جعفر بهشتی

  • با مسئولیت محدود یا سهامی خاص ؟

    ثبت شرکت با مسئولیت محدود بهتر است یا سهامی خاص ؟

    در ثبت شرکت اولین سوالی که به ذهنمان می رسد این است که چه شرکتی ثبت کنیم؟ ثبت شرکت با مسئولیت محدود بهتر است یا سهامی خاص؟
    انتخاب نوع شرکت ، به اهداف اعضا در آینده ، میزان مسئولیت هر یک از شرکا ، تعداد افراد عضو ، موضوع فعالیت و ….بستگی دارد. مطالعات تاریخی و بازرگانی نشان می دهد که از میان شرکت های هفت گانه ، شرکت های با مسئولیت محدود و سهامی خاص در زمره شرکت های فعال و متداول در امر تجارت و بازرگانی محسوب گردیده و با استقبال بیشتری مواجه اند. حال سوال این است که ثبت کدامیک از این دو شرکت بهتر است ؟
    به نظر می رسد برای ورود به بحث ، ابتدائاَ لازم است به توضیح مختصری از هر یک از این شرکت ها بپردازیم و سپس شباهت ها و تفاوت های اساسی میان این شرکت ها را برشماریم .شایان ذکر است ، در صورت نیاز به هر گونه مشاوره در رابطه با ثبت شرکت، می توانید به مرکز ما در ثبت شرکت فکر برترمراجعه نموده و یا تنها با برقراری یک تماس و دریافت راهنمایی و مشاوره رایگان همراهی ما را پذیرا باشید.

    • آشنایی با شرکت با مسئولیت محدود

    شرکت با مسئولیت محدود ، شرکتی است که بین دو یا چند نفر برای امور تجاری تشکیل شده و هر یک از شرکاء بدون اینکه سرمایه به سهام یا قطعات سهام تقسیم شده باشد ، فقط تا میزان سرمایه خود در شرکت مسئول قروض و تعهدات شرکت است.( ماده 94 ق.ت )
    در این تعریف :
    اولاَ- سرمایه در شرکت با مسئولیت محدود به سهام یا قطعات سهام تقسیم نمی شود.
    ثانیاَ- مسئولیت شرکاء در مقابل دیون و قروض شرکت در حدود سهم الشرکه ای است که هر شریک سرمایه گذاری نموده ؛
    ثالثاَ- سهم الشرکه آزادانه قابل نقل و انتقال نمی باشد ؛
    رابعاَ- شرکت با مسئولیت محدود حداقل بین دو نفر و حداکثر بین هر چند نفری که باشد ، تشکیل می گردد.
    شرکت های با مسئولیت محدود برای چه فعالیت هایی مناسبند؟
    این شرکت ها برای کلیه امور بازرگانی ، مهندسی ، صنعتی ، فناوری اطلاعات و دیگر اصناف مناسبند.
    به طور کلی محدودیت فعالیتی ندارد.

    • آشنایی با شرکت سهامی خاص

    شرکت سهامی خاص ، شرکتی است که تمام سرمایه آن در موقع تاسیس منحصراَ به وسیله موسسین تامین می گردد.
    سرمایه شرکت در هنگام تاسیس نباید کم تر یک میلیون ریال باشد و نیز شرکای شرکت نباید کم تر از 3 نفر باشد.
    شرکت های سهامی خاص برای چه فعالیت هایی مناسبند؟
    شرکت های سهامی خاص ، به طور کلی محدودیتی برای فعالیت ندارند و قانونگذار شرکت سهامی را هر چند فعالیت آن تجاری نباشد شرکت بازرگانی و تجاری محسوب می نماید.

    • شباهت شرکت سهامی خاص و شرکت با مسئولیت محدود

    1-در هر دو شرکت حداقل سرمایه یک میلیون ریال است.
    2-افزایش سرمایه در شرکت سهامی خاص و شرکت با مسئولیت محدود اختیاری است.
    3- حق رای در شرکت سهامی خاص به تعداد سهام در شرکت با مسئولیت محدود به نسبت سرمایه خواهد بود.

