دسته: عمومی

  • عقل

    روزی در جايی می‌خواندم كه شيطان، حضرت مسيح را به بالای برج اورشليم برد و گفت: اگر تو وابسته و عزيز خدايی، از اين بالا بپر تا خدای تو، تو را نجات دهد!
    مسيح آرام آرام شروع به پايين آمدن از برج كرد.
    شيطان پرسيد، چه شد؟ به خدايت اعتماد نداری؟!
    مسيح پاسخ گفت: مكتوب است كه تا زمانی که ميتواني از طريق عقلت عاقبت کاری را بفهمی، خدايت را امتحان نكن!

    تا آنجا كه می‌توانیم برای هر كاری سر به آسمان نگيرم و استمداد نطلبیم چون او بزرگترين یاری‌اش را كه عقلانيت است، قبلا هديه داده است.
    نکته جالب متن فوق اینجاست که بزرگترین موهبت الهی که عقل است را نمی‌بینیم و باز دنبال معجزات دیگر هستیم.

  • از آسمان افتاده

    محمد ابراهيم خان معمار باشی ملقب به وزير نظام مردی زيرک بود و مدتی حكومت تهران را بر عهده داشت. در طول مدت حكومتش شهر تهران در نهايت نظم و آرامش بود.
    روزی يكی به وزير نظام شكايت كرد كه چون عازم زيارت مشهد بودم، خانه ام را براي نگهداری به فلان شخص دادم.
    اكنون كه مراجعت كردم مرا به خانه راه نمیدهد و میگوید كه من متصرفم و تصرف قاطع ترين دليل مالكيت است.
    وزير نظام بر صحت ادعای شاكی يقين حاصل كرد و شخص غاصب را احضار نمود تا اسناد مالکیت را ارائه دهد. آن مرد شانه بالا انداخت و گفت:
    سند و مدرک لازم ندارد، خانه مال من است زيرا متصرفم.
    حاكم گفت: در تصرف تو بحثی نيست، فقط ميخواهم بدانم كه چگونه آن را تصرف كردی؟
    او كه خيال میكرد وزير نظام از صدای كلفت و کلمات مسجعی که از ته گلو میگفت از وی حساب میبرد با بی پروايی دوباره جواب داد:
    از آسمان افتادم توی خانه و متصرفم. از متصرف مدرک نمیخواهند.

    وزير نظام ديگر تأمل را جايز نديد و فرمان داد او را همان جا به چوب و فلک بستند تا از هوش رفت. پس از آنكه به هوش آمد به وی گفت:
    میدانی كه چرا مجازات شدی؟ برای اینکه من بعد هر وقت خواستی از آسمان بيفتی، به خانه خودت بيفتی نه خانه مردم…

    قاعدۀ :
    اَلغَاصِبُ یُؤخَذُ بِأشَقِّ الأحوَالِ

  • غلیظ

    ➕مواظب رفتارهای غلیظ باشید.

    ➖هر جایی دیدید یک رفتار به شکل غلیظ اظهار می‌شود بدانید که به احتمال بسیار زیاد در پشت صحنه( یعنی در باطن فرد) عکس این رفتار وجود دارد.

    ➖کسی که خیلی غلیظ با ادب است، باید بدانید که در عمق باطنش دریایی از بی ادبی نهفته است.

    ➖کسی که خیلی غلیظ خودش را سربه زیر و ماخوذ به حیا نشان می دهد، بدانید که خشمی فراوان پشت این شرم پنهان است.

    ➖یا اگر کسی خیلی بیش از حد و غلیظ اظهار معتمد بودن می کند، بدانید که در باطنش خیانت اولین گزینه است.

    ➖کسی که خیلی غلیظ با غیرت و متعصب است در باطنش آتش فشانی از فساد منتظر انفجار است.
    ➖كسی كه خیلی غليظ به دینداری و پاک‌منشی خود را مطرح ميكند؛ شک نداشته باشيد با اين نما، باطنی عاری از هر گونه اعتقاد وجود دارد.

    ➖آدم ها پشت رفتارهای غلیظ پنهان می‌شوند تا حجم بزرگ منفی‌های درونشان را استتار کنند.

    ➖مواظب رفتارهای غلیظ باشید و از همه آنها مهم تر سراغ غلیظ‌های خودتان نيز بروید. تا ببینید کدام رفتار افراطی را از خود نشان می‌دهید.

    ➖یک زندگی سالم ، زندگی معتدلانه است.

  • کریم واقعی

    درویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد . چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد . کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند .
    کریم خان گفت : این اشاره‌ های تو برای چه بود ؟
    درویش گفت : نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم .
    آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده ؟کریم خان در حال کشیدن قلیان بود ؛ گفت چه می‌خواهی ؟

    درویش گفت : همین قلیان ، مرا بس است !چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت . خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می‌ خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد ! پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد !روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خان رفت .
    ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشاره‌ای به کریم خان زند کرد و گفت : نه من کریمم نه تو ؛ کریم فقط خداست ، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست . . .

  • ترفند جدید کلاهبرداران ماهواره ای

    ‍ 📣فریب کلاهبرداران #ماهواره ای را نخورید

    ترفند جدیدی که #کلاهبرداران_ماهواره ای در پیش گرفته اند آنکه ابتدا چند محصول را با قیمت باور نکردنی و یک دهم قیمت واقعی برای ماه ها از شبکه های ماهواره ای #تبلیغ میکنند و البته جالب اینکه هیچ یک از متقاضیان که با ارسال پیامک درخواست $خرید محصولات را دارند پاسخی از طرف مقابل دریافت نمیکنند.
    به یک باره تبلیغ جدیدی شروع شده و در آن اعلام میکنند که گول تبلیغ محصولات فیک و تقلبی را نخورید و این بار همان محصول به قیمت چند برابری ارائه میشود .
    هر چند تمامی این محصولات ساخت کارگاههای زیر زمینی کپی رایت و درجه چندم و بی ارزش بوده و اکثر محصولات حتی در همان لحظه اول قابلیت استفاده هم ندارند ، لکن این نوع ترفند ذهن بینندگان را طوری اغوا میکند که محصول با تبلیغ جدید ؛ مثلا ًجنس #اورجینال بوده و ارزش خرید دارند .
    فریب تبلیغ #مسموم شبکه های ماهواره ای را نخورده و از خرید جداً #اجتناب کنید .

    نشر_حداکثری 🎤

    عملیاتفریبماهواره_ای📯📯🎷🎷

  • بیمه

    شاید تا کنون برای شما این سوال بسیار پیش آمده باشد که شخص ثالث در بیمه شخص ثالث دقیقا چه کسی است؟

    مطابق با قانون جدید بیمه، شخص ثالث هر شخصی است که به سبب حوادث موضوع این قانون دچار خسارت بدنی و یا مالی شود؛ که البته راننده مسبب حادثه مستثنی است.

    به هیچ عنوان خودرویی را که بیمه نشده، جهت استفاده، در اختیار دیگران قرار ندهید.

    چرا که در صورت بروز حادثه، به 10 درصد مجموع خسارات وارده به عنوان جریمه محکوم می شوید.

    چنانچه شخص حقوقی مالک خودرو باشد، این جریمه به 20 درصد افزایش پیدا می کند.

  • داستانک

    مرد هندی و افسر انگلیسی!

    در زمان اشغال هند توسط بریتانیا، روزی افسر انگلیسی بدون هیچ دلیلی سیلی محکمی به یک شهروند هندی زد. شهروند ساده هندی چنان با مشت به روی افسر بریتانیایی زد که او از اثر شدت ضربه وارده به زمین افتاد.

    افسر بریتانیایی از این عکس العمل هندی وحشت زده و خشمگین شده بود؛ ولی چون تنها بود چیزی نگفت و بطرف مقر سربازان بریتانیایی رفت تا با گرفتن نیرو برگردد و جواب مرد هندی را بدهد که جرات کرده به افسر امپراطوری سیلی بزند که آفتاب در قلمرو آن غروب نمی کند..

    پیش ژنرال انگلیسی رفت و از او خواست تا سرباز به او بدهد تا برگردد و جواب این بی ادبی را به هندی دهد. اما ژنرال انگلیسی بدون این که جواب او را بدهد، او را به اتاقی برد که در آن پول نگهداری میشد و گفت: 50000 روپیه بردار و برو نزد آن هندی و در مقابل کاری که انجام دادی به او بده و معذرت بخواه!

    افسر با شنیدن این حرف معترضانه گفت: هندی بدبخت به یک افسر ملکه سیلی زده است و این یعنی بی احترامی به امپراطوری انگلیس، ولی شما بجای مجازات به من می گویید به او پول بدهم و عذر بخواهم؟! ژنرال با خشم گفت: این یک دستور است، باید بدون چون و چرا اجرا کنی.

    افسر به ناچار پول را به مرد هندی داد و عذر خواست. هندی پذیرفت و با خوشحالی تمام پول را از او گرفت و یادش رفت که او حق داشته اشغالگر وطنش را بزند! پنجاه هزار روپیه آن زمان پول هنگفتی بود و او با آن خانه خرید و با بقیه اش چندین ریکشا (وسیله ی حمل و نقل درون شهری در هندوستان) گرفت و با استخدام چند راننده آن ها را به کرایه داد…

    روزگار گذشت و وضع زندگی او بهتر شد تا این که به یکی از تجار در شهر خود تبدیل شد. او فراموش کرده بود که با گرفتن پول از کرامتش گذشته ولی انگلیسی ها آن سیلی او را فراموش نکرده بودند.

