بذل مهریه هبه یا ابراء

در سالهای اخیر، در خصوص بذل مهریه سوالات زیادی مطرح شده و همچنان مورد سوال واقع می شود. صدور برخی آراء متعارض و متناقض از مراجع قضایی حتی شعب دیوان عالی کشور، ابهاماتی را ایجاد کرده است که همواره برای زوجین این نگرانی را پدید می آورد که نتیجه ی بذل مهریه (در قالب سند عادی یا اصطلاحا رسید، در حضور شاهد، با امضا یا با اثر انگشت، در قالب سند رسمی در دفترخانه اسناد رسمی، با تهدید یا بدون تهدید، با اجبار و اکراه یا بدون اجبار و اکراه و …) چه خواهد بود. این ابهام گاهی به وکلای دادگستری نیز سرایت کرده است.

ماده ۷۹۵ قانون مدنی: « هبه عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را به طور مجانی به کس دیگری تملیک می کند. تملیک کننده را واهب، طرف دیگر را متهب، و مالی را که مورد هبه است عین موهوبه می‌گویند.»

هبه اختصاص به عین معین ندارد و شامل دین و منفعت نیز می شود؛ بنابراین، زن می تواند مهریه را که نوعی دین است برذمه ی شوهر، بذل (هبه) کند. همچنین زن می تواند ذمه ی مرد را از پرداخت مهریه بری (ابراء) نماید که در این صورت، حق رجوع نخواهد داشت (ماده ی 806 قانون مدنی و ماده ی 289 قانون مدنی)؛ البته به لحاظ حقوقی، بین ابراء (ماده 289) و بخشش طلب (ماده 806) تفاوت قائل شده اند؛ ابراء، نوعی ایقاع (عمل حقوقی یکجانبه) است و نیاز به قبول طرف مقابل ندارد، اما بخشش طلب، نوعی هبه است و نیاز به قبول طرف مقابل دارد. (دکتر کاتوزیان، قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی)؛ اختلاف نظر حقوقی: در خصوص ماده ی 806 قانون مدنی، یکی از اساتید مبرز حقوق (دکتر جعفری لنگرودی) نظر متفاوتی دارند و آن را ابراء دانسته و گفته اند که با توجه به ایقاع بودن، نیاز به قبول بدهکار ندارد.

نکته: اصطلاح «ابراء» در خصوص اسقاط «حق دینی» به کار می رود و اصطلاح «اعراض» در خصوص اسقاط «حق عینی»

مطابق ماده ۷۹۸ قانون مدنی، در عقد هبه، قبول و قبض متهب {یا وکیل او} لازم است، در غیر این صورت، اعتباری ندارد.

سوال: درهبه ی سهام با نام شرکت سهامی، حضور واهب در شرکت و امضاء دفتر انتقال شرکت ضرورت دارد یا اینکه تسلیم اوراق سهام به شخص متهب کفایت میکند و دلیل قبض به شمار می‌آید؟

جواب: نظر به اینکه قبض امری عرفی است که بر حسب زمان و مکان و مال موهوبه متفاوت می باشد، بنابراین به نظر می رسد حضور واهب در شرکت و امضاء دفتر انتقال ضروری است زیرا بدون انتقال سهام به نام متهب، حتا اگر اوراق سهام تسلیم وی گردد، نمی‌توان گفت که قبض صورت گرفته است. (نظریه مشورتی شماره ۷/ ۹۳/ ۵۶ مورخ ۲۰/ ۱/ ۱۳۹۳)

هبه از طرف واهب قابل رجوع است؛ البته در صورتی که عین موهوبه باقی باشد؛ در نتیجه، طلا و جواهراتی که مرد به همسرش می بخشد، اصولا، قابل استرداد است، گرچه در معدودی از احکام برخی دادگاهها، آن را قابل استرداد ندانسته اند و چنین استدلال کرده اند که با توجه به اینکه چنین هبه ای، معوض است (بند 2 ماده 803 قانون مدنی) لذا قابل رجوع نیست.

مواردی که هبه قابل رجوع نیست ۴ مورد است:  ۱- در صورتی که متهب پدر یا مادر یا اولاد واهب باشد. ۲- در صورتی که هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد.۳- در صورتی که عین موهوبه از ملکیت متهب خارج شده یا متعلق حق غیر واقع شود، خواه قهرا (مثلا ورشکستگی متهب یا توقیف از طریق دادگاه) خواه اختیارا مثل اینکه عین موهوبه به رهن داده شود. ۴- در صورتی که در عین موهوبه تغییری ایجاد شود. بنابر این، اگر عین موهوبه به صورت زمین  باشد، و متهب، بعدا، بر روی آن، ساختمانی احداث کند، قابل رجوع نخواهد بود.

با خروج عین موهوبه از ملکیت متهب، حق رجوع او ساقط می شود، هرچند هنگام رجوع دوباره، به ملکیت او (متهب) در آمده باشد. بنابراین اگر مرد، آپارتمانی را به همسرش هبه کند، و زن متعاقبا آن آپارتمان را بفروشد، و بعد از مدتی، مجددا آن را خریداری کند یا از طریق دیگری مالک شود، مرد حق رجوع نخواهد داشت.

شاید این مطلب برای شما مفید باشد :   واخواست چیست

ماده ۸۰۶ قانون مدنی: هرگاه داین طلب خود را به مدیون ببخشد، حق رجوع ندارد.» در خصوص این ماده، مرحوم دکتر کاتوزیان بر این اعتقاد است که بخشش طلب به مدیون « ابراء» نیست و تحقق آن نیاز به قبول دارد؛ اما دکتر جعفری لنگرودی معتقد به ابراء است و در نتیجه، با توجه به اینکه ابراء نوعی اقاله است، نیاز به قبول ندارد.