    • تفاوت شرکت سهامی خاص و شرکت با مسئولیت محدود

    1-. در شرکت با مسئولیت محدود حداقل شرکا 2 نفر است در حالیکه  در شرکت سهامی خاص حداقل 3 نفر سهامدار نیاز می باشد.
    2- سرمایه اولیه در شرکت با مسئولیت محدود تنها در اساسنامه قید می گردد و نیازی به افتتاح حساب و واریز وجه نمی باشد.در صورتی که در شرکت سهامی خاص ، سهامداران مکلفند که حداقل 35 % از سرمایه اولیه را به حسابی به نام شرکت تودیع دهند و گواهی مربوطه به هنگام تشکیل شرکت ارائه گردد و 65 % باقیمانده سرمایه در تعهد سهامداران بماند.
    3-انتخاب بازرس اصلی و علی البدل در شرکت سهامی خاص اجباری ولی در شرکت با مسئولیت محدود اختیاری است.
    4-مدت مدیریت مدیران در شرکت با مسئولیت محدود محدودیتی ندارد و اعضای شرکت می توانند مدت محدود یا نامحدود برای مدیران در نظر بگیرند اما در شرکت های سهامی خاص مدیران حداکثر به مدت دو سال انتخاب می شوند.
    5- اعضای هیات مدیره در شرکت با مسئولیت محدود ملزم به انتخاب روزنامه کثیرالانتشار نیستند اما انتخاب روزنامه کثیرالانتشار جهت درج آگهی دعوت شرکت در سهامی خاص الزامی است .
    6-مدیران شرکت با مسئولیت محدود را می توان از بین شرکاء یا خارج از آن ها انتخاب نمود اما در شرکت سهامی خاص مدیران باید حتماَ از میان سهامداران شرکت انتخاب شوند و یا بعد از انتخاب تعداد و سهام وثیقه ای که در اساسنامه معین شده است را تهیه و به صندوق شرکت تسلیم نمایند.
    7-تشکیل مجامع عمومی در شرکت با مسئولیت محدود شرایط مشکل تری دارد ، اما برای تشکیل مجامع عمومی شرکت های سهامی خاص شرایط آسان تری در نظر گرفته شده است.
    8-واگذاری سهام در شرکت های با مسئولیت محدود با توافق سه چهارم شرکا و پس از ثبت در دفتر خانه اسناد رسمی انجام می شود اما این امر در شرکت های سهامی به شکل نقل و انتقال عادی سهام انجام می گیرد.
    9-حق رای در شرکت سهامی خاص به تعداد سهام و در شرکت با مسئولیت محدود به نسبت سرمایه خواهد بود.
    10-سرمایه در شرکت با مسئولیت محدود به سهام یا قطعات سهام تقسیم نمی شود و شرکا فقط تا میزان سرمایه خود در شرکت مسئول قروض و تعهدات می باشد.
    11-نقل و انتقال سهم الشرکه در شرکت های با مسئولیت محدود از طریق تنها تشکیل مجمع قابل انجام می باشد ولی در شرکت سهامی خاص برای نقل و انتقال سهام ابتدا واگذار کنندگان سهام و گیرندگان سهام به اداره دارایی مربوط به حوزه مالیاتی مربوط به شرکت مراجعه می کنند و پس از اخذ گواهی 4%مالیات نقل و انتقال سهام از طریق تشکیل ممجتمع به همراه گواهی نقل و انتقال اخذ شده از دارایی کار خود را به انجام می رسانند.
    12- در صورتی که بخشی از شرکت را آورده های غیر نقدی تشکیل دهد تقویم این آورده ها در شرکت با مسئولیت محدود توسط شرکا صورت خواهد گرفت و مسئولیت صحت برآورد به عهده شرکا خواهد بود اما در شرکت های سهامی خاص تقویم آورده های غیر نقدی توسط کارشناس رسمی دادگستری انجام خواهد گرفت.
    13- تقویم سهم الشرکه غیر نقدی در شرکت با مسئولیت محدود توسط شرکا صورت می گیرد .شرکاء در این خصوص دارای مسئولیت می باشند.تقویم آورده غیر نقدی در شرکت سهامی خاص با کارشناسان رسمی دادگستری خواهد بود.

