افترا یا تهمت

💠 افترا یا تهمت به چه معنا است؟

🔻افترا و تهمت دو کلمه­‌ی تقریباً هم‌معنی هستند و به عنوان یک رفتار توسط قانون‌گذار جرم‌انگاری شده­‌اند. اگر فردی بدون دلیل و مدرک و با علم به بی‌گناه بودن یک شخص، به او جرمی را نسبت دهد، مرتکب جرم افترا شده‌ و با مجازاتی که قانون‌گذار برای آن درنظرگرفته‌است، روبرو خواهد شد.
شاید در جریان زندگی روزمره­ خود، بارها با این دو واژه مواجه شده باشیم. افترا و تهمت دو کلمه­‌ی تقریباً هم‌معنی هستند و به عنوان یک رفتار توسط قانون‌گذار جرم­‌انگاری شده­‌اند. جرم­‌انگاری و ممنوعیت این رفتارها به این معنا است که اگر شخصی مرتکب آن­ها شود، با مجازاتی روبرو خواهد شد که قانون‌گذار برای آن درنظرگرفته­‌است اما سوال این است که تهمت یا افترا به چه معنا است؟ و در چه صورت یک شخص بخاطر ارتکاب این جرم به مجازات محکوم خواهد شد؟ با ما همراه باشید تا با هم به پاسخ این پرسش­‌ها دست پیدا کنیم.

🔻افترا یعنی نسبت‌دادن یک جرم به دیگری با علم به بی‌­گناه بودن او!
وقتی می­‌گوییم که «فلان شخص به من تهمت زد»، منظورمان این است که او انجام کاری را به من نسبت داد که واقعاً آن را انجام نداده‌­أم. مثلاً وقتی کسی به ما می­‌گوید «تو درباره­‌ی فلان موضوع دروغ گفتی» ولی در واقع چنین دروغی را نگفته باشیم، این­‌طور گفته می­‌شود که او به ما تهمت زده­‌است. تعریف کردن افترایی که قانون منع کرده هم به همین سادگی است. اگر فردی بدون دلیل و مدرک و با علم به بی‌گناه بودن یک شخص، به او جرمی را نسبت دهد، مرتکب جرم افترا شده‌است. برای مثال اگر شخصی در حین دعوا به دیگری بگوید «تو دوچرخه مرا دزدیده‌­ای» یا «تو قاتل فلان شخص هستی»، مرتکب جرم افترا شده‌است. چیزی که در عرف به آن بُهتان نیز گفته می‌شود. باید توجه کرد در جرم افترا فرد باید قصد داشته باشد که به طرف مقابل حتما جرمی را نسبت دهد؛ یعنی واقعاً منظورش این باشد که بخواهد بگوید تو این جرم را انجام داده‌­ای. پس اگر فردی به دیگری بگوید «دزد» اما قصدش هتک‌­حرمت، تحقیر یا تمسخر او باشد و نه نسبت‌دادن یک جرم، مرتکب جرم دیگری شده‌­است که توهین نام دارد. افترا به هر وسیله­‌ای می­‌تواند تحقق پیدا کند. ممکن است شخصی با سخنرانی در یک جمع، چاپ یک مطلب در مجله یا روزنامه و یا حتی با فرستادن یک پیام این کار را انجام دهد. اما این پایان راه نیست! برای این‌که بتوان گفت کسی مرتکب جرم افترا شده­‌است، علاوه بر نسبت دادن یک عمل مجرمانه به یک شخص، رکن دیگری هم لازم است و آن رکن این است که این شخص نتواند درستی حرف خود را اثبات کند و این امر نشان دهد که فرد می‌­داند طرف مقابل او بی­‌گناه است. فرض کنید شخصی در یک دعوا به دوست خود نسبت کلاهبرداری خاصی را می­‌دهد. در این حالت زمانی می­‌توان گفت او مرتکب جرم افتراء شده‌­است که نتواند ثابت کند دوستش واقعاً کلاهبردار است و هم­‌چنین علم و آگاهی او نسبت به بی­‌گناه بودن مخاطب ثابت شود. پس اگر توانست کلاهبردار بودن دوست خود را با دلیل و مدارک در دادگاه ثابت کند، نمی‌­توان او را مجرم دانست.
مجازات تهمت زنندگان مطابق ماده ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ یک ماه تا یک سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق می­‌باشد.

