🔹زمان قاجار که زنها حق رفتن به مدرسه رو نداشتن نخستین مردمانی که به دختر هاشون اجازه درس خواندن دادند رشتی ها بودند، وقتی این خبر به شهر های دیگر رسید، مردمانش میگفتند رشتی ها چقدر بی غیرت هستند که دخترانشان را به مدرسه میفرستن!
در زمان حمله ی اعراب به ایران همه جای ایران بزرگ(ایران،پاکستان،
افغانستان، تاجیکستان،ازبکستان،
عراق،آذربایجان،کردستان،لرستان و … زیر سلطه اعراب رفت غیر از گیلان!
آذرآبادگان شد آذربایجان،
پارس شد فارس،
سپاهان شد اصفهان
اما غیرت گیلک ها نذاشت گیلان رو جیلان کنند..!!
اگر کردستان و لرستان و خراسان و خوزستان هم “پ” ژ” “گ” “چ” داشتند قطعا نام اون استانها هم تغییر می کرد.
🔸چرا آذری خر شد؟
پس از به توپ بستن مجلس توسط محمد علی میرزای قاجار ملعون،تبریزیها شورش کردند و بر علیه استبداد حاکم قاجاری قیام کردند.شهر توسط حاکم شیعه قاجاری و استعمار انگلیس محاصره شد ۶ماه تمام شهر در محاصره بود.قحطی و کمبود غذا بیداد کرد.اما مردم تسلیم نشدند.پیغام مردم شهر به محاصره کنندگان این بود.”غذا تمام شده عیب ندارد یونجه میخوریم.یونجه هم تمام شود برگ درخت میخوریم ولی تسلیم نمیشویم”.
همه جا پیچید که آذری ها خر شدند..!!
افسوس که برخی نادان هم به آن دامن زدند.
نه آذری خره
نه اصفهانی خسیسه
و نه رشتی بی غیرته
آذری با محبت و با معرفته
اصفهانی مهمون نوازه
و رشتی با هوش و نابغه پروره
هر گاه جمله ای درباره ی توهین به اقوام ایرانی شنیدید بدانید که این توهین های تفرقه افکنانه که هدفی جز جنگ داخلی و تجزیه ایران ندارند،از سوی روس و انگلیس و عرب و مزدوران داخلی آنها ساخته شده اند.
پاینده باد همبستگی اقوام ایرانی و ایران هفت هزار ساله.
من وکیلم! همانی که گاه شرخرم میخوانی! گاه کار چاق کن!!! و هر دم به حرام و حلال پولم شک میکنی!! من اما تا صبح پرونده میخواندم ماده ها را زیر و رو میکردم در شهر اگر یک چراغ روشن بود… آن چراغ اتاق من بود که چشمانی سرخ و تنی خسته در آن به دنبال آزادی درمانده ای بودند!!! و من بارها پای میز کار خوابم برده است!!!! هرگز فراموش نمیکنم که درکنار همسرم فیلم دیدم و در آخر پرسید خب تحلیلت چیست؟ و من تمام پرونده ای که در طول فیلم به آن فکر میکردم را برایش دفاع کردم و او مات و مبهوت به چشمانم مینگریست!!!! من وکیلی هستم که رمان میخواند، اما….. نه رمانی که همه میخوانند… من رمان زندگی موکلانم را میخوانم… و میگریم…. میخندم…. می آموزم…. می اندیشم… دفاع میکنم…. و من نه یک قصه را بلکه به تعداد پرونده هایم قصه های رنگارنگ را زندگی میکنم!! گاه مادرانه دل میسوزانم گاه پدرانه تکیه گاه میشوم گاه خواهری میشوم محرم راز گاه برادری همراه در سفری دور و دراز و آنگاه که من این هارا زندگی میکنم تو درحال قضاوت منی!!!!! و مرا هیچ اندوهی نیست…. من تو را با وجدانت، باخدا، تنها میگذارم و پرونده را میبندم و چراغی که روشن بود اگر یادت باشد خاموش میکنم سر بر بالش گذاشته و در حال تکرار موادی که باید فردا به آنها استناد کنم به خواب میروم و در خواب آزادی و عدالت را میبینم که درشهر میرقصند!!!!!
تقدیم به تمام وکلای سرزمینم
🌹🌹🌹🌹🌹
https://t.me/tanz_p
با یکی از دوستانم سوار تاکسی شدیم.هنگام پیاده شدن دوستم به راننده تاکسی گفت:
ممنون آقا،واقعا که رانندگی شما عالی است.