  • نسبت دادن زنا به دیگران

    نسبت زنا به دیگری چه مجازاتی دارد؟⁣


    نسبت دادن زنا و لواط به دیگری شامل حد قذف می شود ⁣

    قذف یعنی متهم ساختن ديگران به زنا و لواط⁣

    براساس ماده ۲۴۶ قانون مجازات اسلامی قذف باید روشن و بدون ابهام بوده و نسبت دهنده به معنای الفاظ آگاه و قصد انتساب داشته باشد⁣


    براساس ماده ۲۵۱ قانون مجازات اسلامی قذف در صورتی موجب حد می‌شود که قذف شونده در هنگام قذف، بالغ، عاقل، مسلمان، معین و غیر متظاهر به زنا یا لواط باشد⁣

    اثبات قذف با دو بار اقرار یا شهادت دو مرد عادل صورت می‌گیرد⁣


    بنابراین نسبت دادن زنا به دیگری قذف محسوب شده و حد قذف که هشتاد ضربه شلاق است را به همراه خواهد داشت⁣

  • صدای ضبط

    آیا صدای ضبط شده می تواند مستند صدور حکم و به عنوان دلیل به دادگاه ارائه شود؟
    استفاده از صدای ضبط اشخاص به عنوان مدرک در دادگاه فاقد اعتبار است، زیرا ارائه ادله ای که از طرق غیر قانونی به دست آمده باشد مورد قبول بعضی از قضات نیست.
    اما ارائه کننده صدای ضبط شده اشخاص در مراجع رسمی یا قضایی (دادگاه و دادسرا) ، طبق اصل 25 قانون اساسی و ماده 582 قانون مجازات اسلامی (کتاب پنجم-تعزیرات)مصوب 1375 و ماده 2 قانون جرایم رایانه ای مصوب 1389 قابل تعقیب کیفری است.

    بنابراین ضبط صدا و انتشار آن به صورت غیر قانونی و در صورتی که علیه شخصی باشد ؛ مورد قبول نیست و جزء ادله قانونی به حساب نمی آید. در نهایت به نظر بعضی قضات که سخت گیری کمتری می کنند به عنوان اماره قضایی پذیرفته می شود.

    اصل بيست و پنجم:

    بازرسي و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفني ، افشاي مخابرات تلگرافي و تلكس ، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون.

    ماده ۵۸۲ قانون مجازات اسلامی
    هر یک از مستخدمین و مامورین دولتی، مراسلات یا مخابرات یا مکالمات تلفنی اشخاص را در غیر مواردی که قانون اجازه داده حسب‌ مورد مفتوح یا توقیف یا معدوم یا بازرسی یا ضبط یا استراق سمع نماید یا بدون اجازه صاحبان آنها مطالب آنها را افشاء نماید به حبس از یک سال تا‌سه سال و یا جزای نقدی از شش تا هیجده میلیون ریال محکوم خواهد شد.

    ماده2ـ قانون جرائم رایانه ای
    هر کس به طور غیرمجاز محتوای در حال انتقال ارتباطات غیرعمومی در سامانه های رایانه ای یا مخابراتی یا امواج الکترو مغناطیسی یا نوری را شنود کند، به حبس از شش ماه تا دو سال یا جزای نقدی از ده میلیون (10.000.000) ریال تا چهل میلیون (40.000.000) ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.

  • 📌 مجازات مالخر در جرم سرقت چیست؟

    🔹وقتی سرقتی اتفاق می افتد سارق باید مالی که دزدیده را بفروشد یا به قول خودمان آن را اب کند از این رو تعدادی افراد ضمن همدستی با دزدان کار خرید و فروش این اموال را انجام می دهند که در قانون به آنها مالخر گفته می شود و البته بعضی از مالخر ها با دزدان هم دست نیستند ولی دنبال چنین اموالی هستند معمولا معتادینی که لوازم منزل خود را در عوض کمی مواد می فروشند مشتری این مالخر ها هستند.