    روزی ژنرال انگلیسی، افسرِی را که از هندی سیلی خورده بود فراخواند و به او گفت: آیا آن هندی را که به تو سیلی زده بود به یاد داری؟ افسر پاسخ داد: بلی چگونه می توانم او را فراموش کنم.

    ژنرال گفت: حال وقتش است که بروی و انتقام آن سیلی را ازش بگیری، ولی او را در حالی با سیلی بزن که مردم در دور و برش جمع باشند.

    افسر گفت: آن روز که هیچ کسی نداشت مرا از زدن او بازداشتی حال که صاحب جاه و جلال و خدمه شده است می گویی برو او را بزن؟ می ترسم افرادش مرا بکشند.

    ژنرال گفت: خاطرت جمع باشد، نمی کشند، فقط برو و آن چه را که گفتم انجام بده و برگرد.

    وقتی افسر انگلیسی داخل خانه هندی شد او را در میان جمع کثیری از مردم یافت در حالی که خادمان و محافظانش او را احاطه کرده بودند، بدون مقدمه بطرف او رفت و با سیلی چنان محکم به رویش کوبید که بر زمین افتاد، افسر ایستاده بود تا عکس العمل او را ببیند ولی هندی بدون هیچ عکس العملی از جایش هم بلند نشد و به طرف انگلیسی حتی چشم بالا نکرد!

    افسر از تعجب دهنش باز مانده بود ولی خوشحال از گرفتن انتقام نزد ژنرال خود برگشت. ژنرال به افسرش گفت : خیلی خوشحال به نظر می آیی و فکر میکنم متعجب شدی.

    افسر پاسخ داد: بلی برای بار اول که او را با سیلی زدم او از من محکم تر بر رویم کوبید در حالی که فقیر بود. ولی امروز که او صاحب جاه و جلال و خدمه است حتی پاسخ سیلی ام را با حرف هم نداد، این مرا به تعجب واداشته است.

    ژنرال در پاسخ افسرش گفت: دفعه اول او «کرامت» داشت و آن را بالاترین سرمایه خویش می پنداشت، برای همین از آن دفاع کرد.

    ولی دفعه دوم، او کرامت خود را در به پول فروخته بود، برای همین از آن نتوانست دفاع کند «چون می ترسید که مصالح و منافع خود را از دست بدهد».

    🌟این داستان، حکایت افراد زیادی است! آنان که با گرفتن پول و مقام، حقوق و وام نجومی، ملک و زمین و اموال، رانت و اختلاس و پارتی و شهرت و یا سایر امتیازات، فرستادن فرزندان شان به اروپا و آمریکا و… کرامتِ خویش را فروخته اند‌، از ترس باختن اندوخته های کاذب خود لال شده اند و حرفی نمی زنند! داستانی آشنا برای همه ما…

  • ‍ نکته بسیار مهم برای فروشنده ‼️

    مبادا فروشنده از آوردن این بند کلیدی در قرارداد غفلت کند . عدم توجه به این امر مهم چه بسا سرمایه و اندوخته چندین ساله افراد را میتواند به باد فنا دهد. بنابر این فراموش نمیکنیم در قرارداد بنویسیم :

    ” بین طرفین شرط شد که چنانچه هر یک از چکها به هر علت در موقع ارائه به بانک پرداخت نشود ، بیع و قرارداد به خودی خود منفسخ خواهد شد و فروشنده می تواند ملک را به دیگری منتقل کند در این حالت صرفا مبلغ پرداختی خریدار به کسر ۱۰ درصد قابل استرداد خواهد بود “

  • 👈قواعد عددنویسی


    ۱) اعدادِ بی ‌واو (تک‌کلمه‌ای)، حروفی: نُه، یازده، نود، صد، دویست، نهصد، هزار

    ۲) اعدادِ با واو، رقمی: ۲۶، ۱۲۵، ۱۳۵۶، ۳۴۸۰۰

    ۳) اعدادِ ترتیبی، حروفی و نیم‌فاصله: هشتادوسومین‌ جلسه، بیست‌ویکمِ اسفند، فصلِ بیست‌وسوم، سی‌اُمین همایش

    ۴) اعدادِ اعشاری، رقمی: ۲۵٫۴، ۱۲۷٫۶۵

    ۵) اعدادِ کسری، حروفی: یک‌دوم، پنج و یک‌سوم

    ۶) ساعت، یا رقمی یا حروفی: ۲۱:۵۴/ نُه و پنجاه و چهار دقیقۀ شب (یک ربع به چهار، بیست دقیقه به هفت، چهارِ صبح، شش و نیمِ عصر)

    ۷) تاریخ، در متن، با فاصلۀ جامد* (بینِ عدد و کلمه): ۲۲ تیر ۱۳۹۴، هفتمِ شعبانِ هزار و چهارصد و سی، ۱۹۹۶/۰۸/۲۲

    ۸) سایرِ واحدها، با فاصلۀ جامد (بینِ‌ عدد و واحد): ۶ گرم، ۱۲۰٫۰۰۰ ريال، ۲۵۰ درجۀ فارنهایت، ۷ لیتر

    ۹) عددِ پاورقی و پی‌نوشت (= عددِ توک) و ریاضیات و درصد و شمارۀ شناس‌نامه و جدول و صفحه و نمودار و آیه، همگی، به رقم نوشته می‌شود.