راننده با تعجب گفت:جدی میگویید یا اینکه داری مرا دست می اندازی؟!
دوستم گفت: نه جدی گفتم . خونسردی شما در رانندگی در چنین خیابان های شلوعی قابل تحسین است.
شما بسیار خوب رانندگی نموده و قوانین را رعایت میکنید.
راننده لبخند رضایت بخشی زد و دور شد.
از دوستم پرسیدم : موضوع چی بود؟!
گفت سعی دارم ” عشق ” را به مردم شهر هدیه کنم!
با صحبت های من آن راننده تاکسی روز خوشی را پیش رو خواهد داشت .
رفتار او با مسافرانش خوب تر از قبل خواهد بود،مسافران نیز از رفتار خوب راننده انرژی میگیرند و رفتارشان با زیر دستان،فروشندگان ، همکاران و اعضای خانواده خوب خواهد بود.
به همین ترتیب خوش نیتی و خوش خلقی میان حداقل هزارنفر پخش خواهد شد.
من هر روز با افراد زیادی روبرو میشم.
اگر بتوانم فقط 3 نفر را خوشحال کنم،بر رفتار 3 هزار نفر تاثیر گذاشته ام .
گفتن آن جملات به راننده تاکسی هیچ زحمتی نداشت . اگر با راننده دیگری برخورد کنم او را نیز خوشحال خواهم کرد .
در ادامه مسیر ، از ساختمان نیمه تمامی گذشتیم که در جلو ساختمان ،5 کارگر مشغول خوردن صبحانه بودند .
دوستم ایستاد و گفت: شما کار فوق العاده ای انجام داده اید،شغل سخت و خطرناکی دارید . این ساختمان کی تمام میشود؟!
یکی از کارگران با اکراه گفت :دوماه دیگر .
دوستم گفت : واقعا ساختمان زیبایی است . باید به کارتان افتخار کنید.
از کارگران فاصله گرفتیم دوستم گفت : وقتی کارگران حرف های مرا هضم کنند ، احساس خوبی به انها دست خواهد داد و از خوشحالی انها بخشی از شهر به نحوی بهره مند میشود . هرگز این کار را دست کم نمیگیرم و مایوس نمیشوم .
خوشحال کردن مردم یک شهر کار ساده ای نیست اما اگر بتوانم چند نفر را خوشحال کنم کار بزرگی انجام داده ام. روح روح زندگي ما همين عشق است.هر وجودي روحي دارد و روح زيست اصلي ما عشقي است كه مي آفرينيم و نثار هستي مي كنيم.
حال آنكه برخي از ما با يك ادبيات ناپسند در پي فرصتيم كه همديگر را تحقیر كنيم؛
واااي چقدرر چاق شدي!
موهاي سفيدتم كه كم كم در اومد
اينهمه كار ميكني براي اينقدرر در آمد؟!
تو واقعاً فكر ميكني در اين امتحان قبول ميشي؟!
و….
اين جملات و امثال آنها كاملاً مخرب نيروي عشق هستند و عشق را از رابطه ها گريزان مي كنند.اگر بتوانيم زيبايي را در نگاه خودمان جاي دهيم اصولاً عشق است كه از وجود ما ساطع ميشود.
میدونستین بهتره با پورش تصادف کنین ولی با مزدا3 نه؟!
بعضی
چیزها هستند که چه خوشمان بیاید چه نه ممکن است روزی گریبانگیرمان شوند. حالا
بیایید این قدرها هم به موضوع منفی نگاه نکنیم؛ قرار نیست در اینجا درباره یک
بیماری یا مفهوم غمانگیز مشابه دیگری صحبت کنیم؛ بلکه قرار است درباره موضوعی
ساده ولی در عین حال بسیار مهم در مورد بیمه شخص ثالث خودرو صحبت کنیم که توجه به
آن برای همه افراد میتواند حائز اهمیت باشد؛ به زبان ساده قرار است در این مطلب
در این مورد صحبت کنیم که چرا بهتر است این روزها در رانندگیمان بیش از اینکه
مراقب تصادف با یک لنکروز یا پورش باشیم، باید مراقب تصادف با یک سراتو سایپایی یا
یک مزدا 3 باشیم! به زبان تخصصی و بیمهای هم میخواهیم در مورد مفهومی به اسم
قاعده نسبی صحبت کنیم.