    🔹قانون چه می گوید:

    🔻طبق قانون خریدن مال مسروقه جرم است، اگر کسی این کار را آگانه انجام دهد برابر قانون مجازات اسلامی، تنبیه خاصی برایش در نظر گرفته می‌شود. در قانون مجازات آمده است که:
    «هرکس با علم واطلاع یا با وجود قراین اطمینان‌آور به اینکه مال در نتیجه ارتکاب سرقت به دست آمده است آن را به‌نحوی از انحا تحصیل یا مخفی یا قبول نماید یا مورد معامله قرار دهد به حبس از شش ماه تا سه سال و تا (74) ضربه شلاق محکوم خواهد شد.»

    🔹 بنابراین خریدار مال مسروقه به دو دلیل مجرم شناخته می‌شود:

    🔻1- می‌داند و علم و اطلاع دارد که مال مورد معامله دزدی است. به‌ عبارتی، علم واطلاع از مسروقه بودن مال، شرط تحقق بزه است و اگر نداند که مال دزدی است و نسبت به این موضوع جهل داشته باشد، مسئولیت از او ساقط می‌شود.

    🔻2- دلایل اطمینان‌آوری دال بر مسروقه بودن مال وجود داشته باشد. منظور از دلایل اطمینان‌آور‌، قراینی است که ایجاد ظن، می‌کند. به‌عنوان مثال، فرد معتادی که یک دستگاه تلویزیون را به قیمت نازل می‌فروشد، خریدار یا باید علم به وضع مال داشته باشد یا ظن. البته باید این موضوع را نیز در نظر داشته باشید که شک خریدار به دزدی بودن مالی که در حال خرید آن است باعث نمی‌شود در صورت خریداری مال، جرمی متوجه وی باشد.

  • بخشی از کتاب آداب وکالت در دادگستری

    🔵 وکیل در مقام دفاع چه باید بکند ؟

    🔶 عده ای وکیل را به شکل یک « تیر انداز حرفه ای » توصیف می کنند که در قبال وجهی که دریافت می کند ، به نفع موکّلش – صرف نظر از اینکه موکّل بی حق باشد یا ذیحق – وارد کارزار می شود.

    🔹 او از خصومت موجود بین کسی که او را اجیر کرده با طرف بهره برداري مي كند و از احساس پیروزی پس از کشتن طرف لذّت می برد. با این تعریف و تشبیه وکیل در مقام مشاوره بیشتر در پی ایجاد خصومت است تا برخورد آشتی جویانه.

    🔶 توصیف دیگری از وکیل او را در موضع « اسقف اعظم » قرار می دهد. کسی که نصایح و مشاوره های بدون جایگزین می دهد.

    🔹 پند ها و مشورت هایی که گویی مستقیماً از منبعی نا شناخته واصل شده و موکّل فقط باید آن را بدون چون و چرا بپذیرد. از این دیدگاه در مشاوره وکیل و موکل کوچکترین اثری از همکاری و هم فکری نمی توان یافت.

    🔶 به نظر برخی دیگر وکیل صرفاً یک « کاسب » است که اتفاقاً کالایی که عرضه می کند « خدمات حقوقی » است.

    🔹 هدف اصلی او رسیدن به یک زندگی مادی خوب و مرفه است. چنین وکیلی هیچ علاقه عمیقی به واقعیت های پرونده یا انگیزه های موکّل ندارد. او بیشتر به انجام کاری که به او محول شده به نحو مطلوب و مؤثر و به دست آوردن احکام و قرار های مناسب حال موکل علاقه مند است.

    🔶 با این حال دیگرانی هم هستند که آرمان گرایانه تر می اندیشند. آنها وکیل را فردی حرفه ای می بینند که مردم برای حل معضلات شان به او مراجعه می کنند.