بذل مهریه، در واقع، همان هبه است، و  رجوع از بذل نیز ممکن است، حتا اگر بذل به موجب سند رسمی (در دفترخانه اسناد رسمی) واقع شده باشد، مگر اینکه ابراء یا بخشش طلب صورت بگیرد، که در این صورت، قابل رجوع نخواهد بود. اقرار به دریافت مهریه از طرف زن نیز معتبر است اما اگر نادرستی این اقرار محرز گردد، اعتباری نخواهد داشت، گرچه ممکن است دادگاه اقرار به دریافت مهریه را «ابراء» قلمداد کند و ابراء، غیر قابل رجوع است.

در طلاق توافقی، اگر زن مهریه اش را بذل کند، تا سه ماه بعد از ثبت صیغه طلاق در دفترخانه اسناد رسمی، می تواند رجوع کند؛ در مقابل، مرد میتواند به ازدواج رجوع کند. گرچه طلاق توافقی قابل رجوع نیست اما در این حالت خاص، امکان رجوع مرد به ازدواج وجود دارد. برای اینکه زن نتواند به مهریه رجوع کند، معمولاً، در دادنامه طلاق توافقی، یا در هنگام ثبت صیغه طلاق در دفترخانه طلاق، زن حق رجوع به مهریه را از خود سلب و ساقط می نماید.

ماده ۸۰۵ قانون مدنی: «بعد از فوت واهب یا متهب رجوع ممکن نیست.» بنابر این، اگر زنی مهریه خود را  بذل  کند، بعد از فوت همسرش نمی‌تواند به مهریه رجوع کند.

حق رجوع قابل اسقاط (ساقط کردن) است؛ در عمل نیز دادگاهها، حق رجوع را قابل اسقاط می دانند. اما دکترجعفری لنگرودی در حاشیه هفتم از کتاب محشای قانون مدنی صفحه ۴۰۷  گفته اند: حق رجوع قابل اسقاط نیست ولو در ضمن عقد لازم دیگر، زیرا رجوع در هبه از قواعد آمره است. به نظر می رسد این گفته ی دکتر لنگرودی چندان دارای قوت حقوقی نیست و ایشان تبیین نفرموده اند که چگونه است که رجوع در هبه جزء قواعد آمره است در عصری و زمانه ای که اصل حاکمیت اراده و اصل آزادی قراردادها بر روابط حقوقی افراد جاری و ساری است. رجوع در هبه مگر از آسمان نازل شده که نتواند قابل اسقاط باشد؟!

مطلبی مهم در خصوص بذل مهریه

به طور کلی و خلاصه، باید گفت که بذل عین معین در قالب هبه صورت می گیرد و بذل دین در قالب ابراء؛ هبه قابل رجوع است (مگر موارد خاص مذکور در ماده 803 قانون مدنی) اما ابراء قابل رجوع نمی باشد.

در خصوص بذل مهریه، گاهی نظرات و آراء متناقضی از مراجع قضایی دیده می شود. برای نمونه دو مورد که در سال 1393 از شعب دیوان عالی کشور صادر گردیده ذیلا آورده شده است:

تعیین تعدادی سکه طلا به عنوان مهریه، عین معین نبوده بلکه به صورت دین و بر ذمه زوج می باشد. در نتیجه، بخشیدن (بذل) تمام یا قسمتی از سکه ها از مصادیق عقد هبه نمی باشد تا بتواند قابل رجوع باشد بلکه از مصادیق ابراء بوده بنابراین، قابل رجوع نمی باشد (رای شماره 9309970925600240 شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور مورخ  27/10/1393)

اما در پرونده دیگری رای شماره 9309970909900403مورخ 29/9/1393 شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور به گونه دیگری صادر گردیده است مبنی بر اینکه بذل مهریه و سایر حقوق زوجه، مشروط و در قبال حضانت فرزند مشترک باطل است زیرا حق حضانت مانند حق ولایت و نظیر آنها از جمله حقوقی میباشد که قابل نقل و انتقال و قابل اسقاط و قابل معاوضه با مال نمی باشند. مضافاً اینکه بذل و هبه جزو عقود میباشند و نمی‌توان آن را در قالب ابراء تلقی نمود. البته اگر متعلق بذل، دین باشد، نتیجه آن ابراء می باشد.

همانگونه که ملاحظه می شود شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور سکه را دین بر ذمه زوج دانسته و بذل آن را از مصادیق ابراء دانسته که در نتیجه، قابل رجوع نمی باشد.

لیکن، شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور ظاهراً سکه را عین معین دانسته و بذل مهریه (سکه) را از مصادیق هبه دانسته که در نتیجه، قابل رجوع می باشد.

متاسفانه، این وضعیت نابسامان و متشتت در صدور آراء دادگاه ها، اصلا جالب نیست و موجب سردرگمی و به هم ریختگی روابط حقوقی و اجتماعی مردم می‌گردد.

آشنایی با مهریه در قانون از سری مجموعه‌های کتاب آموزش حقوق شهروندی به زبان ساده است که در ادامه می‎خوانید.

مهریه مال زن است مرد هم بر اساس شرع و قانون باید آن را بپردازد. حالا فرضی کنید زنی از این حق شرعی و قانونی خود بگذرد. چرای آن هم معلوم است یا احساساتی شده یا مجبور است این کار را انجام دهد. البته گاهی هم پیش می آید که از روی عقل و علاقه این تصمیم را می گیرد و اجرایی می کند اما به هر حال با این کار اگر خدای ناکرده مشکلی در رابطه با شوهرش ایجاد شود غم خود را دو چندان کرده است بخشش خوب است اما بجا و به اندازه. این بروشور توصیه‌های مفیدی برای شما دارد تا با گذشت بی منطق از حق قانونی خود به استقبال کوهی از مشکلات نروید.