🔻افترای عملی
گاهی اوقات تهمت و افترا با انجام یک عمل صورت می‌­گیرد. به این نحو که یک شخص با این هدف که دیگری را متهم به ارتکاب جرمی کند، اشیائی را در منزل، محل کار یا در میان وسایل متعلق به او قرار می­‌دهد که اگر این وسایل نزد هر کسی پیدا شود، موجب محکومیت او خواهد شد. برای مثال حمل­‌کردن مشروبات الکلی جرم است. حالا فرض کنید که شخصی مقداری مشروبات الکلی در کیف یا منزل یا محل کار شخصی دیگر قرار داده و سپس به پلیس خبر می­‌دهد که این شخص در حال حمل مشروبات الکلی می­‌باشد. اگر این شخص با انجام این کار تحت تعقیب قرار بگیرد، پس از اینکه بی­‌گناهی­‌أش در دادگاه اثبات شد، قراردهنده­‌ی مشروبات الکلی طبق ماده ۶۹۹ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ به جرم افترا به تحمل شش ماه تا سه سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهدشد

کج دار و مریض یا کج دار و مريز؟

کج دار و مریض یا کج دار و مريز؟

اصطلاح «کج دار و مریض» از جمله اصطلاحاتی است که توسط برخی از مردم به اشتباه به کار می رود.
مردم آن را با مریضی مرتبط می دانند.
این اصطلاح در اصل “کج دار و مریز” است. به معنای این که ظرف را کج نگه دار و در عین حال مواظب باش که نریزد و نسبتی با مریضی ندارد.

شاعر در این باره می گوید:

رفتم بـه سر تـربت شمس تبـریز
دیدم دو هزار زنگیـان خونـریـز
هر یک به زبان حال با من می گفت
جامی که به دست توست کج دار و مریز.

💠 اعاده حیثیت چیست و چگونه انجام می‌شود؟


🔻اعاده به معنای بازگرداندن می‌باشد و اصطلاح اعاده حیثیت، یعنی بازگرداندن وضع و حالت افراد از جهت پایین آمدن حیثیت و موقعیت اجتماعی آن‌ها در جامعه که به واسطه مطرح کردن شکایت واهی و خلاف حقیقت نسبت به آن‌ها اتفاق افتاده است، به حالت سابق خود می‌باشد.

به عبارت دیگر با این کار تلاش می‌شود که آب رفته را به جوی بازگرداند، زیرا علاوه بر اینکه جان و اموال مردم مورد حمایت قانونگذار قرار گرفته است حیثیت و آبروی آن‌ها هم در نظر قانونگذار محترم و مورد حمایت می‌باشد، پس تعرض به آن موجب برخورد قانونی می‌باشد؛ بنابراین فردی که در اثر تهمت دروغین و ادعای خلاف واقع دیگری آبرویش از دست برود، تلاش می‌کند تا در افکار عمومی یا در جمع خاصی این آبرو مجدداً احیا شود و با اثبات بی گناهی خود، موقعیت اجتماعی خود را تا حد امکان به حالت قبل برگرداند.

پس اعاده حیثیت بیشتر ناظر بر بازگرداندن اعتبار معنوی اشخاص می‌باشدکه از طریق اقدام به تعقیب کیفری شخص مفتری (شخصی است که با مطرح نمودن شکایت غیر واقعی باعث هتک حیثیت و از بین رفتن آبروی دیگری شده است) حاصل می‌شود.

به طور مثال فردی همسایه اش را متهم به سرقت از منزلش می‌کند، اما بعد از رسیدگی قضایی روشن می‌شود همسایه بی گناه است و سارق شخص دیگری است؛ بنابراین همسایه بعد از اثبات بی گناهی خویش می‌تواند مطابق ماده ۶۹۷ از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی تحت عنوان مفتری شخص شاکی را تعقیب کند. معمولاً در این خصوص شخص با طرح شکایت افترا در دادسرا تقاضای تحقیق، تعقیب و محکومیت مفتری را می‌نماید.

متعاقب آن مفتری احضار شده و چنانچه دفاعی داشته باشد بیان می‌نماید، و در نهایت در صورتیکه شاکیِ شکایت افترا (زیان دیده) بتواند سوء نیت مفتری در طرح شکایت را اثبات نماید، قرار مجرمیت و متعاقب آن کیفر خواست صادر می‌شود و پرونده برای رسیدگی به اتهام به دادگاه جزائی ارسال می‌شود؛ بنابراین با اثبات سوء نیت شاکی و احراز این امر که وی قصد ضرر رساندن به دیگری را داشته است، جرم افترا محقق و مفتری به مجازات آن که یک ماه تا یک سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق یا یکی از آن‌ها حسب مورد می‌باشد محکوم خواهد شد./

💠 آیا گرفتن مهریه بعد از ازدواج مجدد؛ امکان پذیر است؟


✅ مهریه چه از نوع عند المطالبه باشد و یا عند الاستطاعه یک نوع دین است که اصطلاحا بر ذمه مرد است، در دوران زندگی مشترک زن بر طبق قانون مالک تمام مهر است می تواند حتی اگر دوشیزه باشد تمام مهریه را تقاضا کند و فقط در زمان طلاق است که مهریه زن باکره نصف می شود.