    🔹 وکیل از دید گروه اخیر کاملاً به پزشک ، مددکار اجتماعی یا روانپزشک و روانکاو شباهت دارد. چنین وکیلی ممکن است با آنچه در وراء واقعیت های ظاهری قضیّه وجود دارد درگیر و به کمک رسانی به همه ابعاد وجود ی موکّل علاقمند شود.

    🔹 همان گونه که یک پزشک ممکن است یکی از بیماریهای بیمار خود را بهبود بخشد و با این حال بیمار بمیرد ، یک وکیل هم ممکن است بتواند دعوایی را که دارای بهترین نتایج برای موکلش نیست ، با کارایی و مهارت ، سامان دهد.

    🔶 وکلایی که در پی « حل معضل » هستند فقط وقتی ورود به دعوا را توصیه می کنند که این اقدام را در جمع بندی نهایی ، فی الجمله ، به نفع موکل ارزیابی کنند.

    🔹حق این است گفته شود هیچ وکیلی نیست که همواره در یکی از این قالب ها بگنجد. واقعیت این است وکلا با توجه به طبایع بشری ممکن است در حالات و پرونده های مختلف در نقش های متنوعی ظاهر شوند. و یا ، حسب مورد ، در هر یک از پرونده ها یکی از جنبه های پیش گفته پر رنگ تر باشد.

    🔹 اما احتمالاً هر وکیل ، در تحلیل نهایی ، الگو و ساختار شخصیتی ویژه ای دارد که هنگام تصمیم گیری در خصوص اظهار نظر مشورتی و راهنمایی موکل ، ظاهر می شود. و به عنوان جنبه غالب شخصیت او راه را بر بروز سایر جنبه ها که بر شمردیم ، می بندد.

    🔶 بی گمان ممکن است ضرورت های هر پرونده قرار گرفتن وکیل در یکی از قالب های پیش گفته را ایجاب کند. همچنین ممکن است بعضی از وکلا و برخی از موکلان ، بعضی قالب ها را بر برخی دیگر ترجیح دهند. انکار این موضوع فرار از واقعیت و « خود گول زنی » است.

    🔹 اما آنچه به عنوان قاعده کلی قابل توصیه است ، این است بدون توجه به اینکه کدام قالب رفتاری – یا ترکیبی از قالب های رفتاری- در هر مورد خاصّ برگزیده می شود، اتخاذ تصمیم باید با نهایت احتیاط و با در نظر گرفتن همه فروض احتمالی و امکان جایگزینی راه حل ها باشد. در عین حال برگزیدن قالب مورد نظر باید با چنان وضوح و صراحتی برای موکّل توضیح داده شود که او را به درک قالب انتخابی و پذیرش توأم با قدردانی آن قادر سازد.

    🔶 مطالبی که بیان شد دیدگاههای گوناگون موجود درباره حرفه وکالت است و چنان که دیدیم موقعیت وکیل در آن بین « قدّیس » و « هفت تیر کش حرفه ای » نوسان دارد.

    🔹 اهل نظر ، به ویژه آنها که به اصطلاح « غرض و مرضی ندارند » می دانند وکلای دادگستری نزد مردم آگاه و با سواد کشور افرادی مورد اعتماد و قابل احترام محسوب می شوند.

    🔶 همواره گفتۀ آن قاضی انگلیسی را به یاد می آورم که گفت : « آنان که نسبت به وکلا سوء ظن دارند و آنها را مردمانی منحرف و بد کار می انگارند در واقع قیاس به نفس می کنند. یعنی با مراجعه به درون خود به این نتیجه می رسند که اگر آنها در موضع و موقعیت وکیل قرار می گرفتند قطعاً منحرف می شدند و تبه کاری می کردند.! »

    #وکیل_کاسب_نیست

    #وکالت_کاسبی_نیست

  • معما

    او ارزن گندم گونی بود ماش فرستادیم برنج است برنجش بده .

    معنی کنید :

    ار = یک
    ارزن = یک زن
    گندم گونی = گندم چهره
    برنج است = در سختی است
    ماش فرستادیم = از جانب ما آمده

    او یک زن گندم چهره است که دچار سختی شده ، او از جانب ماست ، مقداری برنج به او بدهید .