در جامعه امروزی کسی را نمی توان که اسم مهریه به گوشش نخورده باشد. همه می دانند مهریه مالی است که مرد هنگام وقوع عقد نکاح یا به عبارتی ازدواج به همسر خود تقدیم می کند و مکلف است آن را بپردازد. درست است که می گویند مهر هدیه ای از طرف مرد است اما زن می تواند هر وقت مایل بود این هدیه را به او بازگرداند. همان طور که می دانید میزان مهریه از پیش تعیین شده نیست بلکه این امر به توافق زن و مرد بستگی دارد.

اگر فکر می کنید که مهر زن سکه یا پول است اشتباه می کنید زیرا شما می توانید هر آنچه ارزش مالی یا اجتماعی داشته باشد مهر خود قرار دهید مثل طلا، نقره، املاک، پولهایرایج، لوازم زندگی وحتی آموزش قرآن یا مهارتی ویژه.

ببخش اما به وقتش

گفتیم مهریه مال خودتان است و می توانید از خیرش بگذرید یا آن را ببخشید اما بد نیست این را نیز بدانید که این بخشش زمانی دارد. مثلا اگر فکر می کنید می توانید قبل ازعقد دائم و رسمی با شوهر خود مهریه تان را ببخشید سخت در اشتباه هستید؛ در واقع بخشش مهریه قبل ازعقد دائم کار بی اثری است زیرا شما فقط بعد از عقد مالک مهریه می شوید و بخشیدن چیزی که تعلقی به شما ندارد کار خنده داری است. از طرف دیگر هم آقای داماد به موجب عقد پرداخت مهریه به گردنش می افتد. پس عروس خانم هر زمانی که به عقددائم همسرت درآمدی مختار هستی که ازکیسه خودت به آقای داماد بذل و بخشش کنی.

از راهش وارد شوید

شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که برای بخشش مهریه راه خاصی را باید رفت؟
یادتان باشد برای بخشیدن مهریه نیازی به دادگاه نیست حتی در صورتی که زن مهرش را به وسیله یک دست خط با امضا واثرانگشت ببخشد این تعهد از گردن داماد برداشته می شود و درآینده می تواند به عنوان مدرک از آن استفاده کند.

اما این راه کمی دردسر دارد و اگر واقعا عروس خانم قصد دارد که مهریه اش را ببخشد بهتر است با آقای داماد راهی دفتر اسناد رسمی شوید و این کار را قانونی کنید. پس آقایان داماد بدانید که محضر دار اعتراف همسرتان برای بخشش مهریه را در قالب اقرارنامه ثبتی تنظیم می کند؛ البته کار به همین جا ختم نمی شود. زیرا برای محکم کاری بایدنامه ای از آنجا برای دفتر خانه رسمی ازدواج- که عقد خود را در آن مکان ثبت کرده اید- ببرید تادر آنجا مفاد نامه را در صفحه ملاحظات عقد نامه ثبت کند.

با اجازه پدر آری!

خانمی که قصد دارد مهریه اش را به شوهرش ببخشد بهتر است بدون اجازه پدراین کار را انجام ندهد. بله درست شنیدید دفاتر اسناد رسمی در صورت اجازه پدرعروس خانم مهریه را به شوهر می بخشند وآن را ثبت می کنند. می دانیم که طبق ماده 1082 قانون مدنی شما از زمانی که عقد کردید وهنوز مهر ازدواجتان خشک نشده است مالک مهرتان می شوید و می توانید هردخل وتصرفی که خواستید درآن داشته باشید. اما اذن پدر در این مورد خاص لازم است هر چند این موضوع نه جنبه قانونی دارد و نه جنبه شرعی اما دفاتر اسناد رسمی به دلیل اینکه گاهی این بخشش مهریه از روی اجبار یا از روی احساسات آنی رخ می دهد این شرط را برای این موضوع می گذارند که یک شرط لازم نیست اما از بروز مشکلات بعدی پیشگیری می کند.

ثواب‌های کباب کن

بخشش از اعمال بسیار پسندیده در قوانین موضوعه کشور و دین ما است و این خیلی خوب است که عروسی تصمیم بگیرد مهریه را به همسرش ببخشد اما لازم است برخی از  جوانب کار را نیز در نظر گرفت. درست است که زن به محض جاری شدن خطبه عقد مالک مهریه اش می شود اما تا زمانی که با همسرش عمل زناشویی انجام نداده فقط مالک نیمی ازمهریه است.

حالا یک فرض را برای شما می گوییم. فرض کنید دختری دردوره عقد مهریه اش را می بخشد و بعد ازعروسی به هر دلیل خدای ناکرده تمایلی به همسرش ندارد و از روی بیزاری از وی تقاضای طلاق می کند! در این میان چون زن خواهان طلاق است که درقانون به آن طلاق خلع می گویند زن باید معادل مهریه یا مبلغی کمتر یا بیشتر از آن را به داماد پرداخت کند به این ترتیب زن برای رهایی از زندگی ای که تمایلی به آن ندارد نه تنها مهریه ای نمی گیرد بلکه باید رقمی را نیز برای جدایی به مرد بپردازد. پس قبل از بذل و بخشش کمی بیشتر تامل کنید.