🔻اما بر طبق ماده 29 قانون حمایت خانواده در هنگام طلاق از هر نوع که باشد چه به درخواست زن یا درخواست مرد و یا طلاق توافقی، دادگاه موظف است که تکلیف مهر را در دادنامه (رای) مشخص کند اگر علی رغم وقوع طلاق، مرد باید چیزی از مهریه را بپردازد، ازدواج مجدد زن مانع دریافت مهریه ازدواج قبلی او نخواهد بود.

🔻فرض کنید طلاق توافقی انجام شده است که زوجین توافق کردند که نصف مهریه از سوی زوجه بخشیده شود و الباقی مهریه هر ماه ماهانه یک سکه به زوجه پرداخت شود. اما پس از ثبت طلاق و گذشتن ایام عده ،زوجه ازدواج می کند این ازدواج مجدد مطلقا مانع دریافت مهریه ازدواج قبلی نیست.

💠 ماده۲۹ حمایت خانواده

🔻دادگاه ضمن رأی خود با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج، تکلیف جهیزیه، مهریه و نفقه زوجه، اطفال و حمل را معین و همچنین اجرت‌المثل ایام زوجیت طرفین مطابق تبصره ماده (۳۳۶) قانون مدنی تعیین و در مورد چگونگی حضانت و نگهداری اطفال و نحوه پرداخت هزینه‌های حضانت و نگهداری تصمیم مقتضی اتخاذ می ‌کند. همچنین دادگاه باید با توجه به وابستگی عاطفی و مصلحت طفل، ترتیب، زمان و مکان ملاقات وی با پدر و مادر و سایر بستگان را تعیین کند. ثبت طلاق موکول به تأدیه حقوق مالی زوجه است. طلاق درصورت رضایت زوجه یا صدور حکم قطعی دایر بر اعسار زوج یا تقسیط محکومٌ ‌‌ به نیز ثبت می ‌ شود. در هرحال، هرگاه زن بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد می ‌ تواند پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوط اقدام کند.

💠 ایفای ناروا

💠 ایفای ناروا

✍️ ایفای ناروا مرکب از دو واژه‎ی «ایفا» و «ناروا» است. ایفا در لغت مصدر باب «اِفعال» به معنای وفا کردن و حق کسی را تمام و کمال دادن آمده است. ناروا نیز به معنای بدون حق و سبب قانونی بودن است. هرگاه شخصی بدون وجود حق و سبب قانونی مالی به دیگری بپردازد؛ این پرداخت، ایفای ناروا است.در مقابل ایفا به‎طور صحیح در جایی معنا پیدا می‎کند که دینی وجود داشته باشد و شخصی به دیگری مدیون باشد و اقدام به پرداخت دینش بنماید.

💠 شرایط تحقق ایفای ناروا

⚛️ ایفای ناروا درصورتی محقق می‎شود که سه شرط در پرداخت وجود داشته باشد.

🌀1) تسلیم مال به عنوان ایفا باشد
بنابراین درصورت تسلط شخص بر مالی که دیگری به عنوان وفای به عهد به او پرداخته است، ایفای ناروا محقق می‎شود. بنابراین تسلیم مال باید تحت عنوان وفای به عهد باشد و در صورتی که شخصی مال را به عنوان قرض یا امانت به دیگری بدهد، نمی‎تواند استرداد آن مال را تحت عنوان ایفای ناروا پس بگیرد.

🌀2) ناروایی پرداخت
ایفای ناروا درصورتی محقق می‎شود که دهنده‎ی مال مدیون گیرنده‎ی مال نباشد؛ دراین‎صورت ایفا، ناروا خواهد بود. بنابراین چنان‎چه دهنده‎ی مال مدیون گیرنده نباشد، ادای دین به او ناروا خواهد بود. البته در مواردی ممکن است دینی وجود داشته باشد اما به دلیلی از بین رفته باشد. درصورتی که پرداخت دین پس از اسقاط آن، صورت بگیرد؛ ایفای صورت گرفته ناروا محسوب می‎گردد. مثل موردی که شخص ثالثی دین مدیون را می‎پردازد و مدیون بدون اطلاع از پرداخته‎شدن دینش، دوباره آن را می‎پردازد.
هم‎چنین اگر دهنده‎ی مال مدیون باشد اما موعد پرداخت دینش نرسیده باشد و او اشتباهاً زودتر از موعد دینش را ادا کند؛ می‎تواند تحت عنوان ایفای ناروا مال پرداخت شده را مسترد نماید.
علاوه براین چنان‎چه مدیون بیش از مقدار بدهی‎اش به طلبکار بپردازد، نسبت به میزان اضافه، ایفا ناروا است و پرداخت‎کننده (مدیون) می‎تواند آن را پس بگیرد.