  • حکایت عضدالدوله و قاضی !

    در دوران عضدالدوله دیلمی مردی نزد قاضی شهر مال فراوانی به امانت نهاد و به حج رفت . چون بازگشت و مال خویش خواست ، قاضی انکار کرد . صاحب مال شکایت نزد امیر عضدالدوله برد . امیر اندیشید که اگر از قاضی مال را مطالبه کند او انکار خواهد کرد . از این روی چاره ای اندیشید . قاضی را فرخواند و گفت : مال بسیاری برای روز مبادای فرزندانم نزد من است و می خواهم آنرا نزد کسی به امانت بگذارم تا پس از مرگ من به آنان تحویل دهد و از این موضوع هیچ کس حتی فرزندانم نباید اگاه باشند . من وصف امانتداری تو بسیار بشنیده ام بنابراین به خانه رو و جایگاه محکمی برای آن فراهم ساز تا این اموال مرا مخفیانه بدان جای منتقل کنی . قاضی مسرور شد و با خود اندیشید چون عضدالدوله بمیرد چون کسی از راز این مال باخبر نیست می توانم همه ی آنرا برای خود تصاحب کنم . پس با شوق وصف ناپذیری به تهیه ی مقدمات کار پرداخت . عضدالدوله آنگاه مرد مالباخته را فراخواند و گفت : اکنون بنزد قاضی برو و دوباره مالت را طلب کن و بگو اگر امانت مرا باز پس ندهی شکایت تو را نزد امیر عضدالدوله خواهم برد . چون مرد مالباخته نزد قاضی رفت ، قاضی از بیم آنکه شهرتش لکه دار شود و امیر امانتش را بدو نسپارد فورا مال شخص مالباخته را پس داد . امیر چون خبر شد بخندید و قاضی را از شغل خویش برکنار کرد

  • 🔴معني نام كشورها

    اسم کشورها هم معانی خاص خود را دارند.
    مثلاَ : آرژانتین یعنی سرزمین نقره(اسپانیایی)
    و یا کانادا یعنی دهکده!
    در اینجا معنی نام کشورهای جهان آمده است.