اصلاً
مسأله چیست؟
از
این روزها که نوسانات ارزی و ممنوعیت ورود خودروهای خارجی به کشور، قیمتهای بازار
خودرو را به طور روزانه افزایش میدهد هم اگر بگذریم، در روزهای ثبات هم شاهد قیمتهایی
عجیب در بازار خودرو کشور بودیم. قیمتهای بالای خودرو هم برای شرکتهای بیمه و هم
برای مردم عادی از جهاتی میتواند نگرانکننده باشد؛ چرا که شاید یک تصادف ساده با
یک خودروی یک میلیاردی بتواند یک خسارت دهها میلیونی به بار آورد؛ خسارتی که میتواند
به اندازه ارزش کل یک خودروی عادی در کشور باشد. از این نظر، راهکاری که شرکتهای
بیمه برای رفع این دغدغه به کار بردهاند، مطرح کردن قاعده نسبی است.
قاعده
نسبی در بیمه به چه معناست و چه اهمیتی دارد؟
توجه به این نکته مهم است که قاعده نسبی، صرفاً مربوط به مسأله مورد بحث در این مطلب نیست. یکی از دوراهیهای همیشگی در بیمه کردن اموال، میزان ارزشی است که برای اموال اعلام میشود. برای مثال، زمانی که برای یک خودرو بیمه بدنه میخریم، باید ارزش خودرو را چه قدر اعلام کنیم؟ طبیعی است که ممکن است در هنگام خرید بیمه، دقیقاً ارزش خودرو را برابر با ارزش بازار آن اعلام نکرده باشیم. در این شرایط، در صورتی که خسارتی وارد شود، شرکت بیمه چند حالت را در نظر میگیرد:
.
درصورتیکه ارزش خودرو را دقیقاً برابر با ارزش بازار اعلام کرده باشیم که طبعاً
مشکلی وجود ندارد.
.
در صورتی هم که ارزش خودرو را بالاتر از ارزش بازار اعلام کرده باشیم، اولاً شرکت
بیمه اصل را بر حسن نیت ما میگذارد و بابت اعلام ارزش بیش از ارزش بازار ما را
جریمه نمیکند و ثانیاً مطابق با ارزش بازار خودرو، به ما خسارت میدهد.
.
حال درصورتیکه ارزش خودرو را کمتر از ارزش بازار اعلام کرده باشیم، شرکت بیمه در
زمان پرداخت خسارت، از قاعده نسبی استفاده میکند. مثلاً فرض کنید ارزش خودروی ما
100 میلیون تومان باشد ولی در زمان خرید بیمه بدنه، ارزش آن را 70 میلیون تومان
اعلام کرده باشیم. اگر خدای نکرده یک خسارت 10 میلیون تومانی به خودروی ما وارد
شود، شرکت بیمه به طور نسبی عمل میکند و به جای پرداخت خسارت 10 میلیون تومانی، 7
میلیون تومان خسارت به ما میدهد. یکی از تحلیلهایی که از این رفتار شرکتهای
بیمه میشود این است که شرکتهای بیمه این کار را به این دلیل انجام میدهند که در
زمان خرید بیمه، ارزش خودرو یا به طور کلی هر مالی را حداقل برابر با ارزش بازار
آن اعلام کرده باشیم.
بهتر است هنگام خرید بیمه بدنه، ارزش
خودرو را دقیقاً برابر با ارزش بازار اعلام کنیم.
با
توجه به آنچه ذکر شد، به نتیجه میرسیم که در بیمه کردن اموال (مثل خرید بیمه بدنه
خودرو، خرید بیمه آتش سوزی منزل یا …) بهتر است ارزش اعلامی را حداقل برابر
با ارزش بازار اعلام کنیم و از پایینتر اعلام کردن ارزش اموال جداً خودداری کنیم؛
اما کارکرد اصلی قاعده نسبی که در این مطلب قصد پرداختن به آن را داشتیم، با بحثی
که شد کمی متفاوت است.
اگر
با یک خودروی گرانقیمت تصادف کنیم، تکلیف چیست؟
همان
طور که گفته شد، یکی از ترسهای البته به جای ما در صورت رانندگی در شهری که این
روزها خودروهای میلیاردی در آن چندان کم نیستند، این است که اگر خدای نکرده با
آنها تصادف کنیم، چگونه باید از پس خسارت وارده به آنها بر بیاییم؟
برای
پاسخ به این سؤال اولاً به مفهوم سقف خسارات مالی در بیمه شخص ثالث میپردازیم و
بعد به نحوه جبران خسارات وارده به خودروهای لوکس که مربوط به مبحث قاعده نسبی میشود
خواهیم پرداخت.
