجعه كرده ، اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری كنیم.

    ♦️ د – پیش‌نویس كردن: پس از جمع‌آوری اطلاعات، آن را در بندهای مختلف پیش‌نویس می‌كنیم.

    ♦️ هـ- پاك نویس: پیش‌نویس را خوانده و مطلبهای آن را پاك نویس می‌كنیم.

    ♦️ و- بازخوانی : بار دیگر آنچه را كه پاك نویس كرده‌ایم مطالعه و غلطهای احتمالی را رفع وپاك نویس می‌كنیم.

    💥همه باید خوب و صحیح نوشتن را بیاموزیم

    ✍️ برای نگارش چه باید کرد؟

    ♦️ آیین نگارش – بخش ۶

    🛄 نشانه گذاری

    👈 نقطه ( . )

    🔹 الف- در پایان جمله‌های خبری یا انشایی:

    خواهشمندم اقدام لازم انجام دهید.

    باید فردا در مجلس حاضر شویم .

    🔹 ب- بعد از حرفهایی كه علامت اختصاری هستند:

    ر. ك : رجوع كنید به

    👈 ویرگول( ، )

    🔹 الف- بین جمله‌ها و عبارتهای غیر مستقلی كه بر روی هم یك مفهوم را می‌رسانند:

    دانشجویی كه سركلاس حاضر نشود، حق شركت در جلسه امتحان را ندارد.

    كارمندی كه به ارباب رجوع احترام می‌گذارد، تشویق می‌شود.

    🔹 ب- بین واژه یا عبارتی كه به عنوان بدل یا توضیح می‌آید:

    آقای حسینی، مشاور آقای دكتر رحیمی، در جلسه دیروز فرمودند : « هدف از برگزاری این جلسه … است.»

    🔹ج- وقتی چند واژه یك اسناد دارد:

    اعضای شورا عبارت بودند از : معاون اداری، رئیس حسابداری، كارشناس و …

    لطفاً‌ پرونده آقای … را با همكاری آقایان : جوادی، رضایی و صابری بررسی كنید و پاسخی قانع‌كننده به ایشان بدهید.

    كار شما با صبر، حوصله، تامل و تعقل حل می‌شود.

    🔹د- برای جدا كردن اجزای‌ مختلف یك نشانی (آدرس):

    لطفاً به آدرس مشهد، خیابان دانشگاه، جنب داروخانه 22 بهمن، دانشكده پزشكی ، مراجعه كنید.

    🔹 هـ – جایی كه اگر ویرگول نگذاریم، ممكن است باكسرة اضافه خوانده شود.

    مدیریت تشكیلات، بودجه و آموزش، دانشگاه را به سمت آموزش حركت می‌دهد.

    با علم مدیریت، دانشگاه چگونه ارزیابی می‌شود.

    سازمان، مركزی برای هدایت افراد به سوی هدفی خاص است.

    👈 نقطه ویرگول ( ؛ )

    🔹الف- برای جداكردن عبارتهای به ظاهر مستقل در یك كلام طولانی:

    باید به نكته های دستوری توجه كرد ؛ املای درست واژه‌ها را در نظر گرفت و به نشانه گذاری اهتمام ورزید.

    🔹 ب- برای جدا كردن جمله‌های توضیحی یا تفسیری و یا پیش از واژه‌هایی از قبیل: یعنی، به عبارت دیگر،  مثلاً ، زیرا و …

    بسم الله الرحمن الرحیم؛ به نام خداوند بخشنده مهربان، سرآغاز هر كاری است.

    باید درست نوشت؛ یعنی، به آیین نگارش توجه داشت.

    همكاران محترم گرفتار مشكلهای اقتصادی‌اند؛ به عبارت دیگر، درآمد آنان كم است.

    👈دو نقطه ( : )

    🔹الف- پیش از نقل قول :

    در این همایش آقای دكتر … فرمودند : « باید به بهداشت روانی كارمندان توجه بیشتری كرد.»

    🔹ب- برای بیان اجزای یك چیز :

    نظر شما را به موارد ذیل جلب می‌كنم : دقت در مطالعة‌ نامه‌های رسیده ، حوصله و صبر ودادن پاسخ صحیح.

    عوامل اجرایی این برنامه عبارت بودند از : 1- …  2- … 3- …

    پستهای این اداره عبارتند از : مدیر، معاون ، رئیس، كارشناس، كمك كارشناس و …

    🔹ج- هنگام معنی كردن كلمات :

    خیره : گستاخ ، بی‌شرم

    ✅ درست و صحیح نوشتن یک هنر است. بیاموزیم

    💥 علامت نقل قول یا گیومه «       »

    الف- وقتی عین سخن یا نوشته دیگری را در متن بیاوریم :

    در مادة 44 آیین‌نامه آموزشی آمده است : « … »

    تبصره : هرگاه نقل قول از چند بند تشكیل شده باشد ، گیومه را فقط درابتدای بند اول و پایان آخرین بند قرار می‌دهیم.