مهرم حلال جونم آزاد

مطمئن هستم دست کم یک بار واژه پر از معنی ” مهرم حلال جونم آزاد” را شنیده اید. ان شاء الله همیشه با دل خوش و دراوج صمیمیت مهرتان را به همسرتان ببخشید اما همیشه در روی یک پاشنه نمی چرخد زندگی گاهی روی خوش به آدم نشان نمی دهد و جز جدایی راهی باقی نمی ماند. برخی از زنان فکر می کنند که با بخشش مهریه قبل از طلاق راحت تر و سریع تر می توانند جدا شوند اما آنان دراشتباه هستند و اصلا معلوم نیست بعد از بخشش مهریه مرد حاضر به طلاق همسر شود یا زمان عده دوباره رجوع نکند!

برای این که در این  حوزه مشکلی ایجاد نشود شرع و قانون راه آن را پیش بینی کرده است. بد نیست بدانید که طلاق “خلع” و “مبارات” دقیقات همین هدف شما را به طور کامل و بدون ضرر و خطر تامین می کند. در این نوع طلاق زن و شوهر توافق می کنند در عوض مهریه یا کمتر یا بیشتر از آن از یکدیگر جدا شوند. در این روش دیگر شوهر حق رجوع ندارد و به این ترتیب زن با بخشیدن مالی معادل مهریه، یا بیشتر و کمتر ازآن به شوهر او را راضی به طلاق می کند.

البته اگر این بیزاری از ادامه زندگی دو طرفه باشد اما زن تقاضای طلاق بدهد باز هم باید مهریه اش را ببخشد تا این طلاق که مبارات نام دارد  جاری شود.

روش انتخاب وکیل

روش انتخاب وکیل

اگر شما نیز درگیر پله‌های ناتمام دادگاه ها شده‌اید و دیگر امیدی به موفقیت و رسیدن به حق و حقوق خود ندارید و در جستجوی وکیل متخصص هستید، بهتر است بدانید که می‌توانید از طریق وکیل با تجربه و کاردان که با تمام قوانین حقوقی بروز آشنایی کامل دارد و می تواند انواع پرونده‌های حقوقی و حقیقی شما را در کوتاه‌ترین زمان و کمترین هزینه به موفقیت به سرانجام برساند، آشنا شوید و برای انواع مشکلات قانونی خود از ایشان کمک بگیرید. بصورت تمام وقت شما را در حل مشکلات با موضوعات مختلف پشتیبانی می‌کند

    وکیل کیفری چه خدماتی ارائه میدهد؟

    وکیل انحصار وراثت چه خدماتی ارائه میدهد؟

    وکیل خانواده چه پرونده‌هایی را بر عهده دارد؟

    حق الوکاله وکیل بر چه اساسی تعیین میشود؟

    وکیل ملکی وکالت چه پرونده‌هایی را بر عهده میگرد؟

    وکیل وصول مطالبات برای وصول چک هم اقدام میکند؟

    چرا باید برای جستجوی وکیل با تماس بگیریم؟

    تخصص و تجربه در قبول پرونده های خصوصی چقدر میباشد؟

شرایط وکلا بسیار شبیه به پزشکان است و همانطور که در بیماری‌های سخت انسان به هر پزشکی اعتماد نمی کند در انتخاب وکیل هم باید دقت زیادی وجود داشته باشد. موکل برای اثیات ادعایش مجبور می شود تمامی مدارک خود را در اختیار وکیل قرار دهد و گاهی نیز برخی از اسرارش را فاش کند. بدون تردید چنین اقدامی، نیازمند داشتن اعتماد و اطمینان کافی به یک وکیل و مشاور حقوقی است.

    مهمترین وصفی که موکل برای انتخاب وکیل باید به آن توجه کند اعتماد و امانت داری موکل است.

گاهی دیده شده است که افرادی با سوء استفاده از نا آگاهی مردم، خود را وکیل دادگستری معرفی و مبالغ هنگفتی را به عنوان حق الوکاله از آنان گرفته اند. در صورتی که، هیچ مجوزی برای وکالت در دادگاه ها نداشته و با وعده های پوچ و بی اساس از جمله وجود آشنایی با برخی افراد دارای نفوذ، اقدام به اخاذی و به اصطلاح کار چاق کنی کرده‌اند. به همین دلیل، موکل باید پس از اطمینان معتبر بودن پروانه وکالت و بررسی شخصیت و صلاحیت و مهارت‌های وکیل مورد نظر اقدام به بستن قرارداد با وی کند و مهم‌تر اینکه وکیل پایه یک دادگستری باشد.

چرا باید برای جستجوی وکیل با تماس بگیریم؟

مهم‌ترین ویژگی یک وکیل خوب مورد اعتماد بودن وی می باشد. این امر مستلزم وجود صداقت، امانت و احساس مسئولیت پذیری در وکیل می باشد.

وکیلی که از نظر اخلاقی تمام محاسن را دارا باشد اما فاقد تخصص و علم کافی باشد، نمی تواند به نحو مقتضی از حقوق موکل خود دفاع کند. بنابراین وکیلی را می توان مورد تایید قرارداد که هم از نظر سلامت اخلاقی مورد وثوق باشد و هم تخصص کافی در اموری که به وی سپرده می شود را به دست آورده باشد.

وکیل بهشتی در طول سالیان زیادی در حال انجام خدمات حقوقی به افراد و موسسات مختلف است و با حس مسئولیت پذیری که دارد در کوتاهترین زمان ممکن و با بهترین عملکرد پرونده های حقوقی را به اتمام میرساند.

در صورتیکه توانایی مالی برای گرفتن وکیل را هم نداشتید، می‌توانید با گرفتن وقت مشاوره حقوقی حضوری در خصوص روند پرونده خود  راهنمایی های لازم را دریافت کنید.

حق الوکاله وکیل بر چه اساسی تعیین میشود؟

بعد از تایید توانایی وکیل، نوبت به انعقاد قرارداد با وی میرسد،

آنچه که در این خصوص ملاک عمل خواهد بود توافقی است که بین وکیل و موکل صورت می گیرد. به این ترتیب، این توافق می تواند بیشتر، کمتر یا برابر تعرفه ای باشد که در آیین نامه پیش بینی شده است.