سقف
خسارت مالی در بیمه شخص ثالث چیست و چرا توجه به آن مهم است؟
سقف
خسارت مالی بیمه شخص ثالث، به معنای حداکثر مبلغی است که شرکت بیمه در هر بار
استفاده از بیمه شخص ثالث نسبت به پرداخت آن متعهد میشود. این میزان هر ساله از
سمت بیمه مرکزی جمهوری اسلامی اعلام میشود. برای مثال در سال 97 و در زمان نگارش
این مطلب، این سقف، حداقل 7 میلیون و 700 هزار تومان و حداکثر 154 میلیون تومان
است. اگر تاکنون با مفهوم سقف خسارت مالی آشنا نبودهاید و اصلاً نمیدانید بیمه
شخص ثالث خودرویتان چه سقفی برای جبران خسارات مالی دارد، میتوانید بیمه نامه شخص
ثالث خودرویتان را نگاه کنید. این عدد به صورت شفاف بر روی بیمهنامه نوشته شده
است. ضمناً توصیه دوستانه ما این است که اگر قبلاً هم با مفهوم پوشش خسارات مالی
در بیمه شخص ثالث سر و کار نداشتهاید، در آینده و در هنگام خرید بیمه شخص ثالث،
همیشه این میزان را حداکثر انتخاب کنید.
ضمناً
به جز سقف خسارات مالی، مفهومی به نام سقف خسارت جانی نیز در بیمه شخص ثالث وجود
دارد که ما به عنوان خریدار، نمیتوانیم در هنگام خرید بیمه تغییری در آن ایجاد
کنیم. از این نظر، خیلی هم اهمیتی ندارد که به آن توجه کنیم.
هر چه سقف تعهدات مالی بیمه شخص
ثالثتان بیشتر باشد در صورت بروز حادثه، بیمه خسارت بیشتری میپردازد.
خسارت
وارده به خودروهای گران قیمت یا لوکس را چگونه باید جبران کرد؟
در پاسخ به این پرسش، بهتر است بگوییم الان یا در گذشته؟ چراکه در حال حاضر، قوانین نسبت به گذشته تغییر کرده است و اگر احیاناً خاطرهای از گذشته در این زمینه در ذهن خود دارید، بهتر است آن را با قوانین جدید، تغییر دهید.
قاعده نسبی به بررسی موضوع پرداخت
خسارت برای خودروهای گران قیمت و لوکس میپردازد.
در
گذشته در صورتی که به یک خودروی گران قیمت، فرضاً 50 میلیون تومان خسارت وارد میشد،
اولاً خسارتی به میزان حداکثر سقف خسارت مالی بیمهنامه پرداخت میشد. به فرض، اگر
بیمه شخص ثالث مقصر، بیمهای با حداکثر سقف تعهدات مالی 10 میلیون تومانی بود،
شرکت بیمه، 10 میلیون تومان خسارت به زیاندیده پرداخت میکرد. خب احتمالاً سؤالی
که به طور منطقی برایتان پیش آمده است این است که تکلیف 40 میلیون تومان باقیمانده
چه میشد؟
در
این شرایط، زیاندیده میتوانست به دادگاه مراجعه کند و کار را حتی تا توقیف اموال
مقصر هم پیش ببرد! از این نظر خب میتوان گفت که شرایطی که در گذشته حاکم بوده
است، واقعاً ترسناک بوده است اما خب این مژده را به شما میدهیم که شرایط فعلی،
این قدرها هم ترسناک نیست.
در
حال حاضر، شرکتهای بیمه در هنگام پرداخت خسارتهای مبلغ بالا، از قاعده نسبی
استفاده میکنند. به این معنا که از نظر شرکت بیمه، حداکثر ارزش عرف یک خودرو، به
میزان نصف دیه یک مرد مسلمان در ماه حرام است. این میزان دیه هر ساله توسط قوه
قضائیه اعلام میشود. برای مثال، در سال 97 این میزان حدوداً 308 میلیون تومان
است؛ بنابراین حداکثر قیمت عرف یک خودرو از دیدگاه شرکت بیمه در سال 97، 154
میلیون تومان است؛ در نتیجه:
.