🌀3) اشتباه، اکراه و تدلیس در پرداخت
نکته‎ای که باید به آن توجه داشت این است که اشتباه پرداخت‎کننده شرط تحقق ایفای ناروا نیست اما از آن‎جا که مطابق ماده‎ی265قانون مدنی هر پرداختی نشان‎دهنده‎ی وجود دین است؛ دهنده‎ی مال برای استرداد مال باید عدم وجود دین را ثابت نماید. بنابراین چون ایفای ناروا معمولاً براثر اشتباهِ دهنده‎ی مال رخ می‎دهد؛ گیرنده باید اشتباه خود در پرداخت را ثابت نماید تا عدم وجود دین معلوم شود زیرا وجود اشتباه در پرداخت نشان‎دهنده‎ی این است که دهنده‎ی مال قصد پرداخت‎ دین خود یا دین شخص دیگر را نداشته است و درصورتی که با اثبات اکراه و تدلیس، عدم وجود دین معلوم شود، باز هم ناروا بودن ایفا معلوم می‎گردد.
بنابراین علاوه بر اشتباه، اکراه و تدلیس نیز موجب می‎شود برای دهنده‎ی مال حق استرداد مال ایجاد شود. پس درصورتی که پرداخت‎کننده، مال در نتیجه‎ی اکراه یا فریب و حیله‎ی دیگری به او پرداخت نماید، می‎تواند چیزی را که داده است، تحت عنوان ایفای ناروا پس بگیرد.

💠 مصادیق ایفای ناروا

⚛️ ایفای ناروا در سه مورد مصداق دارد.

🌀الف) پرداخت دین به غیر داین
درصورتی که مدیون به اشتباه، دین خود را به شخصی غیر از طلبکار بپردازد ایفای ناروا محقق می‎شود. گیرنده‎ی مال نیز ملزم به استرداد مال به مالک آن می‎شود. مثلاً ممکن است مدیون اشتباهاً پول را به حساب شخص دیگری غیر از طلبکار واریز نماید. دراین‎صورت می‎تواند آن پول را پس بگیرد چون پرداخت به ناروا صورت گرفته است. برابر ماده‎ی301ق.م:
«كسی‎كه عمداً يا اشتباهاً چيزی را كه مستحق نبوده است دريافت كند ملزم است آن را به مالک تسليم كند.»

🌀ب) پرداخت دین از سوی شخصی غیر از مدیون
چنان‎چه شخصی اشتباهاً خود را مدیون بداند و ادای دین بنماید، می‎تواند آن‎چه را پرداخت نموده از گیرنده‎ی مال پس بگیرد. (ماده‎ی302ق.م) البته درصورتی که شخص غیر مدیون با آگاهی از مدیون نبودن خود، دین شخص دیگری را بپردازد؛ حق پس گرفتن مالی را که داده است ندارد. (ماده‎ی267ق.م)

🌀ج) پرداخت بدون وجود دین
درصورتی که شخصی بدون این‎که مدیون باشد و از روی اشتباه مالی را به دیگری بدهد؛ پرداختش ناروا محسوب می‎شود و دهنده‎ی مال می‎تواند آن مال را پس بگیرد. مثل این‎که شخص می‎خواهد به حساب فرزندش که در شهری دیگر درس می‎خواند، مبلغی پول بریزد که اشتباهاً پول را به حساب شخص دیگری می‎ریزد.

💠 طرق اثبات وجود رابطه کارگری و کارفرمایی


🔻یکی از مشکلاتی که کارگران در مراجعه به هیئت های تشخیص اداره کار جهت دریافت حقوق مزایا با آن مواجه اند،موضوع اثبات وجود رابطه کارگری وکارفرمایی است. قانون کار رابطه رابطه کارگری و کارفرمایی را در دو رکن خلاصه می کند:

اول دستور گرفتن و دوم مزد گرفتن کارگر از کارفرما : کارگر از لحاظ این قانون کسی است که به هرعنوان در مقابل دریافت حق السعی اعم از مزد ، حقوق، سهم سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار می کند.

بنابراین پرداخت حق و حقوق کارگر منوط به احراز رابطه کارگری و کارفرمایی توسط مرجع رسیدگی است و اثبات وجود این رابطه با کارگر است ،در همین خصوص ماده 87 آیین نامه دادرسی کار مقرر داشته : ارایه دلایل و مدارک دال بر وجود رابطه کار فیمابین طرفین و میزان مزد و مزایای بالاتر از حداقل قانونی و میزان سابقه کار در کارگاه به عهده کارگر و ارایه دلایل و مدارک بر تادیه حقوق مذکور و یا عدم شمول مقررات قانون کار به رابطه طرفین به عهده کارفرماست.

دلایل نیز در ماده 82 همین آیین نامه تصریح شده که به ترتیب شامل اقرار، اسناد و امارات می باشد. در حالیکه خیلی از مراجعین ، برای اثبات این رابطه به استشهادیه استناد می کنند باید گفت هرچند آییین نامه شهادت را در حد اماره پذیرفته است اما رویه عملی مراجع اداره کار، شهادت را در همین حد هم نپذیرفته و قابل استناد نمی دانند.