    به طور کلی حق الوکاله وکیل صرفا بر اساس توافق میان وکیل و موکل میباشد و هرچقدر تجربه و تخصص وکیل در حیطه فعالیت خود بیشتر باشد مطمئنا حق الوکاله نیز بیشتر خواهد بود.

هزینه هایی هم وجود دارند که شامل حق الوکاله نمیباشد و موکل ملزم به پرداخت آن میباشد مانند هزینه های مربوط به ثبت دادخواست و اوراق و حق الزحمه مربوط به کارشناسی و ….

تخصص و تجربه در قبول پرونده های خصوصی چقدر میباشد؟

یعنی زمانیکه فردی را به عنوان وکیل خود انتخاب میکند دیگر نیازی به نگرانی نخواهد بود به دلیل اینکه موکل میتواند منتظر بماند تا حکم قطعی و نهایی به نفع او و به ضرر طرف مقابل صادر شود.

بسیاری از پرونده هایی که توسط اشخاص و وکلای دیگر در اکثر مواقع بی نتیجه مانده است توسط وکلیلی باتجربه بهشتی به راحتی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته و در نهایت به نتیجه رسیده است. پس جای هیچگونه نگرانی نمیباشد و فقط کافی است که با تماس گرفتن و یک وقت مشاوره حضوری با وکیل متخصص بگیرید.

سپس ضمن حضور در دفتر و ادای توضیحات در خصوص پرونده و دادن وکالت به وکیل، دیگر نیازی به حضور موکل در هیچ مرحله نخواهد بود و موکل میتواند فقط منتظر حکم قطعی به نفع خود باشد.

وکیل خانواده چه پرونده هایی را بر عهده دارد؟

قوانین خانواده قوانینی نیست که بتوان بر خلاف آن توافق کرد، به‌ جز در مواردی که قانون خود اجازه توافق به زن و مرد داده است. به عنوان مثال انتخاب محل اقامتگاه خانواده ممکن است در اختیار زن یا مرد باشد. وکیل متخصص در امور خانواده میتواند در امور مربوط به طلاق از طرف مرد، طلاق از طرف زن، طلاق توافقی وکالت موکل را بر عهده بگیرد.

اگر در طلاق توافقی زن و مرد وکیل بگیرند در کمترین زمان ممکن (ده روز) انجام خواهد شد و دیگر نیازی به حضور زن و مرد هم نخواهد بود.

در صورتیکه شوهر از دادن مهریه و نفقه همسر خود امتناع کند وکیل میتواند اموال شوهر را برای وصول مهریه و نفقه توقیف کند و یا مانع شوهر از انتقال اموال به افراد دیگر شود.

اگر شوهر قصد طلاق همسر خود را داشته باشد وکیل میتواند تا نصف اموال مرد را که بعد از عقد بدست آورده است را به نفع زن مطالبه کند و اجرت المثل ایام زندگی مشترک را هم میتواند برای زن بگیرد.

وکیل ملکی وکالت چه پرونده هایی را بر عهده میگرد؟

دعاوی ملکی عنوانی برای مجموعه ای از دعاوی حقوقی و کیفری است که به نوعی به موضوع املاک مربوط می شوند. در این مجموعه موضوعات بسیار متنوعی یافت می شود. از موضوعات مثل دعوای الزام به تنظیم سند رسمی، الزام به ایفای تعهد، الزام به اخذ پایان کار، الزام به اخذ صورتمجلس تفکیکی، خلع ید و تقسیم و افراز املاک مشاع گرفته تا دعاوی کیفری مثل فروش مال غیر، کلاهبرداری، جعل سند، تصرف عدوانی و ممانعت از حق، همه این موضوعات در دایره دعاوی ملکی جای می گیرند.

برای نمونه تفاوت گرفتن وکیل و نداشتن وکیل را در الزام به تنظیم سند رسمی برای شما توضیح میدهیم.

یکی از مشکلاتی که به دنبال  معامله (خرید و فروش) ملک خریداران را با مشکل مواجه میکند، خودداری فروشندگان از حضور در دفتر خانه و تنظیم سند رسمی انتقال است. این نقض تعهد در حالی است که غالبا فروشنده درصد بالایی از ثمن معامله (قیمت ملک) را دریافت نموده است و بعضا به دلایلی همچون ادعای بالا رفتن ارزش ملک و یا عدم توانایی بر پرداخت بدهی بانک (فک رهن)، در مواردی که ملک در رهن بانک قرار دارد، از انجام تعهد خود خودداری میکند.

اگر برای الزام به تنظیم سند رسمی وکیل گرفته شود قطعا:

    در صورت عدم حضور فروشنده، مدت زمان تنظیم سند رسمی کمتر خواهد بود.

    نیازی به حضور خریدار در دادگاه نمیباشد.

    وکیل میتواند خسارتی را که در قرارداد پیش بینی شده است را سریعا از فروشنده مطالبه کند.

    در صورتیکه ملک در رهن باشد وکیل میتواند فک رهن آن را از فروشنده بخواهد.

    در صورتیکه فروشنده حاضر به انتقال و تنظیم سند نشد وکیل میتواند با حضور مامور دادگاه برای تنظیم سند رسمی به نام خریدار در محضر اقدام کند.

وکیل کیفری چه خدماتی ارائه میدهد؟

شکایت از شخصی که مرتکب تخلفی شده و عمل او طبق قانون جرم تلقی می شود و قاضی برای آن مجازات تعیین کرده شکایت “کیفری” نامیده می‌شود. نوشتن شکوائیه کیفری شیوه خاصی ندارد و مانند دعاوی حقوقی نیاز به فرم خاصی ندارد، اما خوب است شکایتنامه منظم و مرتب از حیث جمله بندی وخوانا باشد و بهتر است که توسط وکیل تنظیم شود.