اگر به یک خودروی یک میلیارد و 570 میلیون تومانی، صد میلیون تومان خسارت بزنیم،
از نظر شرکت بیمه، گویی 10 میلیون تومان خسارت زدهایم. چون که ارزش عرف یک خودرو
از نظر بیمه 1 دهم ارزش این خودرو است، پس میزان خسارت وارد شده هم با همین نسبت 1
دهم در نظر گرفته میشود. حال درصورتیکه سقف تعهدات مالی بیمه شخص ثالث
خودروی ما، 30 میلیون تومان باشد، شرکت بیمه 10 میلیون تومان به زیان دیده پرداخت
میکند. نکته بعد این است که اگر در هنگام خرید، بیمه شخص ثالث خودروی ما با سقف
تعهد 7 میلیون و 700 هزار تومانی خریداری شده باشد، زیاندیده میتواند شکایت کند
و میزان 2 میلیون و 300 هزار تومان از ما دریافت کند.
.
اگر به یک خودروی 157 میلیون تومانی، 100 میلیون تومان خسارت بزنیم، شرکت بیمه به
میزان سقف تعهدات مالی، به زیاندیده خسارت میدهد. برای مثال اگر خوششانس باشیم
و بیمه شخص ثالثی با سقف تعهدات 30 میلیونی خریداری کرده باشیم، شرکت بیمه 30
میلیون تومان خسارت میدهد و مابقی خسارت را باید خودمان پرداخت کنیم.
با
توجه به دو مثال فوق، یک نتیجهگیری جالب توجه این است که در هنگام رانندگی از
تصادف با خودروهایی در مرز قیمتی 150 میلیون تومان باید بیشتر ترسید تا خودروهای
میلیاردی!
حداکثر ارزش عرف یک خودرو به میزان
نصف دیه یک مرد مسلمان در ماه حرام یعنی 157 میلیون تومان است.
ضمناً
به عنوان مالک یک خودروی لوکس (منظور خودرویی با ارزش بیشتر از 150 میلیون تومان)
حتماً باید بیمه بدنه بخریم. زیرا در صورتی که خسارت زیادی به خودرویمان وارد شود،
مابهالتفاوت خسارت را میتوانیم از بیمه بدنه دریافت کنیم. برای مثال، در صورتی
که خدای نکرده به خودروی یک میلیارد و 570 میلیونی ما، 100 میلیون خسارت
وارد شود و شرکت بیمه بعد از اعمال قاعده نسبی، به ما 30 میلیون تومان خسارت
پرداخت کند، میتوانیم با استفاده از بیمه بدنه خودرویمان، 70 میلیون مابهالتفاوت
را دریافت کنیم. البته که به دلیل پیچیده نکردن موضوع، از کم کردن فرانشیز و … در
این مثال خودداری شده است.
بنابراین میتوان این نتیجه گیری را از موضوع داشت که با وجود قاعده نسبی در بیمه، تصادف با یک خودروی 150 الی 160 میلیونی به مراتب میتواند ضرر و زیان بیشتری به ما وارد کند تا تصادف با یک خودروی 1 میلیارد تومانی!
به امید روزهای بدون تصادف برای تمام مردم سرزمینم .
✅آيا ميدانستيد انجام معاملات با وكالت بلاعزل، شما را در معرض آسيبهاي حقوقى جدي قرار ميدهد؟
امروزه در جامعه ما انجام معامله با وكالت بلاعزل، بسيار معمول گرديده است. شايد شما هم يكي از اين معاملات را تجربه كرده باشيد.
مثلاً خودروي خود را با وكالت بلاعزل خريده باشيد و يا آپارتمان خود را بصورت وكالتي و با ارائه وكالت بلاعزل فروخته باشيد.
لازم است بدانيم كه “عقود معين”به دو دسته تقسيم ميشوند:
“عقود لازم” و “عقود جائز”
عقودي مانند بيع و رهن كه طرفين پس از انعقاد و امضاء، حق ندارند آنرا فسخ كنند را عقود لازم مي نامند.
اما برخي عقود وجود دارند كه بعد از انعقاد و امضاء، هريك از طرفين براحتي مي تواند آنرا فسخ و منحل نمايد، بيآنكه ضرورت داشته باشد كه دليل خاصي را براي فسخ ارائه نمايد. “عقد وكالت” از جمله اين عقود ميباشد. بعد از آنكه شما به فردي وكالت ميدهيد تا كاري را به نمايندگي از طرف شما انجام دهد، بلافاصله بعد از اعطاء وكالت ميتوانيد، عقد را فسخ و يا وكيل را عزل نماييد.
پرواضح است كه “عقود جائز” بسيار متزلزل بوده و از لحاظ ثُبات معاملاتي در معرض ريسك جدي قرار دارد.