    🇦🇷 آرژانتین: سرزمین نقره
    🇦🇿 آذربایجان: سرزمین نگهبان آتش
    🇿🇦 آفریقای جنوبی: سرزمین بدون آفتاب جنوبی
    🇨🇫 آفریقای مرکزی: سرزمین بدون آفتاب مرکزی
    🇦🇱 آلبانی: سرزمین کوهنشینان
    🇩🇪 آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن
    🇦🇴 آنگولا: از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود
    🇦🇹 اتریش: شاهنشاهی شرق
    🇪🇹 اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان
    🇦🇲 ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره نوح
    🇺🇿 ازبکستان: سرزمین خودسالارها
    🇪🇸 اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی
    🇦🇺 استرالیا: سرزمین جنوبی
    🇪🇪 استونی: راه شرقی
    🇮🇱 اسرائیل: جنگیده با خدا
    🇬🇧 اسکاتلند: سرزمین اسکات ها البته در لاتین قوم گائل را گویند
    🇦🇫 افغانستان: سرزمین قوم افغان
    🇨🇴 اکوادور: خط استوا
    🇩🇿 الجزایر: جزیره ها
    🇸🇻 السالوادور: رهایی بخش مقدس
    🇦🇪 امارات متحده عربی: شاهزاده نشین های یکپارچه عربی
    🇮🇩 اندونزی: مجمع الجزایر هند
    🇬🇧 انگلیس: سرزمین قوم آنگل
    🇺🇾 اوروگوئه: شرقی
    🇺🇦 اوکراین: منطقه مرزی
    🇺🇸 ایالات متحده امریکا: از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی
    🇮🇹 ایتالیا: شاید به معنی ایزد گوساله
    🇮🇷 ایران: سرزمین نجیب زادگان
    🇮🇪 ایرلند: سرزمین قوم ایر(شاید هم معنی با آریا)
    🇮🇸 ایسلند: سرزمین یخ
    🇧🇭 بحرین: دو دریا
    🇧🇷 برزیل: چوب قرمز
    🇬🇧 بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان
    🇧🇪 بلژیک: سرزمین قوم بلژ(از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالا معنی زهدان و کیسه می داده است.
    🇧🇩 بنگلادش: ملت بنگال
    🇧🇫 بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار
    🇧🇴 بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین
    🇵🇾 پاراگوئه: این سوی رودخانه
    🇵🇰 پاکستان: سرزمین پاکان
    🇵🇦 پاناما: جای پر از ماهی
    🇵🇹 پرتغال: بندر قوم گال
    🇵🇷 پورتوریکو: بندر ثروتمند
    🇹🇿 تانزانیا: این نام از هم آمیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا)و زنگبار به دست آمده است.
    🇹🇭 تایلند: سرزمین قوم تای
    🇹🇲 ترکمنستان: سرزمین ترک مانندها
    🇹🇷 ترکیه: سرزمین قوی ها
    🇯🇲 جامائیکا: سرزمین بهاران
    🇹🇩 چاد: دریاچه
    🇨🇳 چین: سرزمین مرکزی
    🇩🇰 دانمارک: مرز قوم «دان»
    🇩🇴 دومینیکن: کشور دومینیک مقدس
    🇷🇺 روسیه: کشور روشن ها، سپیدان(شاید از ریشه سکایی«راوش»)
    🇧🇾 روسیه سفید(بلاروس): درخشنده سفید
    🇷🇴 رومانی: سرزمین رومی ها
    🇯🇵 ژاپن: سرزمین خورشید تابان
    🇮🇪 ساحل عاج: ساحل عاج
    🇱🇰 سریلانکا: جزیره باشکوه
    🇸🇧 سلیمان جزایر: از نام حضرت سلیمان
    🇸🇪 سوئد: سرزمین قوم «سوی»
    🇸🇿 سوازیلند: سرزمین قوم سوازی
    🇨🇭 سوئیس: سرزمین مرداب
    🇸🇩 سودان: سیاهان
    🇸🇾 سوریه: سرزمین آشور
    🇸🇱 سیرالئون: کوه شیر
    🇨🇱 شیلی: پایان خشکی- برف
    🇪🇭 صحرا: بیابان
    🇸🇰 صربستان: سرزمین قوم صرب
    🇮🇶 عراق: شاید ازایراک به معنای ایران کوچک
    🇸🇦 عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان
    🇫🇷 فرانسه: سرزمین قوم فرانک
    🇫🇮 فنلاند: سرزمین قوم «فن»
    🇸🇽 فیلیپین: از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ
    🇰🇬 قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله
    🇰🇿 قزاقستان: سرزمین کوچگران
    🇶🇦 قطر: شاید به معنای بارانی
    🇨🇷 کاستاریکا: ساحل غنی
    🇨🇦 کانادا: دهکده(زبان سرخپوستی«ایروکوئی»)
    🇨🇴 کلمبیا: سرزمین کلمب(کریستف کلمب)
    🇰🇪 کنیا: کوه سپیدی
    🇰🇼 کویت: د ژ کوچک
    🇬🇪 گرجستان: سرزمین کشاورزان
    🇱🇧 لبنان: سفید
    🇵🇱 لهستان: سرزمین قوم «له»
    🇱🇷 لیبریا: سرزمین آزادی
    🇭🇺 مجارستان: سرزمین قوم مجار
    🇪🇬 مصر: شهر – آبادی
    🇲🇰 مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشین ها
    🇮🇪 مکزیک: اسپانیای جدید
    🇲🇷 موریتانی: سرزمین قوم مور
    🇫🇲 میکرونزی: مجمع الجزایر کوچک
    🇳🇴 نروژ: راه شمال
    🇳🇪 نیجر: سیاه
    🇳🇬 نیجریه: سرزمین سیاه
    🇻🇦 واتیکان: گرفته شده از نام تپه ای به نام واتیکان
    🇻🇪 ونزوئلا: ونیز کوچک
    🇻🇳 ویتنام: اقوام «ویت» جنوبی
    🇬🇧 ویلز: بیگانگان
    🇳🇱 هلند: سرزمین چوب
    🇮🇳 هند: پر آب
    🇭🇳 هندوراس: ژرفناها
    🇾🇪 یمن: خوشبخت

  • حکایت👌👇👇

    پادشاهی نذر کرد که اگر از حادثه‌ ای نجات یابد، پولی به پارسایان دهد.