با این مقدمه کوتاه به روش های اثبات رابطه کارگری و کارفرمایی اشاره می کنیم:

1️⃣بیمه : ماده 148 قانون کار کارفرمایان را مکلف به بیمه نمودن کارگران مشغول در واحد خود نموده است. پرداخت حق بیمه توسط کارفرما قوی ترین دلیل برای اثبات وجود رابطه کارگری و کارفرمایی است.

2️⃣قرارداد: وجود قرارداد کتبی معتبر بین کارفرما و کارگر نیز یکی دیگر از روش های اثبات رابطه است. هر چند طبق تبصره ماده 10 قانون کار نسخه ای از قرارداد باید به کارگر تحویل گردد اما در عمل خیلی از کارفرمایان از تحویل آن امتناع می ورزند که موجب بروز مشکلاتی برای کارگر در اثبات وجود رابطه یا مزایایی بالاتر از قانون می گردد.
3️⃣اقرار کارفرما : هر چند اقرار کارفرما ، دلیل ای قوی به وجود رابطه کارگری و کارفرمایی است اما در بعضی موارد نادر با توجه به اینکه ممکن است کارگر با کارفرمایی برای پرداخت حق بیمه های گذشته به توافق برسد ، مراجع به دیگر امارات یا دلایل نیز توجه می کنند.

4️⃣واریز حقوق : واریز حقوق به طور مرتب و ماهیانه به حساب کارگر از سوی کارفرما نیز روش دیگری برای اثبات وجود رابطه کاری است. این نکته قابل توجه است بر اساس بند 4 دستورالعمل شماره 41 وزارت كار، در صورت توافق کارگر و کارفرما مبنی بر واریز حقوق به حساب کارگر ؛ شماره حساب بایستی در قرارداد کار ذکر شود اما در عمل با توجه به آوردن قید در صورت توافق، بیشتر کارفرمایان یا بدون ذکر شماره حساب و یا به صورت دستی به كارگران حقوق پرداخت مي كنند و در قبال آن از كارگر رسيدي أخذ مي كنند كه تمام حقوق و مزايا را كارگر دريافت كرده است. در هر صورت واریز حقوق به حساب بانکی و ارایه پرینت آن از سوی کارگر ، از اسناد موید وجود رابطه است.

5️⃣تحقیق محلی یا بازرسی: کارگر مطابق با ماده 89 آیین نامه دادرسی کار می تواند از مرجع رسیدگی درخواست تحقیق محلی نماید. در این موارد معمولاً بازرس با مراجعه به محل کار و تحقیق از کارفرما ،سایر افراد ، و دیگر امارات موجود اقدام به ارایه گزارش می نماید.

6️⃣سایر : روش های فوق الذکر مهمترین و بهترین راه برای اثبات وجود رابطه کاری است اما از امارات دیگری نیز می توان بهره جست هرچند از قدرت اثباتی کمتری برخوردارند. از جمله وجود کارت ورود و خروج ، نامه های درخواست مرخصی و توافق کارفرما، نامه های نمایندگی کارگر از طرف شرکت و مواردی از این دست که قرینه ای برای وجود رابطه کارگری و کارفرمایی است.

خیارات در قرارداد

💠 آیا می دانید کلمه خیارات در قرارداد یعنی چه؟

✅ خیار به معنی ( اختیار فسخ) در قرارداد است.

🔴 به منظور تعریف واضح تر شایسته است بدوا متذکر شویم که در برخی از عقدها (قراردادها) قانون مدنی به طرفین قرارداد، اختیار فسخ داده است. به عنوان مثال در عقد بیع (خرید و فروش) به طرفین قرارداد یازده تا خیار (اختیار فسخ) داده شده است. مستند ماده 369 قانون مدنی که عنوان می کند خیارات از قرار ذیلند:

1- خیار مجلس 2- خیار حیوان 3- خیار شرط 4- خیار تاخیر ثمن 5- خیار رویت 6- تخلف وصف 7- خیار غبن 8- خیار عیب 9- خیار تدلیس 10- خیار تبعض صفقه 11- خیار تخلف شرط

که در اینجا به تعریف یکایک آن به اختصار می پردازیم.

1- خیار مجلس 👇

یعنی هر یک از طرفین بعد از منعقد شدن قرارداد در جلسه عقد و مادام که از یکدیگر جدا نشده اند اختیار فسخ معامله را دارند (ماده 397 قانون مدنی).

2 – خیار حیوان 👇

یعنی اگر حیوانی زنده معامله شود خریدار تا سه روز از زمان انعقاد قرارداد اختیار فسخ (یعنی بر هم زدن معامله) را دارد.

3 – خیار شرط 👇

یعنی مطابق ماده (399 قانون مدنی): در قرارداد (بیع) خرید و فروش ممکن است شرط شود که در مدت معین برای فروشنده یا خریدار یا هر دو یا شخص ثالث اختیار فسخ معامله قید شود.