اما از آنجايي كه، شرايط انجام تشريفات رسمي و اداري، بويژه تنظيم اسناد رسمي نقل و انتقالات، وقت گير و هزينه بر است، استفاده از وكالت بشدت مرسوم شده است.
البته افراد براي آنكه خطر فسخ عقد وكالت و يا عزل وكيل را از خود دور سازند، اقدام به اخذ وكالت بلاعزل مينمايند.
وكالت بلاعزل وكالتي است كه در آن موكل ضمن عقد خارج لازم، حق عزل وكيل را از خود ساقط مي نمايد.
اما در اين نوع از وكالت نيز همچنان خطرات شاياني موكل را تهديد ميكند. برخي از اين آسيبها بدين شرح ميباشد:
1️⃣ اسقاط حق عزل وكيل و ضم وكيل و…مسقط حق فسخ عقد وكالت نبوده و موكل همچنان مي تواند عقد وكالت را فسخ نمايد.
2️⃣ به محض اينكه موكل فوت كند، و يا دچار جنون و امراض رواني گردد ( ولو اينكه دچار جنون اَدوراي گردد)، و يا ورشكسته گردد، عقد وكالت به خودي خود منفسخ شده و منحل مي گردد.
3️⃣ موكل ميتواند موضوع وكالت را خود به انجام رساند و در اين صورت وكالت شما بلااثر و بيارزش ميگردد.
4️⃣ اعطاء وكالت، قانوناً سبب مُمَلِک محسوب نميگردد و مادامي كه موضوع وكالت در انتقال، انجام نگرديده، موكل بعنوان مالك شناخته ميگردد، در اين وضعيت طلبكاران ميتوانند مالي را كه شما نسبت به آن وكالت بلاعزل داريد را براحتي توقيف و نهايتاً منتقل نمايند. اجراي مهريه در اين موارد بسيار مرسوم ميباشد.
5️⃣ در مواردي كه وكالت بلاعزل بواسطه تفويض وكالت، در ايادي متعددي به گردش درميآيد، هر آيينه ممكن است يكي از اين روابط قراردادي كه منشاء تفويض وكالت بوده، منحل گردد و در نتيجه تمام معاملات بعدي نيز به تبع آن از درجه اعتبار ساقط گردند.
بعنوان مثال ممكن است يك اتومبيل گران قيمت بواسطه وكالت بلاعزل، چندين نوبت بين اشخاص متعدد نقل و انتقال شده باشد و نهايتاً به دست شما رسيده باشد، اكنون اگر يكي از اين اشخاصي كه قبل از شما وكالت داشته، معامله خود را با نفر بعدي برهم زند، تمام وكالت نامههاي بعدي از جمله وكالت شما نيز به تبع آن باطل ميگردد!
بنابراين اولا سعي نماييد حتي المقدور معاملات خود را وكالتي انجام ندهيد و يا در صورتيكه به ناچار مالي را بصورت وكالتي خريداري نموديد، در خصوص تنظيم قرارداد وكالت مربوطه با حقوق دانان متخصص و باتجربه مشورت كنيد. در ثاني اصل معامله را بصورت مكتوب و محكم منعقد نموده و در آن به وكالت مذكور تصريح نماييد.
🔻در دستورالعمل ۳۰ بندی تفکیک آپارتمان بندهای ۱۸ الی ۲۰ یعنی سه بند به موضوع تراس اختصاص داده شده
تراس و بالکن قسمتی از ساختمان است که حداقل یکطرف آنها بسمت خارج باز باشد
که به آنها تراس و یا بالکن یکطرف باز ، دو طرف باز یا سه طرف باز میگویند
تفاوت ایندو در اینست که تراس غیر مسقف است و بالکن مسقف است
یعنی اگر وارد تراس شوید و بالای سر خود را نگاه کنید سقفی نمیبینید
تراس جزء مشاعات است
بالکن همیشه جزء مساحت آپارتمان محاسبه میشود
در حالت خاصی تراس جزء مفروزات است
ولی در همین حالت خاص مساحت تراس جزء مساحت آپارتمان بحساب نمی آید بلکه به آن منضم میشود
مثلا آپارتمانی به مساحت ۸۰ متر مربع بانضمام تراسی به مساحت ۵ متر مربع
اما در خصوص بالکن گفته میشود مثلا آپارتمانی به مساحت ۹۵ متر که چهار متر مربع آن بالکن است.