برای نمونه تفاوت گرفتن وکیل و نداشتن وکیل را در انتقال مال غیر برای شما توضیح میدهیم.

اشخاص سودجو با سوء استفاده از موقعیت‌هایی که برایشان پیش می‌آید مال دیگران را منتقل می‌کنند و یا میفروشند. اشخاص به دلیل ناآگاهی از قانون مبادرت به انتقال اموال منقول یا غیرمنقول دیگران می‌کنند.در هر دو صورت، انتقال مال دیگران، جرم است و مرتکب آن به مجازات‌های سنگینی محکوم می‌شود.

اگر برای شکایت انتقال مال غیر وکیل گرفته شود:

    مدت زمان اثبات جرم فروش مال غیر کمتر میباشد.

    نیازی به حضور شاکی در دادگاه نخواهد بود.

    وکیل میتواند در صورتیکه فروش مال توسط دلال باشد اموال دلال را هم توقیف کند.

    وکیل میتواند برای جبران ضرر و زیان موکل و محکومیت شخص کلاهبردار اقدام کند.

    وکیل میتواند رضایت و یا عدم رضایت شاکی را اعلام نماید و نیازی به حضور شاکی برای اعلام رضایت نخواهد بود. (رضایت شاکی فقط موجب تخفیف در مجازات کلاهبردار میشود و مجازات کاملا از بین نخواهد رفت.)

وکیل انحصار وراثت چه خدماتی ارائه میدهد؟

انحصار وراثت عبارت است از معلوم نمودن تعداد وراث متوفی توسط مراجع ذیصلاح. به این معنی که بعد از اینکه شخص فوت کرد و از دنیا رفت مشخص شود که چه کسانی از ایشان ارث میبرند.

بعد از اینکه فردی فوت میکند تازه اول ماجراست به این صورت که بین وراث دعوا شروع میشود و در بسیاری از خانواده ها بعضی از وراث یک مبایعه نامه و یا وصیت نامه جعلی درست میکنند تا بتوانند مال و اموال متوفی را بالا بکشند. در صورتیکه وکیل داشته باشید به راحتی از تمامی این سوء استفاده ها جلوگیری خواهد کرد.

برای نمونه تفاوت گرفتن وکیل و نداشتن وکیل را در سهم الارث برای شما توضیح میدهیم.

بعد از اینکه شخص فوت میکند ممکن است ماترکی (مال و اموالی) داشته باشد که وراث ایشان بعد از گرفتن میتوانند آن ماترک را بین خود تقسیم کنند. به این ماترک که به وراث میرسد ارث میگویند.

اگر برای مطالبه سهم الارث وکیل گرفته شود:

    مدت زمان تقسیم ارث خیلی کمتر میباشد.

    وکیل میتواند گواهی انحصار وراثت را هم بگیرد.

    در صورتیکه بین وراث اختلاف باشد وکیل با علم به قوانین اختلافات را برطرف میکند.

    وکیل میتواند مالیات بر ارث را به اداره دارایی بپردازد.

    نیازی به حضور هیچ یک از وراث در شورای حل اختلاف و یا اداره دارایی نمیباشد.

    سهم هر یک از ورثه را وکیل میتواند به ورثه دیگر انتقال دهد و یا بفروشد.

وکیل وصول مطالبات برای وصول چک هم اقدام میکند؟

وکیل وصول مطالبات برای وصول انواع چک و سفته و برات میتواند اقدام کند. بسیاری از چک های بلا محل وجود دارند که دارنده چک ها دیگر امیدی به وصول شدن چک ندارند و آن را رها کرده اند. وکیل متخصص در امور وصول مطالبات میتواند این چک ها را وصول کند.

حتما تا به حال شنیده‌اید که می گویند آیا چک کیفری است یا حقوقی؟ این عبارت فقط در مورد چک‌های برگشتی (بلامحل) استفاده می‌شود و مربوط به نوع مسوولیت شخص صادرکننده چک است. اگر چک کیفری باشد، می‌توان علاوه بر این‌که وجه چک را دریافت کرد، صاحب حساب (صادرکننده) را نیز به زندان انداخت؛ ولی اگر چک حقوقی باشد، فقط می‌توان وجه چک را دریافت کرد.

برای نمونه تفاوت گرفتن وکیل و نداشتن وکیل را در چک برای شما توضیح میدهیم.

چک نوشته‌ای است که به موجب آن صادر‌کننده می‌تواند تمام یا مقداری از پول خود را که در بانک دارد، بگیرد یا به شخص دیگری بدهد.

اگر برای مطالبه وجه چک وکیل گرفته شود:

    مدت زمان صدور حکم علیه صادرکننده چک کمتر میباشد.

    نیازی به حضور شاکی یا خوهان در دادگاه نخواهد بود.

    در صورت شناسایی اموال وکیل میتواند سریعا آنها را توقیف کند.

    وکیل میتواند برای جبران ضرر و زیان موکل و خسارت تاخیر، دادخواست جداگانه تنظیم کند.

    در صورتیکه چک جنبه کیفری داشته باشد وکیل میتواند حکم جلب صادرکننده را بگیرد.

داستانک

✍️سلطان عبدالحمید ناصرالدوله هنگام تصدی ایالت کرمان چندین سفر به بلوچستان می‌رود و در یکی از این مسافرت‌ها چند تن از سرداران بلوچ از جمله سردار حسین خان را دستگیر و با غل و زنجیر روانه کرمان می‌کند. پسر خردسال سردار حسین خان نیز با پدر زندانی و در زیر یک غل بودند.