به موجب ماده 401 اگر برای خیار شرط مدت معین نشده باشد هم شرط خیار و هم قرارداد (هر دو) باطل هستند

4 – خیار تاخیر ثمن 👇

یعنی هر گاه چیزی که مورد معامله قرار می گیرد (مبیع) برای پرداخت ثمن یا تحویل آن چیز بین طرفین عقد مدتی معین نشده باشد و عوضین حال باشند (کالا یا پول موعد دار نباشند) اگر 3 روز از زمان انعقاد قرارداد خرید و فروش بگذرد و در این مدت نه فروشنده مبیع را تحویل خریدارنماید و نه خریدار تمام ثمن (مثلا پول) را به فروشنده بدهد فروشنده اختیار دارد معامله را به هم بزند. (ماده 402 قانون مدنی)

این خیار از حقوق فروشنده است و اگر به طور ضمنی از خریدار مطالبه پولش را بکند این خیار ساقط می گردد. (ماده 403 قانون مدنی)

5 – خیار رویت 👇

یعنی هرگاه یکی از طرفین قرارداد (یعنی خریدار یا فروشنده) مالی را سابقا دیده و به اعتماد سابقه دیدن معامله کند و بعد از اینکه کالا را دید و متوجه شد مال مزبور اوصاف سابقه را ندارد، اختیار بر هم زدن معامله را دارد (اختیار فسخ قرارداد). (ماده 413 قانون مدنی)

6 – خیار تخلف وصف 👇

یعنی هرگاه کسی مالی را ندیده ولی فقط وصف آن را از فروشنده شنیده بخرد ؛بعد از دیدن، اگر آن وصف که قبلا ذکر شده است، هنگام تحویل فاقد آن وصف باشد ، خریدار اختیار دارد که معامله خرید و فروش (بیع) را به هم بزند (یعنی فسخ کند) یا آنکه به همان نحو که هست قبول نماید (ماده 410 قانون مدنی).

7 – خیار غبن 👇

یعنی هر گاه یکی از طرفین عقد در معامله متوجه شوند که اختلاف زیادی در ثمن (مثلا پول) یا ارزش معامله باشد اختلاف و قیمت واقعی بسیار باشد بعد از آگاهی به این اختلاف (بعد از علم به غبن) می تواند معامله را فسخ کند. (ماده 416 قانون مدنی)

در عرف قرارداد ها این خیار به غبن فاحش و غبن افحش دسته بندی می شود که باید در هنگام تنظیم دقت فراوانی داشته باشیم. خیار غبن در صورتی فاحش است که عرفا قابل مسامحه و چشم پوشی نباشد. (ماده 417 قانون مدنی)

ماده 417 قدیم (مصوب 1307) مقدار غبن فاحش را یک پنجم و بیشتر از 1/5 قیمت را فاحش می دانست که در سال 1361 به صورت فوق اصلاح شد.

خیار غبن فوری است و اگر کسی که طرف خود را مغبون کرده است تفاوت قیمت را بدهد این خیار غبن ساقط نمی شود مگر اینکه مغبون به اخذ تفاوت راضی گردد (مواد 420 و 421 قانون مدنی)

8 – خیار عیب 👇

یعنی اگر بعد از معامله عیبی ظاهر شود که مشخص شود مورد معامله معیوب بوده خریدار مختار است در قبول آن با کسر قیمت از آن (ارش) و یا فسخ آن معامله. (ماده 422 قانون مدنی)

فرمول تعیین ارش در ماده 427 آمده است: قیمت حقیقی مبیع (کالا) در حال بی عیبی و قیمت حقیقی آن در حال معیوبی به توسط کارشناس معین می شود.

اگر قیمت آن در حال بی عیبی مساوی با قیمتی باشد که در زمان بیع بین طرفین مقرر شده است،(یعنی وقتی خریدار مال معیوب را به قیمت سالم خریده است) تفاوت بین این قیمت و قیمت مبیع در حال معیوبی مقدار ارش است.

اگر قیمت مبیع در حال بی عیبی کم تر و یا زیادتر از قیمت معامله باشد، نسبت بین قیمت مبیع در حال معیوبی و قیمت آن در حال بی عییبی معین شده و فروشنده باید از پول مقرر به همان نسبت نگاه داشته و بقیه را به عنوان ارش به خریدار رد کند.

در صورت اختلاف بین اهل خبره و کارشناسها حد وسط قیمتها معتبر است (ماده 428 قانون مدنی)

9 – خیار تدلیس 👇

تدلیس عملیاتی است که موجب فریب طرف معامله شود ، مثلا کالایی معیوب و یا شکسته را طوری جلوه دهند که سالم است و اگر فروشنده خریدار را فریب داده خریدار حق بر هم زدن معامله (فسخ بیع) را دارد و اگر خریدار نسبت به ثمن معامله تدلیس کرده فروشنده حق فسخ معامله را دارد.(مواد 438 و 439 قانون مدنی).