💠 چه محکومیتهایی در سوءِ پیشینه افراد درج میگردد؟
✅ همه محکومیتها در برگه استعلام سوءِپیشینه درج نمیشود
🔹ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ وتبصره یک آن که مقرر میدارد: درغیر موارد فوق (در ادامه مطلب به این موارد اشاره میشود) مراتب محکومیت در پیشینه کیفری محکوم درج میشود لکن در گواهیهای صادره از مراجع دیربط منعکس نمیشود مگر به درخواست مراجع قضایی برای تعیین یا بازنگری درمجازات. با توجه به اینکه صرفا محکومیت قطعی در جرایم عمومی طبق ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۹۲ محکوم علیه را در مدتهای مقرر در ذیل ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی از حقوق اجتماعی محروم میکند و با انقضای این مواعد همانطور که در تبصره ۲ ماده ۲۶ قانون مذکور تصریح شده است شخص اعاده حیثیت حاصل میکند و آثار تبعی محکومیت وی نیز زایل میشود لذا صدور گواهی عدم سوء پیشینه بلامانع بوده ولزومی به درج محکومیت در گواهی صادره نیست.
محکومان موضوع تبصره یک ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ فاقد سابقه محکومیت موثر محسوب میشوند ومحکومیت آنان در گواهیهای صادره درج نمیشود مگر آنکه استعلام کننده مرجع قضایی باشد که دراین صورت محکومیت غیر موثر آنان نیز به مرجع مذکور منعکس میشود. ماده ۲۵ قانون موصوف نیز بدین شرح میباشد: محکومیت قطعی کیفری در جرائم عمدی، پس از اجرای حکم یا شمول مرور زمان، در مدت زمان مقرر در این ماده محکوم را از حقوق اجتماعی بهعنوان مجازات تبعی محروم میکند:
الف- هفت سال در محکومیت به مجازاتهای سالب حیات و حبس ابد از تاریخ توقف اجرای حکم اصلی
ب- سه سال در محکومیت به قطع عضو، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده بیش از نصف دیه مجنیٌعلیه باشد، نفی بلد و حبس تا درجه چهار
پ- دو سال در محکومیت به شلاق حدی، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده نصف دیهمجنیٌعلیه یا کمتر از آن باشد و حبس درجه پنج.
✅از این پس بیشتر مراقب چکهایی که صادر میکنید، باشید!
🔶 در این مطلب تصمیم داریم عواقب قانونی که به تازگی در قانون اصلاح قانون صدور چک برای این قبیل چکها در نظر گرفته شده است، مورد بررسی قرار دهیم. با ما همراه باشید.
ثبت شدن غیرقابل پرداخت بودن چک یا کسری مبلغ آن در سامانهی یکپارچهی بانک مرکزی
طبق قانون اصلاح قانون صدور چک، ماده ۴ و ۵ قانون صدور چک اصلاح شده است. براساس اصلاح این مواد از این پس در صورتی که در زمان سررسید، مبلغ چک وصول نشود یا اینکه موجودی حساب صادرکنندهی چک نزد بانک کمتر از مبلغ چک باشد و دارندهی چک به بانک مراجعه کند، بانک موظف است در صورت درخواست دارندهی چک فوراً غیرقابل پرداخت بودن چک یا کسری مبلغ چک را در سامانهای تحت عنوان سامانهی یکپارچهی بانک مرکزی ثبت نماید. پس از ثبت نیز باید کد رهگیری دریافت نموده و آن را در گواهی عدم پرداخت که مشخصات چک و صادرکنندهی آن و همچنین نشانی کامل صادرکننده در آن ذکر شده است به همراه علت یا علل عدم پرداخت، درج کند. اگر بر روی گواهی عدم پرداخت کد رهگیری درج نشده باشد، در مراجع قضایی به آن ترتیب اثر داده نخواهد شد.
آثار ثبت در سامانهی یکپارچهی بانک مرکزی
آنچه اهمیت دارد این است که با ثبت غیرقابل پرداخت بودن یا کسری مبلغ چک در سامانه یکپارچهی بانک مرکزی، چک دارای سوء اثر میشود و از این رو، این سامانه موضوع را به تمامی بانکها و موسسات اعتباری اطلاع میدهد. پس از گذشت ۲۴ ساعت، کلیهی این بانکها و مؤسسات اعتباری موظفند نسبت به صاحب حساب اقدامات زیر را انجام دهند:
۱. هیچگونه حساب جدید برای وی افتتاح نکنند و کارت بانکی جدید نیز برای او صادر نشود.
۲. کلیهی حسابها و کارتهای بانکی و هر مبلغ متعلق به صادرکننده که تحت هر عنوان نزد بانک یا مؤسسه اعتباری به میزان کسری مبلغ چک مسدود شود.
۳. هیچگونه تسهیلات بانکی به او پرداخت نشده و هیچ ضمانتنامهی ارزی یا ریالی برای او صادر نشود.
۴. هیچنوع اعتبار اسنادی ارزی یا ریالی برای وی گشوده نشود.
چه زمانی از چک رفع سوءاثر خواهد شد؟
در موارد زیر بانک موظف است موضوع را در سامانه یکپارچهی مرکزی اعلام کند تا فوراً از چک رفع سوء اثر شود:
۱. صادرکنندهی چک مبلغ چک را به حساب جاری نزد بانک محالٌعلیه واریز کند.
۲. صادرکنندهی چک، لاشهی چک را به بانک محالٌعلیه ارائه دهد زیرا این به معنای پرداخت چک است.
۳. صادرکنندهی چک به همراه دارنده به دفترخانه مراجعه نمایند و دارندهی چک به صادرکننده رضایتنامهی رسمی بدهد.
۴. صادرکنندهی چک از مراجع قضایی یا ثبتی نامهی رسمی را به بانک ارائه دهد که نشاندهندهی اتمام عملیات اجرایی باشد.
۵. صادرکنندهی چک حکم قضایی به بانک ارائه دهد که نشاندهندهی بدهکار نبودن او در خصوص آن چک باشد.
۶. مدت سه سال از تاریخ صدور گواهی عدم پرداخت گذشته باشد و در این مدت دارندهی چک هیچ دعوای حقوقی یا شکایت کیفری علیه صادرکننده مطرح نکرده باشد.
باید توجه داشت که اگر هیچ یک از موارد بالا وجود نداشته باشد، آنچه در سامانه یکپارچه مرکزی ثبت شده است باقی خواهد ماند و چک دارای سوءاثر خواهد بود. تا زمانی هم که از چک رفع سوءاثر نشود، صاحب حساب از تسهیلات بانکی که به آن اشاره شد محروم خواهد بود
دوستی در انتهای گفتگویی نوشت؛
به نظر شما دقیقا چگونه باید ایران را نجات داد ؟؟
به نظر شما ایران به چه نیاز دارد؟
و در پاسخ به او چنین نوشتم؛
سلام بر همه ما
سوال کوتاه است و پاسخ کوتاهتر.
از خودمان شروع کنیم، و باور کنیم که مجموع برآیند یک یک ما در حرکت تحولی خودمان، مایی متحول خواهد بود و در حالیکه هیچگاه هیچ تضمینی برای آینده نبوده و نیست، تنها راه، بازگشت به اصالت و احترام به کلام است.
یادمان باشد تحول فرایند است و درونی.
(و تغییر هدف است و بیرونی)
تحول مستمر است،
و درونمایهاش تجربه،
و پیشرانهاش نارضایتی از وضع موجود (هرچه که باشد)،
و ضرورتاش عدم قطعیت، که یک ویژگی جهان شمول است.
در جهانی که ممزوج است با عدم قطعیت، تنها معبر، تمرین و تجربه و یادگیری مستمر از آن است.
گاه از تجربه مستقیم (لمس تجربه خودمان)، گاه از تجربه غیرمستقیم (دیدن تجربه دیگران)
و تجربه معمولا بسیار گران است، و البته همین هم است که ارزشمندش میکند.
و هزینه یادگیری حاصل از تجربه، هزینه سرمایهای عمر است.
گام نهادن در تحول، پیامدش پذیرش مسئولیت عملکرد خود در قبال خود و دیگران است و با پذیرش مسئولیت، راه برای کامل کردن ناکاملیهایمان و تمیز کردن افکارمان و پروراندن اندیشههای نو و تمرین آگاهانه تجربههای تازه باز میشود.
در حالیکه هیچ گریزی از گذشته نیست و تاریخ بشر انباشت تجربههاست، در همان حال هیچ گریزی از پیمودن ادامه راه بسوی آینده جز از مسیر تجربه وجود ندارد.
هیچ کس در هیچ جای جهان هیچ نسخه از پیش تضمین شدهای ندارد.
و آنجا که نهایتِ ناامیدی نمایان میشود، همانجاست که نقطه عطف تحول شکل میگیرد، افول و مرگ؟ یا برخاستن برای ساختن؟
اشتباه نگیریم آغاز تحول از بیرون نیست، از درون است.
انتخاب با ماست و شروع از خودمان است.