    چون حاجتش روا شد، به غلام خردمندش پولی داد تا به پارسایان دهد.

    پس غلام هر شب نزد پادشاه می ‌آمد و می ‌گفت هر چه روز جستجو کردم، پارسایی نیافتم.

    پادشاه گفت :

    طبق اطلاع من، چهارصد پارسا در کشور من است.

    غلام گفت آنکه پارسا است، پول ما را نمی‌ پذیرد و آن ‌کس که می ‌پذیرد، پارسا نیست!

    پادشاه خندید و فرمود حق با غلام است.
    آن‌ کس که در بند پول است، زاهد نیست .

  • مثنوی هفتاد “من”

    مثنوی هفتاد “من” :
    شاعر طنز پرداز

    استادناصرفیض

    شاهکار شعر و ادبیات

    مَن(۱) اگر با مَن(٢) نباشم میشَوَم تنهاترین

    کیست با مَن(٣) گر شَوَم مَن(۴) باشد از مَن(۵) ماترین

    مَن(۶) نمیدانم کی‌اَم مَن(٧) لیک یک مَن(٨) در مَن(٩) است

    آن که تکلیف مَنَ(١۰) اَش با مَن(١١) مَنِ(١٢) مَن(١٣) روشن است

    مَن(١۴) اگر از مَن(١۵) بپرسم ای مَن(١۶) ای همزاد مَن(١٧)

    ای مَنِ(١٨) غمگین مَن(١٩) در لحظه‌های شاد مَن(٢۰)

    هرچه از مَن(٢١) یا مَنِ(٢٢) مَن(٢٣) در مَنِ(٢۴) مَن(٢۵) دیده‌ای

    مثل مَن(٢۶) وقتی که با مَن(٢٧) میشوی، خندیده‌ای

    هیچ کس با مَن(٢٨) چنان مَن(٢٩) مردم آزاری نکرد

    این مَنِ(٣۰) مَن(٣١) هم نشست و مثل مَن(٣٢) کاری نکرد

    ای مَنِ(٣٣) با مَن(٣۴) که بی مَن(٣۵) مَن(٣۶) تر از مَن(٣٧) میشوی

    هرچه هم مَن(٣٨) مَن(٣٩)کنی، حاشا شوی چون مَن(۴۰) قوی

    مَن(۴١) مَنِ(۴٢) مَن(۴٣) مَن(۴۴) مَنِ(۴۵) بی‌رنگ و بی‌تأثیر نیست

    هیچ کس با مَن(۴۶) مَنِ(۴۷) مَن(۴۸) مثل مَن(۴۹) درگیر نیست

    کیست این مَن(۵۰)؟ این مَنِ(۵۱) با مَن(۵۲) زِ مَن(۵۳) بیگانه‌تر

    این مَنِ(۵۴) مَن(۵۵) مَن(۵۶) کُنِ از مَن(۵۷) کمی دیوانه‌تر ؟

    زیر بارانِ مَن(۵۸) از مَن(۵۹) پُر شدن دشوار نیست

    ورنه مَن(۶۰) مَن (۶۱) کردنِ مَن(۶۲) از مَنِ(۶۳) مَن(۶۴) عار نیست

    راستی . . . این قدر مَن(۶۵) را از کجا آورده‌ام !!؟

    بعد هر مَن(۶۶) بار دیگر مَن(۶۷) چرا آورده‌ام !!؟

    در دهانِ مَن(۶۸) نمیدانم چه شد، افتاد مَن(۶۹)

    مثنوی گفتم که آوردم در آن هفتاد من(۷۰) . . . !!