    ★ فاصلۀ جامد فاصله‌ای است که میانِ دو کلمه یا میانِ یک عدد و یک کلمه/ حرف می‌آید و آن دو را (درعینِ فاصله داشتن) به‌ هم زنجیر می‌کند و در کنارِ هم نگه می دارد.

  • 👈نکته های نگارشی


    👈واژه ها ی دواملایی وچنداملایی در زبان فارسی بخش نخست

     در همه ی زبان ها واژه هايی هست كه از نظر املايي به دو يا چند صورت مي توان آنها را نوشت .در اين نوع كلمات ، معمولاًنوشتن يك صورت آن‌ها متداول تر است و نوشتن شكل ديگر غلط محسوب نمي شود. البته اين كلمات دو املايي را مي توان به چند نوع طبقه بندي كرد ؛ مثلاً واژه هایی كه در متون گذشته با حرف « ط » نوشته مي شده اند و امروزه توصيه مي شود كه آنها را با حرف « ت » بنويسند مثل طوس ، طهران ، سطبر ، غلطيدن ، اطاق و…

    یک نکته: نوشتن شکل دوم غلط املایی محسوب نمی شود. برای مثال:اگر  « آذوقه » را به صورت « آزوقه » ؛ يا « جقّه »« را به صورت « جغّه »بنویسیم نادرست نیست.

    فهرست برخی واژگان دو یا چند املایی

    🔹آيينه / آينه : نوعي سطح صيقلي كه نور رسيده از هر جسم را باز مي تاباند ، هر چيز بسيار صاف و برّاق

    🔹اتاق / اطاق : اصل اين لغت تركي است و در تركي مخرج « ط » وجود ندارد . بنابراين بهتراست كه به صورت « اتاق » نوشته شود . در زبان تركي به معني خانه و خيمه گاه است . برخي پنداشته اند اين كلمه همان« وثاق » عربي است .

    🔹پروفسور / پرفسور : professeur ، استاد دانشگاه

    🔹اتومبيل / اتوموبيل / اتمبيل : از فرانسوي Automobile از پيشوند داراي ريشه لاتيني به معني « خود » و « موبايل » به معني متحرك ، سيار و روان ، معادل فارسي « خودرو » ، آقاي بهمنيار در مقاله « املاي فارسي » كه در مقدمه لغت نامة دهخدا آمده است صورت « اتمبيل » را پيشنهاد مي كند .

    🔹بتّه / بوته / بته : هر سه صحيح و يك كلمه فارسي است . گُل و بتّه : نقش گل و گياه كه نقاش مي كشد .

    🔹توسي / طوسي :  هر دو صورت درست است . توصيه مي شود « توسي » بنويسيم .

    🔹بقچه  / بغچه : ( تركي ) ، به هر دوصورت درست است .

    🔹تزئين / تزيين : هر دو صورت درست است .

    🔹چارپاره / چهارپاره: به شكل اوّل رايج تر است .

    🔹دكان / دكّان : به هر دو صورت آمده است .

    🔹سالن / سالون: ( فرانسوي salon از ايتاليايي salone ) فضاي سرپوشيده ي نسبتاً بزرگ

    🔹مليون / ميليون : از كلمه فرانسوي million و املاي صحيح آن ميليون است .

    🔹واگن/ واگون : ( انگليسي wagon) هر يك از بخش هاي مجزاي قطار كه به وسيله ي لكوموتيو بر روي ريل راه آهن كشيده مي شود.

    🔹هيجده / هجده / هيژده / هژده : به هر چهار صورت درست است . در اصل « هشت ده »

    🔹يقه / يخه ( تركي ) : گريبان ، به هر دو صورت آمده است

    👈نکته: در رسم الخطّ فارسي به دليل نبودن حرف مستقل براي مصوّت هاي كوتاه  ـَـِــُـ مي نويسيم « مراد »، « قربان» و نه « موراد » و « قوربان » ، بنابراين در نوشتن شماری از واژه های دخيل فرانسوي و انگلیسی هم نوشتن : فرمول، ميكرب، ويلن، اتومبيل، گلبول ، دمكراسي و … رايج تر از : فورمول ، ميكروب ، ويولن ( ويولون ) ، اتوموبيل ( اتمبيل ) ، گولوبول  و دموكراسی است.