چند روز بعد فرزند سردار حسین خان در زندان به دیفتری مبتلا می‌شود. حسین خان هر چه التماس می‌کند که فرزند بیمار او را از زندان آزاد کنند ناصرالدوله قبول نمیکند.

سردار حسین خان به افضل الملک، پیشکار فرمانفرما متوسل می‌شود. افضل الملک نزد فرمانفرما می‌رود و وساطت می‌کند، اما باز هم نتیجه‌ای نمی‌بخشد. سردار حسین خان حاضر می‌شود پانصد تومان از تجار کرمان قرض کرده و به فرمانفرما بدهد تا کودک بیمار او را آزاد کند، اما باز هم فرمانفرما نمی‌پذیرد.

افضل الملک به فرمانفرما می‌گوید: قربان آخر خدایی هست، پیغمبری هست، ستم است که پسری در کنار پدر در زندان بمیرد؟ اگر پدر گناهکار است، پسر که گناهی ندارد؟
فرمانفرما پاسخ می‌دهد:
چیزی نگو که من، نظم مملکت خود را به پانصد تومان رشوه سردار حسین خان نمی‌فروشم. پسر خردسال حسین خان در زندان در برابر چشمان اشکبار پدر جان می‌سپارد.
چند روز پس از این ماجرا یکی از پسرهای فرمانفرما به دیفتری دچار می‌شود. هرچه پزشکان برای مداوای او تلاش می‌کنند اثری نمی‌بخشد. به دستور فرمانفرما پانصد گوسفند در آن روزها پی در پی قربانی می‌کنند و به فقرا می‌بخشند اما نتیجه نمیدهد و فرزند فرمانفرما جان می‌دهد.
فرمانفرما در عزای پسر خود در نهایت اندوه بسر می‌برد. در همین ایام روزی افضل الملک وارد اتاق فرمانفرما می‌شود. فرمانفرما به حالی پریشان به گریه افتاده و به صدایی بلند می‌گوید:
افضل الملک! باور کن که نه خدایی هست و نه پیغمبری! والا اگر من قابل ترحم نبودم و دعای من موثر نبوده لااقل به دعای فقرا و نذر و اطعام پانصد گوسفند می‌بایست فرزند من نجات می‌یافت.
افضل الملک در حالی که فرمانفرما را دلداری می‌دهد می‌گوید:
قربان این فرمایش را نفرمایید، چرا که هم خدایی هست و هم پیغمبری، اما می‌دانید که فرمانفرمای جهان نیز نظم مملکت خود را به پانصد گوسفند رشوه‌ی شما نمی‌فروشد.

دزدی

🔴دزدی فقط بالا رفتن از دیوار مردم نیست

وقتی پزشکی برای «نفع رساندن» به همکار و رفیق رادیولوژیست خود، بیمار بی خبر از همه جا را به او حواله میکند
این دزدی است

وقتی راننده تاکسی مسافر شهرستانی ناآشنا را در شهر دور خودش می چرخاند و دو برابر کرایه میگیرد
این دزدی است

وقتی تعمیرکار ماشین با دست های چرب و چیلی و درحالیکه عرق پیشانی اش را پاک میکند، برای تعویض یک پیچ از شما دویست هزارتومان میگیرد شما نمیدانید و تشکر هم میکنید، ولی خودش میداند
حق العمل اش پنج هزار تومان است
این دزدی است.

وقتی کارمند مملکت به جای کار میگوید سیستم قطعه و فیلم دانلود میکند می بیند
این دزدی است

دزدی فقط جیب بری توی اتوبوس نیست


دزدها هم همیشه روی دست شان خالکوبی های گنده ندارند و کاپشن خلبانی نمی پوشند
دزدها میتوانند بوی خوش ادکلن بدهند
ساعت گرانقیمت ببندند
میتوانند لباس مارک دار بپوشند و حرفهای قلمبه سلمبه هم پست کنند و بزنند
اما وقت و عمر مردم را بدزدند

وقتی به جای حل کردن مشکل مردم مدام وعده بدهی
اعتماد آنها را می دزدید. و در ادامه ایمان و دین و باورش هم به خدا کمرنگ میشود
این دزدیست

وقتی استاد بدون مطالعه وارد کلاس میشود و برای پر کردن وقت کلاس از دانشجوها میخواهد یکی یکی بیایند و کنفرانس! بدهند
این دزدی است

وقتی کارخانه داری به جای لیمو
اسید سیتریک می ریزد توی شیشه
و به اسم آبلمیوی خالص به خلق الله میفروشد
این دزدی است

وقتی مامور بهداشتی اینها را می بیند و صورتش را آنطرف میکند
این دزدی است

دزدهای تابلودار
دزدهایی که دست و پایشان را خالکوبی اژدها میکنند
به مراتب از دزدهای کت و شلوار پوش و ادکلن زده شریف ترند

دزدی یعنی
رشوه گیری از ارباب رجوع، دزدی يعنی به وسيله ی کسی به مقامی رسيدن و حق ديگران را خوردن

دزدی نکنیم تا مملکتمان اصلاح شود
احساس مسولیت و وجدان داشته باشیم
مطمئن باش چوب خدا صدا ندارد وقتی یکی مدام پشت سرت دارد آه و نفرین میکند

حکایت

روزی دم یک روباه در حادثه ای قطع شد،روباه های گروه پرسیدند دم ات را چی شد ؟
چون روباه ها نسلی مکار میباشند ، گفت خودم قطع اش کردم
گفتند چرا ؟ این که بسیار بد می شود.
روباه گفت نخیر ، حالا خوب آزاد و سبک احساس راحتی می کنم وقتی راه میروم فکر می کنم که دارم پرواز می کنم
یک روباه دیگر که بسیار ساده بود رفت دم خود را قطع کرد و درد شدیدی داشت و نمی توانست تحمل کند
رفت نزد روباه اولی و گفت برادر تو که گفته بودی که سبک شده ام و احساس راحتی میکنم من که بسیار درد دارم
گفت صدایش را درنیاور اگر نه تمام روز روباه های دیگر به ما میخندند
هر لحظه خوشی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود وگر نه تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرارخواهیم گرفت.
همان بود که تعداد دم بریده ها آنقدر زیاد شد که بعدا به روباه های دم دار می خندیدند

وقتی در یک جامعه افراد مفسد زیاد میشود
آنگاه به افراد باشرف و باعزت میخندند.
و گاهی هم آن ها را دیوانه میگویند….!