10 – خیار تبعض صفقه 👇

وقتی قرارداد نسبت به قسمتی از مبیع باطل باشد ، در این صورت خریدار حق فسخ معامله را خواهد داشت. البته مطابق ماده 441 قانون مدنی خریدار در این صورت می تواند بیع واقع شده را نسبت به قسمت سالم قبول کند و نسبت به آن قسمت که باطل است ثمن (مثلا پول آن را) استرداد کند.

11 – خیار تخلف شرط 👇

مطابق مواد 234 تا 245 قانون مدنی است.

شرط به موجب قانون مدنی به سه نوع تقسیم می شود

شرط صفت

شرط نتیجه

شط فعل (منفی و مثبت)

✅ ١٣ مورد از موانع اجراى راى داورى


1️⃣بطلان رای داوری،به دلیل فقدان اهلیت یکی از طرفین یا هر دوی آنان

2️⃣جریان داوری با حجر طرفین منجر به بطلان داوری خواهد شد.لذا رای صادره نمی توانداز قابلیت اجرا در کشور ما برخوردار باشد.

3️⃣بطلان موافقتنامه داوری،به لحاظ عدم رعایت قانون حاکم،موجب بطلان رای صادره و مانع اجرا خواهد شد.

4️⃣صدور رای خارج از حدود اختیار داور،عدم رعایت ترکیب داوری،صدور رای توسط داوران مجروح حقوقی،یا به استناد مدارک جعلی،از موارد ابطال رای و مانع اجراست
5️⃣موضوع داوری به موجب قانون ایران قابل ارجاع به داوری نباشد،که ماده ۳۴ قانون ۷۶ به صراحت چنین رای داوری را غیر قابل اجرا می داند
6️⃣اجرای رای داوری منافی با اخلاق حسنه یا نظم عمومی ایران باشد.
7️⃣رای صادره در خصوص اموال غیر منقول واقع در ایران باشد،یا با مفاد اسناد رسمی معتبر معارض باشد؛مگر اینکه با توافق طرفین رای مخالف سند رسمی مزبور صادر شده باشد
8️⃣صدور رای توسط داور هم وطن طرف،که قبل از بروز اختلاف داوری به او واگذار شده است،صورت گرفته باشد
9️⃣به موجب عهدنامه خاصی اجرای رای داوری در ایران غیر ممکن باشد،یا رای داوری کشوری خاص در ایران غیر قابل اجرا باشد،چنانکه بند ۳ ماده ۳۶ قانون داوری تجاری بین المللی ایران در مقام بیان همین قاعده مقرر شده است
🔟حکم مخالف رای داوری،در یکی از دادگاه های ایران یا دیوان داوری ایران،نسبت به همان موضوع صادر شده باشد
1️⃣1️⃣رای صادره از صلاحیت اختصاصی محاکم ایران باشد
1️⃣2️⃣حکم از راه حیله و تقلب تحصیل شده باشد،زیرا چه بسا شخصی با تغییر یکی از عناصر بین المللی تعیین حق،قانون یا دادگاهی
1️⃣3️⃣را که به طور معمول در مورد وی حاکم نبوده،حاکم کند و حکمی را تحصیل کند،در این صورت ممکن است محاکم کشور ما،از اجرای حکم خودداری کنند.

💠 جرم مزاحمت برای بانوان در معابر و اماکن عمومی


🔻 بر طبق ماده 619 بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی:((هر کس در معابر و اماکن عمومی مزاحم اطفال یا زنان بشود یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون به آنان توهین کند به حبس از 2 ماه تا 6 ماه و تا 74 ضربه شلاق محکوم می شود.))

🔻این جرم از جرایم عمومی و غیر قابل گذشت محسوب می شود و حتی با رضایت شاکی جنبه عمومی جرم پابرجاست.

نظریه 7/4895 مورخ 73/8/10 اداره حقوقی قوه قضاییه: ((چنانچه مسلم شود مردی به قصد مزاحمت زنی را تعقیب نموده با عدم به کار بردن لفظ یا الفاظ هم قابل مجازات است)).

💠 حق السکوت


🔻 قربانیان باج گیری از حق‌وحقوق قانونی خود مطلع نیستند.

✅ حق‌السکوت‌گرفتن موضوع ماده 669قانون مجازات اسلامی است که حق‌السکوت‌بگیر بزه‌دیده را تهدید می‌کند که اگر به من پول ندهی یا آنچه را خواسته‌ام انجام ندهی فلان راز تو را افشا خواهم کرد یا اسرار مربوط به خانواده تو را فاش می‌کنم.

🔹 در قانون کلمه حق‌السکوت نیامده ولی در ماده 669ذیل فصل 22قانون مجازات اسلامی، موضوع تهدید و اکراه آمده که حق السکوت گرفتن می‌تواند مصداق موضوع ماده ذکر شده باشد.

〰️🔹🍃🔵🍀🔵🍃🔹〰️

✅ قربانیان این قبیل اعمال باید توجه داشته باشند که تسلیم‌شدن در برابر چنین اقداماتی هرگز باعث حل مشکلات نخواهد شد و فرد حق‌السکوت‌بگیر اخاذی از آنها را رها نخواهد کرد.

🔹 بنابراین تنها روش پیشنهادی به قربانیان این اقدامات، مراجعه فوری به دادسرا و طرح شکایت است. بدیهی است اگر موضوع مورد نظر، جرم باشد، مطرح کردن با دادسرا می‌تواند تبعات و آثاری داشته باشد اما گمان می‌رود پذیرش چنین شرایطی به‌مراتب از سرکردن با وحشت حق‌السکوت آسان‌تر باشد.

〰️🔹🍃🔵🍀🔵🍃🔹〰️

✅ فردی که مورد اخاذی قرار می‌گیرد ملزم به وصف جزئیات در مراجع قضایی در مورد مسائلی که وصف مجرمانه ندارد ، نیست.

🔹 همینطور به‌عنوان مثال مسائل اخلاقی و جنسی که شاکی خصوصی ندارد و ناشی از اقدام سازمانی نیست. در این موارد مقام قضایی به شکایت رسیدگی و حق‌السکوت‌بگیر را تعقیب می‌کند، اما متعرض مطلبی که او با تهدید به افشای آن حق‌السکوت می‌گرفته است نخواهد شد.

🔹 به‌عبارت دیگر شاکی به دادسرا خواهد گفت فردی با تهدید به‌ افشای رازی از من حق‌السکوت می‌گیرد ولی اجباری به توصیف آنچه حق‌السکوت‌بگیر مطرح می‌کند، ندارد.

〰️🔹🍃🔵🍀🔵🍃🔹〰️

✅ با توجه به مطلق بودن ماده 669 حتی در این مورد نیز فرد مطالبه‌گر اگر تهدید به قتل یا ضررهای نفسی یا شرفی یا افشای سر، کرده باشد قابل تعقیب است. اما گفتن سخنانی مانند «اگر طلب مرا ندهی شکایت خواهم کرد و تو را به زندان خواهم انداخت» مصداق جرم نیست.

🔹 در مواقعی که جامعه با بحران‌های اقتصادی شدید روبه‌روست، اخاذی و دریافت حق السکوت بیش از سایر مواقع شدت می گیرد.

🔹 پروسه بررسی پرونده‌های حق‌السکوت به محل وقوع جرم که در کدام استان یا شهر اتفاق افتاده و همچنین تراکم کار در محل دادسراهای آن محل بستگی دارد و نمی‌توان زمانبندی دقیقی را گفت.

〰️🔹🍃🔵🍀🔵🍃🔹〰️

✅ اخاذی بر چند قسم است: یکی اخاذی با استفاده از سلاح و چاقو که موضوع ماده 617قانون مجازات اسلامی است و جرم عمومی محسوب می‌شود، یعنی تعقیب آن نیاز به شاکی ندارد و دادسرا درصورت آگاهی یا اعلام جرم درگیر رسیدگی خواهد شد. مجازات این عمل 6‌ماه تا 2سال حبس و تا 74ضربه شلاق است.

🔹نوع دیگر اخاذی با تهدید به قتل یا ضررهای نفسی یا شرفی یا مالی یا افشای سِر نسبت به‌خود طرف یا بستگان او تحقق می‌یابد و مجازات آن از 2‌ماه تا 2سال حبس و تا 74ضربه شلاق است، اعم از اینکه مرتکب، مالی مطالبه کرده باشد یا اقدام یا عدم‌اقدام به کاری را از بزه‌دیده خواسته باشد، این عمل در ماده 669قانون مجازات اسلامی جرم انگاری شده است.

〰️🔹🍃🔵🍀🔵🍃🔹〰️

✅ جرم دیگری که با این دو مورد مشابهت دارد ولی قانونگذار در توصیف آن، کلمه اخاذی را به‌کار نبرده لکن نتیجه آن بسیار شبیه به اخاذی است، جرم موضوع ماده 668قانون مجازات اسلامی محسوب می‌شود.

🔹 به موجب آن، هر کس با جبر و قهر یا با اکراه و تهدید، دیگری را ملزم به دادن نوشته یا سند یا امضا و مهر کند یا سند و نوشته‌ای را که متعلق به او یا سپرده به او باشد از وی بگیرد به حبس 3‌ماه تا 2سال و تا 74ضربه شلاق محکوم خواهد شد.

🔹 جرایم موضوع مواد 668و 669قانون مجازات اسلامی قابل گذشت محسوب می‌شوند یعنی تعقیب آنها مستلزم شکایت است.