    ب- برای مشخص كردن یا برجسته‌كردن یك واژه و یا ذكر عنوان یك كتاب و یا مقاله و …

    یادآوری : عبارتی را كه در داخل گیومه قرار می‌دهیم نشانه‌های نقطه‌گذاری آن را نیز باید بیاوریم.

    💥 علامت تعجب ( ! )

    این علامت را فقط در تعجب به كار نمی‌بریم بلكه هرگاه بخواهیم یك حالت خاص نفسانی را بیان كنیم، از این علامت استفاده می‌كنیم، از جمله در تاكید، اخطار، تحقیر، تنفر، استهزا، ترحم، شك، امر و نهی، تهدید ، حسرت ، آرزو، دعا، نفرین، درد، ندا، خطاب و …

    خدا او را بیامرزد!

    آهسته!

    اصلاً به كار اهمیت نمی‌دهید!

    💥 علامت سئوال ( ؟ )

    الف- درجمله‌های پرسشی مستقیم یا بعداز واژه‌هایی كه جانشین جمله پرسشی مستقیم شده باشد:

    به نظر شما برای نگارش چه باید كرد؟ نوشت؟ خواند؟

    تبصره 1 – بعد از جمله‌های پرسشی غیر مستقیم نقطه می‌گذاریم:

    آقای حمیدی پرسیدند كه آیا می‌توانند به كار ادامه دهند.

    تبصره 2 – بعد از جمله‌هایی كه استفهام  انكاری‌اند، علامت تعجب می‌گذاریم :

    چه كسی از عاقبت خود اطلاع دارد!

    می‌خواهید از كار اخراج بشوید!

    تبصره 3- بعد از جمله‌هایی كه جنبه خواهش یا تقاضای مؤدبانه دارد، علامت تعجب می‌گذاریم:

    اجازه می‌دهید از حضورتان مرخص شوم!

    ممكن است خواهش كنم كار مرا انجام دهید!

    ب – پس از قیدهای استفهام :

    چرا باید به ارباب رجوع احترام گذاشت؟

    چگونه باید طرح تكریم را انجام داد؟

    💥 پرانتز یا دو هلال (  )

    عبارتهای توضیحی را با پرانتز نشان می‌دهند:

    آیین‌نامه آموزشی (نشریه 138) در سال68 به تصویب رسید.

    💥 سه نقطه (…)

    به معنای «و غیره » و به جای واژه‌ها یا عبارتهای حذف شده می‌آید.

    💥 تیره یا خط فاصله

    الف- برای جداكردن جمله‌های معترضه:

    در هفدهمین جلسه شورا – كه رئیس دانشكده هم حاضر بود – تصمیم گرفته شد…

    استاد گرانقدر آقای … – رحمه الله علیه – در سال 1290 به دنیا آمد.

    ب- بین تاریخها، عددها و واژه‌ها به معنی به و تا :

    دهه 70-60 ، سال 81-80، قطار تهران – مشهد

    ج- در واژه‌های دو جزئی: سیاسی- اجتماعی ، دانشجویی- فرهنگی

    د-  هرگاه در پایان سطر به دلیل كمبود جا، مجبور شویم بخشی از واژه را به آغاز سطر بعدی ببریم، باید بعد از قسمت اول واژه، خط تیره بگذاریم.

    هـ – بعد از عددها و یا حرفهایی كه برای شمارش به كار می‌روند : 1-  2- الف- ب-

    و- لکنت زبان را هم با خط تیره نشان می دهند.

    ز- بخشها ویاحرفهای یک واژه را باخط تیره ازهم جدا می کنند: رضا سه حرف دارد: ر-ض-ا

    💥 ممیز(/)

          الف- برای جدا کردن سال ، ماه وروز

          ب- برای جدا کردن سال هجری قمری از میلادی و…

          ج- برای خلاصه کردن؛مثلاً به جای این که بنویسیم:قرآن سوره 3 آیه 22 می نویسیم: قرآن 3/22

          د- بین دو مصراع یک بیت شعری که درمیان متنی قرار می گیرد.      

    💥 ایضاً (//)

    هرگاه بخواهیم از تكرار واژه‌هایی كه در ذیل هم نوشته می شوند، خودداری كنیم، از علامت ایضاً استفاده می‌كنیم.

    تبصره : در امور مالی نباید به جای عددها كه در ذیل هم می‌آیند، از ایضاً استفاده كرد.

  • زبان بدن دروغگو ها

    🔺زبان بدن دروغگو ها چه می گوید؟

    🔹 دروغگو ها اگرچه می توانند با زبانشان شما را فریب دهند ، اما با زبان بدنشان هرگز ! زبان بدن راستگو ترین زبان هاست !

    🌹🌹🌹🌹🌹

    https://t.me/tanz_p