عقل

روزی در جايی می‌خواندم كه شيطان، حضرت مسيح را به بالای برج اورشليم برد و گفت: اگر تو وابسته و عزيز خدايی، از اين بالا بپر تا خدای تو، تو را نجات دهد!
مسيح آرام آرام شروع به پايين آمدن از برج كرد.
شيطان پرسيد، چه شد؟ به خدايت اعتماد نداری؟!
مسيح پاسخ گفت: مكتوب است كه تا زمانی که ميتواني از طريق عقلت عاقبت کاری را بفهمی، خدايت را امتحان نكن!

تا آنجا كه می‌توانیم برای هر كاری سر به آسمان نگيرم و استمداد نطلبیم چون او بزرگترين یاری‌اش را كه عقلانيت است، قبلا هديه داده است.
نکته جالب متن فوق اینجاست که بزرگترین موهبت الهی که عقل است را نمی‌بینیم و باز دنبال معجزات دیگر هستیم.

از آسمان افتاده

محمد ابراهيم خان معمار باشی ملقب به وزير نظام مردی زيرک بود و مدتی حكومت تهران را بر عهده داشت. در طول مدت حكومتش شهر تهران در نهايت نظم و آرامش بود.
روزی يكی به وزير نظام شكايت كرد كه چون عازم زيارت مشهد بودم، خانه ام را براي نگهداری به فلان شخص دادم.
اكنون كه مراجعت كردم مرا به خانه راه نمیدهد و میگوید كه من متصرفم و تصرف قاطع ترين دليل مالكيت است.
وزير نظام بر صحت ادعای شاكی يقين حاصل كرد و شخص غاصب را احضار نمود تا اسناد مالکیت را ارائه دهد. آن مرد شانه بالا انداخت و گفت:
سند و مدرک لازم ندارد، خانه مال من است زيرا متصرفم.
حاكم گفت: در تصرف تو بحثی نيست، فقط ميخواهم بدانم كه چگونه آن را تصرف كردی؟
او كه خيال میكرد وزير نظام از صدای كلفت و کلمات مسجعی که از ته گلو میگفت از وی حساب میبرد با بی پروايی دوباره جواب داد:
از آسمان افتادم توی خانه و متصرفم. از متصرف مدرک نمیخواهند.

وزير نظام ديگر تأمل را جايز نديد و فرمان داد او را همان جا به چوب و فلک بستند تا از هوش رفت. پس از آنكه به هوش آمد به وی گفت:
میدانی كه چرا مجازات شدی؟ برای اینکه من بعد هر وقت خواستی از آسمان بيفتی، به خانه خودت بيفتی نه خانه مردم…

قاعدۀ :
اَلغَاصِبُ یُؤخَذُ بِأشَقِّ الأحوَالِ

غلیظ

➕مواظب رفتارهای غلیظ باشید.

➖هر جایی دیدید یک رفتار به شکل غلیظ اظهار می‌شود بدانید که به احتمال بسیار زیاد در پشت صحنه( یعنی در باطن فرد) عکس این رفتار وجود دارد.

➖کسی که خیلی غلیظ با ادب است، باید بدانید که در عمق باطنش دریایی از بی ادبی نهفته است.

➖کسی که خیلی غلیظ خودش را سربه زیر و ماخوذ به حیا نشان می دهد، بدانید که خشمی فراوان پشت این شرم پنهان است.

➖یا اگر کسی خیلی بیش از حد و غلیظ اظهار معتمد بودن می کند، بدانید که در باطنش خیانت اولین گزینه است.

➖کسی که خیلی غلیظ با غیرت و متعصب است در باطنش آتش فشانی از فساد منتظر انفجار است.
➖كسی كه خیلی غليظ به دینداری و پاک‌منشی خود را مطرح ميكند؛ شک نداشته باشيد با اين نما، باطنی عاری از هر گونه اعتقاد وجود دارد.

➖آدم ها پشت رفتارهای غلیظ پنهان می‌شوند تا حجم بزرگ منفی‌های درونشان را استتار کنند.

➖مواظب رفتارهای غلیظ باشید و از همه آنها مهم تر سراغ غلیظ‌های خودتان نيز بروید. تا ببینید کدام رفتار افراطی را از خود نشان می‌دهید.

➖یک زندگی سالم ، زندگی معتدلانه است.

کریم واقعی

درویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد . چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد . کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند .
کریم خان گفت : این اشاره‌ های تو برای چه بود ؟
درویش گفت : نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم .
آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده ؟کریم خان در حال کشیدن قلیان بود ؛ گفت چه می‌خواهی ؟

درویش گفت : همین قلیان ، مرا بس است !چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت . خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می‌ خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد ! پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد !روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خان رفت .
ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشاره‌ای به کریم خان زند کرد و گفت : نه من کریمم نه تو ؛ کریم فقط خداست ، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست . . .