دسته: عمومی

  • ⚖️ وقتی بخشی از مال فروخته‌شده از بین می‌رود؛ آیا کل معامله باطل می‌شود؟

    🌿 یکی از موضوعات بسیار کاربردی و در عین حال کمتر شناخته‌شده در حقوق قراردادها، وضعیت معامله‌ای است که بخشی از مورد معامله قابلیت تسلیم ندارد یا پس از عقد معلوم می‌شود که انتقال تمام آن امکان‌پذیر نیست. این موضوع در پرونده‌های ملکی، معاملات خودرو، ماشین‌آلات، تجهیزات صنعتی و حتی ارثیه‌های خانوادگی به کرات مشاهده می‌شود.

    در طول مدت وکالت، بارها با این پرسش مواجه شدم که اگر فروشنده مالی را بفروشد و بعداً معلوم شود بخشی از آن قابل تحویل نیست، تکلیف قرارداد چیست؟ آیا کل معامله از بین می‌رود یا فقط همان بخش دچار مشکل می‌شود؟

    📌 پاسخ این سؤال، یکی از کاربردی‌ترین مباحث حقوق مدنی است که بسیاری از مردم و حتی برخی فعالان بازار از آن آگاهی ندارند.

    فرض کنید شخصی یک دستگاه خودرو و یک دستگاه موتورسیکلت را طی یک قرارداد و با یک ثمن مشخص به خریدار می‌فروشد. پس از انعقاد عقد معلوم می‌شود موتورسیکلت مدت‌ها قبل از معامله از بین رفته یا اساساً متعلق به فروشنده نبوده است.

    در این وضعیت نخستین تصور بسیاری از افراد آن است که کل قرارداد باطل می‌شود؛ اما همیشه چنین نیست.

    🔹 اگر مورد معامله قابلیت تجزیه داشته باشد، قرارداد نسبت به بخش صحیح باقی می‌ماند و نسبت به بخش غیرقابل انتقال یا غیرقابل تسلیم، باطل خواهد بود.

    در چنین حالتی قانون برای خریدار یک ابزار حمایتی مهم پیش‌بینی کرده است که در حقوق از آن به «خیار تبعض صفقه» یاد می‌شود.

    به زبان ساده، خریدار می‌تواند تصمیم بگیرد:

    ✅ معامله را نسبت به بخش باقی‌مانده بپذیرد و ثمن را متناسباً تعدیل کند.

    یا

    ✅ کل معامله را فسخ نماید.

    🔹 تجربه عملی نشان می‌دهد بسیاری از دعاوی ناشی از همین موضوع است.

    برای مثال، فروشنده ملکی را به مساحت هزار متر مربع می‌فروشد. پس از انجام معامله مشخص می‌شود دویست متر از ملک در طرح شهرداری قرار داشته یا متعلق به شخص دیگری بوده است.

    در اینجا خریدار ناگهان با وضعیتی روبه‌رو می‌شود که آنچه خریده با آنچه تصور می‌کرده متفاوت است. قانون نیز برای جلوگیری از ورود ضرر به وی، حق فسخ یا پذیرش معامله با شرایط جدید را پیش‌بینی کرده است.

    📌 خاطره‌ای از یک پرونده

    سال‌ها پیش پرونده‌ای در دادگاه مطرح شد که موضوع آن فروش یک باغ بود. فروشنده ادعا می‌کرد باغ دارای چاه آب اختصاصی است و همین موضوع در تعیین قیمت نقش اساسی داشت.

    پس از معامله مشخص شد چاه مورد اشاره اساساً در محدوده ملک مجاور قرار دارد و فروشنده مالک آن نیست.

    خریدار که بخش مهمی از انگیزه خود را بر مبنای وجود چاه آب بنا کرده بود، درخواست فسخ معامله را مطرح کرد.

    در رسیدگی قضایی مشخص شد بخشی از موضوع قرارداد قابلیت انتقال نداشته و همین امر موجب ایجاد حق فسخ برای خریدار شده است.

    آن پرونده به خوبی نشان داد که گاهی یک جزء از معامله می‌تواند سرنوشت کل قرارداد را تغییر دهد.

    🔹 نکته مهم دیگر آن است که همه موارد یکسان نیستند.

    اگر بخش از بین رفته یا غیرقابل انتقال، جزء اساسی و غیرقابل تفکیک قرارداد باشد، ممکن است اساس معامله متزلزل شود.

    اما اگر مورد معامله قابل تجزیه باشد، اصل بر حفظ قرارداد و حمایت از بقای معامله است؛ زیرا حقوق قراردادها تا حد امکان از نابودی قراردادهای صحیح جلوگیری می‌کند.

    🌱 توصیه‌ای که همواره به موکلان خود داشته‌ام این است که پیش از انعقاد هر قرارداد، وضعیت مالکیت، حدود مورد معامله و امکان تسلیم آن را به دقت بررسی کنند. بسیاری از پرونده‌های چندساله دادگستری نتیجه بی‌توجهی به همین بررسی‌های اولیه است.

    ⚖️ در حقوق قراردادها، همیشه از بین رفتن بخشی از معامله به معنای از بین رفتن کل قرارداد نیست؛ اما می‌تواند حقوق مهمی برای طرف زیان‌دیده ایجاد کند. شناخت این حقوق، تفاوت میان یک معامله موفق و یک دعوای طولانی قضایی است.

    🌹 •┈┈••✾••┈┈•
    حقوق به زبان ساده (حقانسه)

    👈

    [عضـــو شویــــد]
    @haghanse
    ble.ir/join/ZDFjMGRkM2
    •┈┈••✾••┈┈•
    ـ✾࿐༅

    🍃
    🌸
    🍃

    ༅࿐✾ـ

  • نحوه شکایت از کارفرما در سایت اداره کار و پیگیری شکایت!

    نحوه شکایت از کارفرما در سایت اداره کار و پیگیری شکایت:

    شکایت در اداره کار مربوط به چه افرادی می‌شود؟
    فرآیند مراحل شکایت در اداره کار ممکن است در مسیر زندگی افراد گوناگون قرار بگیرد. از جمله این افراد می‌توانیم به کارگران و کارفرمایان اشاره کنیم. قانون نسبت به افراد، تعریف دقیق‌تری را برای کلمه کارگر ارائه می‌دهد. طبق قانون، کارگر فردی است که مطابق دستور کارفرما کارهایی را انجام داده و در مقابل انجام این کارها حقوق، مزد، سهم سود و سایر مزایا را دریافت می‌کند.

    با این تعریف قطعاً متوجه شده‌اید که تنها افرادی که در یک ساختمان، مشغول به کار هستند کارگر به حساب نمی‌آیند! بلکه حتی افراد در سمت‌های بسیار مهم در ادارات شخصی، دولتی یا بسیاری از وزارتخانه‌ها نیز عنوان کارگر را می‌گیرند؛ چرا که آنها هم طبق دستورات کارفرما، وظایفی را انجام داده و در مقابل آن، حقوق و مزایا دریافت می‌کنند.

    برای تعریف کارفرما نیز می‌توانیم به ماده ۳ قانون کار اشاره کنیم: کارفرما به یک شخص حقیقی یا حقوقی می‌گویند که کارگر و کارمند را به کار می‌گیرد و در مقابل به آنها حقوق پرداخت می‌کند.

    مراحل و نحوه شکایت از کارفرما در سایت اداره کار
    اگر در محل کار خود با مشکلاتی از جمله عدم دریافت حقوق، اخراج نابجا یا سایر موارد تخلف کارفرما مواجه شده اید، می توانید از طریق سایت اداره کار علیه کارفرمای خود شکایت کنید. این فرایند به شما کمک می کند تا حقوق قانونی خود را احقاق نمایید. مراحل شکایت از کارفرما در سایت اداره کار به طور مفصل توضیح داده می شود:

    مراجعه به سایت اداره کار و ثبت نام
    ارائه مدارک و مستندات مربوط به موضوع شکایت
    تشریح کامل ماجرا و دلایل شکایت در فرم مربوطه
    ارسال شکایت و پیگیری روند رسیدگی به آن
    حضور در جلسات رسیدگی و ارائه دفاعیات
    دریافت رای نهایی کمیسیون و اقدام بر اساس آن

    اما اجازه دهید تا در ادامه کمی بهتر در خصوص مراحل شکایت از کارفرما در سایت اداره کار با شما صحبت کنیم.

    1- احراز هویت
    هنگامی که تصمیم می‌گیرید شکایت خود را در اداره کار ثبت کنید در مرحله اول باید احراز هویت را به انجام برسانید. احراز هویت به دو شکل الکترونیکی و یا از طریق کارمندان دفاتر پیشخوان دولت انجام می‌پذیرد.

    اگر به دلایل گوناگون ترجیح می‌دهید این کار را به دیگران بسپارید می‌توانید به دفتر پیشخوان مراجعه کرده و با در دست داشتن یک تلفن همراه که سیم کارت آن به اسم شما است، احراز هویت خود را انجام دهید. در این مرحله باید کارت ملی خود را نیز به همراه داشته باشید.

    در دفتر پیشخوان، کد ملی خود را ارائه می‌دهید و بعد از دادن شماره تلفن‌تان یک کد کاربری و رمز عبور (برای کارگران کد کاربری همان شماره ملی است) برای شما پیامک می‌شود که باید آن را برای مرحله بعدی نگهداری کنید. مرحله بعدی مربوط به سامانه ثبت شکایت اداره کار می‌شود.

    2- ثبت اینترنتی شکایت در سایت اداره کار
    در این مرحله نوشتن متن شکایت و خواسته‌ها بسیار مهم است اگر تخصصی در این زمینه ندارید پیشنهاد می‌کنیم این کار را به وکیل جعفر بهشتی بسپارید. . ثبت اینترنتی شکایت شامل مراحل متفاوتی می‌شود که در ادامه آن را برایتان توضیح می‌دهیم:

    احراز هویت الکترونیکی در سامانه روابط کار
    دریافت کد کاربری و گذرواژه
    ورود به سامانه جامع روابط کار
    البته به یاد داشته باشید که ثبت شکایت تنها مهم نیست بلکه متن دادخواست اهمیت بسیار زیادی دارد. در صورت اشتباه بودن متن، زمان رسیدگی به شکایت طولانی می‌شود. در این شرایط برخی از افراد مجبور می‌شوند دو الی سه مرتبه دادخواست بدهند. همچنین در صورتی که متن دادخواست اشتباه باشد ابطال خواهد شد و تجدید جلسه می‌شود یا افراد مجبور خواهند شد بعد از چند مرتبه تشکبل جلسات مجدداً دادخواست بدهند. برای تنظیم دادخواست از طریق وکیل جعفر بهشتی می‌توانید با شماره تلفن 09357515151 تماس بگیرید.

    حال باید از طریق سامانه ثبت شکایت اداره کار و امور اجتماعی و با در دست داشتن کد کاربری همراه با رمز عبوری که در مرحله احراز هویت در اختیارتان قرار گرفته است شکایت خود را ثبت کنید. در این مرحله لازم است تصویر تمام اسناد و مدارک خود را در سامانه بارگذاری کنید. برای آسان‌تر شدن این مرحله می توانید در اینجا کلیک کنید تا به سامانه جامع روابط کار متصل شوید.

    1. تعیین زمان تشکیل جلسه رسیدگی اداره کار
      حال نوبت به آن رسیده که زمان تشکیل جلسه رسیدگی به شکایت برایتان تعیین شود. اگر مرحله دادخواست را به درستی انجام دادید پیامکی برای شما ارسال می‌شود. پس از خواندن پیامک، شما باید به سایت شکایت اداره کار مراجعه کنید تا از زمان و محل جلسه رسیدگی به شکایت خود مطلع شوید.

    اگر شما کارگر هستید و از کارفرمای خود شکایت کرده‌اید زمان رسیدگی به شکایت شما از طریق ابلاغیه‌های فیزیکی و کاغذی از طریق پست به به دست کارفرمایتان می‌رسد. کارفرما برای اطلاعات بیشتر از این ابلاغیه باید وارد سامانه جامع روابط کار شود و جزئیات دادخواست کارگر یا زمان جلسه رسیدگی را بداند. کارفرمایان معمولاً بعد از مشاهده ابلاغیه اداره کار با نگرانی‌های گوناگونی مواجه می‌شوند. اگر کارفرما بعد از مشاهده ابلاغیه متوجه شود که حق با او است می‌تواند با در دست داشتن مدارک در جلسات شرکت نماید و از خود دفاع کند.

    در مرحله بعد شکایت از کارفرما در سایت اداره کار ممکن است برای کارفرما دو حالت پیش بیاید؛
    اگر کارگری برای اولین بار از کارفرمای خود شکایت می‌کند و کارفرما برای اولین بار با این مشکل مواجه شده است باید ابتدا به یکی از دفاتر پیشخوان مراجعه کرده و اسناد و مدارک هویتی خود را تحویل دهد تا مرحله احراز هویت برای کارفرما نیز انجام پذیرد.
    اگر کارفرما از قبل، احراز هویت خود را انجام داده باشد می‌تواند با همان نام کاربری و رمز عبور وارد سامانه جامع اداره کار شده و با ثبت کد ابلاغیه شکایت خود را دریافت نماید.

    گاهی اوقات کارفرما فرد نیست و یک شخص حقوقی به حساب می‌آید. همان‌طور که می‌دانید شخص حقوقی ممکن است یک مجموعه یا شرکت باشد. تمامی مجموعه‌ها توسط مدیر عامل یا یک مسئول اداره می‌شوند. فرد مسئول باید با در دست داشتن شناسه ملی و آخرین روزنامه رسمی به عنوان کارفرما از طریق دفاتر پیشخوان، احراز هویت شود.

    اگر کارفرما هستید و می‌خواهید در جلسات شرکت کنید همراه داشتن روزنامه رسمی و کارت ملی برای حضور در جلسات الزامی است.

    1. تشکیل جلسه رسیدگی در اداره کار
      در مرحله آخر، جلسه رسیدگی در اداره کار تشکیل می‌شود. بعد از تشکیل جلسه، هیئت تشخیص و یا هیئت حل اختلاف رأی صادر می‌کنند. اگر رأی برای اولین بار صادر شود قابل اعتراض خواهد بود. اما برای بار دوم نمی‌توانید هیچ اعتراضی نسبت به رأی خود داشته باشید. در انتها نیز رأی صادر شده به اجرا در می‌آید. در صورتی که گمان می‌کنید انجام این فرایند و یا پیگیری شکایت در اداره کار برایتان کاری سخت و زمان‌بر است می‌توانید این کار را به وکیل جعفر بهشتی بسپارید.

    شکایت به اداره کار بدون قرارداد
    گاهی اوقات کارفرماها گمان می‌کنند که اگر با کارگر خود قرارداد نبندند برایشان ایمن‌تر است یا نفع مالی دارد در حالی که این گونه نیست. با توجه به ماده‌ ۷ قانون کار، قراردادها ممکن است کتبی یا شفاهی باشند.

    قرارداد موقت باید کتبی باشد اما قرارداد دائم می تواند کتبی یا شفاهی باشد.

    همچنین بعد از آن که کارفرما برای ماه‌های متوالی مبلغ ثابتی را به حساب کارگر پرداخت کرده باشد بدون قرارداد نیز اثبات رابطه کارگری و کارفرمایی ممکن خواهد بود. گرچه بدون قرارداد این فرایند کمی زمان‌بر به نظر می‌رسد اما امکان اثبات آن وجود دارد! کارفرما در این مرحله باید بداند که در صورت نداشتن قرارداد با کارمند خود ممکن است در فرایند شکایت متحمل ضرر و زیان مالی زیادی بشود.

    شکایت از کارفرما بدون قرارداد نیز شامل مراحلی می‌شود. (شهادت شهود، فاکتور خرید، مدرک معرفی نامه صادر شده توسط کارفرما و ….)
    لازم است بدانید کارگری که شکایت می‌کند باید مدارکی مانند: لیست بیمه، قراردادهای کاری، گواهی اشتغال به کار، پرینت حساب بانکی که حقوق به آن واریز شده است، هر مدرکی که اثبات کند کارگر در آن مکان کار می‌کرده، فیش حقوقی کارگر و حکم کارگزینی را به اداره کار ارائه کند.

    شکایت در اداره کار ممکن است توسط کارفرما و کارگر انجام پذیرد. آنها باید در مراحل متفاوت شکایت به خصوص در مرحله احراز هویت، مدارک لازم را ارائه دهند. علاوه بر مدارک هویتی مانند کارت ملی و کارت پایان خدمت برای آقایان کارگر باید مدارکی مبتنی بر رابطه کارگری خود با کارفرما تهیه کند.

    همچنین کارفرما نیز برای اثبات صحبت‌های خود لازم است مدارکی را در اختیار هیئت رسیدگی در اداره کار قرار دهد.

    عواقب شکایت از کارفرما در اداره کار:
    عواقب شکایت از کارگر و عواقب شکایت از کارفرما مسائلی هستند که گاهی اوقات افراد را نگران می‌کنند. به طور کلی کارفرما به دو شکل می‌تواند از کارگر شکایت کند؛ شکایت او می‌تواند بر اساس قوانین کار انجام پذیرد. گاهی اوقات هم کارگر تصمیم به شکایت از شرکت به اداره کار می‌گیرد.

    شکایت کارگری مراحل متفاوتی دارد که اگر به درستی انجام نپذیرد ممکن است منجر به عواقب جبران ناپذیری شود و یا آنکه شکایت با نتیجه عکس مواجه شود.

    شکایت از کارفرما بابت حقوق، بیمه و سنوات:
    کارگر در قبال کارهایی که برای کارفرما انجام می‌دهد انتظار پرداخت حقوق، بیمه، سنوات و مزایای دیگری را دارد. در صورتی که کارفرما از پرداخت این مزایا امتناع ورزد،قطعاً کارگر می‌تواند از کارفرما شکایت کند. در این مورد جزئیات متفاوتی نیز وجود دارد؛ به طور مثال اگر کارگر به صورت کارآموز در کارگاه مشغول به کار باشد بسته به ساعت‌های کاری کارگر مزایایی مانند حقوق، بیمه، عیدی و سنوات نیز به او تعلق می‌گیرد.

    در سال‌های اخیر آرای دیوان و دستورالعمل هایی از اداره کار صادر شده که سبب دستخوش تغییرات زیادی در محاسبه مزایای کارگران شده است در صورتی که روش درست محاسبه سنوات و عیدی کارگر توسط کارفرما انجام نشود و مبلغ کمتری به حساب کارگر واریز گردد کارگر می تواند با مراجعه به سامانه شکایت از کارفرما در اداره کار حق و حقوق واقعی یا مابه التفاوت مبلغ دریافتی از کارفرما را تقاضاکند.

    روند پیگیری شکایت در سایت اداره کار
    روند شکایات در اداره کار آنقدر اهمیت دارد که در ماده ۱۵۷ قانون کار نیز آن را ذکر کرده‌اند. مراجع متفاوتی برای رسیدگی به شکایت در اداره کار وجود دارد. قانون کار ابتدا به کارگر و کارفرما پیشنهاد می‌کند که مشکلات را بین خودشان حل کرده و با سازش آن را رفع کنند.

    در غیر اینصورت می‌شود آن را به شورای اسلامی کار، انجمن‌های صنفی کارگران یا هیئت‌های تشخیص و حل اختلاف بسپارید. از جمله مراجع رسیدگی به شکایت در اداره کار نیز می‌توانیم به هیئت تشخیص یا هیئت حل اختلاف اشاره کنیم.

    مدت زمان رسیدگی به شکایات در اداره کار با توجه به شعبه و حجم پرونده‌های در حال رسیدگی ممکن است متغیر باشد.

    یکی از شرایطی که ممکن است برای برخی از کارگرها پیش بیاید این است که زمان جلسه رسیدگی را فراموش کرده و در هیئت تشخیص حضور پیدا نمی‌کنند. در این شرایط با توجه به ماده ۱۰۰ آیین دادرسی کار چنانچه تشخیص مرجع رسیدگی کننده پرونده آماده صدور رأی باشد صرف نظر از حضور یا عدم حضور هر یک از طرفین، مرجع مکلف به صدور رأی خواهد بود.

    همچنین با توجه به ماده ۵۸ قانون کار در صورتی که خواهان در جلسه رسیدگی حضور نیابد و هیئت بدون اخذ توضیح از خواهان نتواند در ماهیت دعوا رأی صادر کند قرار ابطال دادخواست صادر می‌شود.

    ممکن است رأی صادر شود یا جلسه دوم تشکیل شده و زمان ارسال پیامک به کارگر و کارفرما ارسال شود. در غیر این صورت شکایت رد شده به حساب می‌آید و کارگر باید دوباره در سامانه جامع اداره کار شکایت خود را ثبت کند.
    پیگیری شکایت از کارفرما

    شکایت از کارفرما در دادگستری:
    بسته به نوع شکایت، مرجع رسیدگی کننده ممکن است متفاوت باشد. اگر کارفرما در پرداخت حقوق کارگر مانند عیدی، سنوات، بیمه و غیره کوتاهی کرده باشد این مسائل مربوط به حوزه اداره کار می‌شود و باید شکایت کارگران توسط هیئت‌‌های تشخیص و حل اختلاف اداره کار پیگیری شود.

    اگر شکایت مربوط به موضوعات کیفری باشد کارگر باید به دادسرا مراجعه کند. همچنین لازم است بدانید مهلت شکایت از کارفرما در موارد متفاوت متغیر است. به طور مثال بعد از اخراج، کارگر فقط یک ماه فرصت دارد که جهت بیمه بیکاری ثبت شکایت کند.

    سخن آخر
    در این مقاله سعی کردیم اطلاعات جامع و کاملی را در ارتباط با مبحث نحوه شکایت از کارفرما در سایت اداره کار برایتان بیان کنیم. احتمالاً بعد از مطالعه این مقاله بدانید که فرایند شکایت چگونه است و یا آنکه از پس این کار بر می‌آیید یا خیر! اگر بعد از مطالعه این مطالب متوجه شدید شکایت، کار شما نیست و می‌خواهید پیگیری مطالبات خود را به یک تیم متخصص بسپارید می‌توانید با شماره تلفن‌ 09357515151 از سراسر نقاط کشور تماس بگیرید.

    •┈┈••✾••┈┈•
    حقوق به زبان ساده (حقانسه)
    👈 [عضـــو شویــــد]
    @haghanse
    https://eitaa.com/haghanse
    https://t.me/haghanse
    •┈┈••✾••┈┈•
    ـ✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾ـ

  • نحوه انتخاب وکیل خوب از نگاه اسکودا (اتحادیه سراسری کانون های وکلا)

    نحوه انتخاب وکیل خوب از نگاه اسکودا (اتحادیه سراسری کانون های وکلا)

    •┈┈••✾••┈┈•
    حقوق به زبان ساده (حقانسه)
    👈 [عضـــو شویــــد]
    @haghanse
    https://eitaa.com/haghanse
    https://t.me/haghanse
    •┈┈••✾••┈┈•
    ـ✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾ـ

  • دستور فروش

    🔴چه مراحلی باید طی شود تا یک ملک مشاعی (مشترک) به فروش برسد؟

    1-مرحله اول اینکه در مورد ملک ، پلاک ، زمین ، مستغلات بنا به تصمیم و حکم قطعی مراجع ذی­صلاح ، چه اداره ثبت و چه از طریق دادگاه مبنی بر غیرقابل افراز بودن صادر شود.

    2- مرحله دوم هر یک از شرکا می­توانند درخواست فروش دهند .

    3- مرحله سوم اینکه دادگاه باید دستور فروش دهد ، یعنی شریک من باید مراجعه کند به دادگستری و درخواست فروش ملک غیرقابل افراز را بدهد. چون دستور است و حکم تلقی نمی­شود قابل تجدید نظرخواهی نیست و دادگاه در صورت وقوع اشتباه رأساً می­تواند اشتباه را اصلاح کند.

    4-مرحله چهارم نیز این است ملک از طریق مزایده به فروش برسد . در مزایده کارشناس یک ارزش پایه­ ای برای ملک تعیین می­کند و کسی برنده مزایده است که بالاترین پیشنهاد را داده باشد. نکته این است که عدم حضور شرکا یا ثالث در جلسه مزایده مانع از انجام مزایده نخواهد بود و همان شخصی که درخواست فروش کرده است خودش هم می تواند این ملک را خریداری کند.
    •┈┈••✾••┈┈•
    حقوق به زبان ساده (حقانسه)
    👈 [عضـــو شویــــد]
    @haghanse
    https://eitaa.com/haghanse
    •┈┈••✾••┈┈•
    ـ✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾ـ

  • دادگاه صلح

    ✍

    به بهانه افتتاح دادگاه صلح دربعضی از مجتمع های قضایی استان‌های کشور. دادگاه صلح براساس قانون شورای حل اختلاف مصوب شهریور ماه ۱۴۰۲ دادگاه صلح یک نهاد جدید قضایی است که بموجب قانون شورای حل اختلاف مصوب شهریور ماه ۱۴۰۲ پیش‌بینی‌شده است و از حیث ماهیت متفاوت از سایر دادگاه‌ها و محاکم است. دادگاه صلح جایگزین رسیدگی در شورای حل اختلاف شده‌است و شورای حل اختلاف دیگر حق رسیدگی ماهوی به هیچ دعوایی را ندارد و شورای حل اختلاف فقط محلی است برای صلح و سازش درصورتی‌که در گذشته شورای حل اختلاف در کنار دادگاه عمومی صلاحیت رسیدگی به بعضی از دعاوی مثلاً دعاوی مالی منقول تا ۲۰ میلیون تومان یا دعاوی کیفری تعزیری درجه ۸ آن‌هم مجازات جزای نقدی را داشت. طبق قانون جدید دادگاه صلح تمامی صلاحیت های شورای حل اختلاف براساس قانون سابق به‌علاوه صلاحیت‌های جدیدی که قانون‌گذار برای آن پیش‌بینی کرده‌است را دارا می‌باشد. براساس این قانون دادگاه ابتدا باید پرونده را به شورای حل اختلاف ارجاع دهد چنانچه رسیدگی در شورای حل اختلاف منجر به صلح و سازش نشد یا در شورا امکان اخذ تصمیم مقتضی نبود و یا یکی از طرفین دعوا با ارجاع پرونده به شورای حل اختلاف مخالفت کرد دادگاه صلح رأساً به دعوای مطروحه رسیدگی خواهد کرد. صلاحیت دادگاه‌های صلح . ۱__ دعاوی مالی تا نصاب ۱۰۰ میلیون تومان در صلاحیت دادگاه صلح میباشد.مثلاً برای مطالبه طلب به مبلغ ۸۰ میلیون تومان باید به دادگاه صلح مراجعه کرد. ۲__در دعاوی راجع‌به جهیزیه و مهریه و نفقه به شرطی که مستقلاً مطرح شود و خواسته زیر یکصد میلیون تومان باشد ۳__ دعاوی تصرف عدوانی و مزاحمت ملکی یا ممانعت از حق موضوع مواد ۱۵۶ تا ۱۷۸ قانون آیین دادرسی مدنی که سابقاً به‌صورت کلی در دادگاه‌های عمومی مطرح می‌شدند ولی اکنون در دادگاه صلح مطرح می‌شود. ۴__حصر وراثت تحریر ترکه, مهروموم ترکه و رفع آن, در دادگاه صلح مطرح می‌شود ولی تقسیم ترکه کماکان در صلاحیت دادگاه عمومی می‌باشد. ۵__ تأمین دلیل که سابقاً در شورای حل اختلاف مطرح می‌شده اکنون در صلاحیت دادگاه صلح می‌باشد. ۶__ دعاوی مربوط به تخلیه عین مستأجره و تعدیل اجاره‌بها که صلاحیت رسیدگی به آن دادگاه صلح می‌باشد . ۷__ اعسار از پرداخت محکوم‌به درصورتی‌که دادگاه صلح نسبت‌به اصل دعوا رسیدگی کرده باشد در صلاحیت دادگاه صلح می‌باشد. ۸__ تقاضای سازش موضوع ماده ۱۸۶ قانون آیین دادرسی مدنی در صلاحیت دادگاه صلح می‌باشد, بدینصورت که طرف دعوا حق دارند که طرف مقابل خود را برای سازش دعوت کند که در این مورد پرونده در دادگاه صلح رسیدگی می‌شود. ۹__ رسیدگی به دعاوی اصلاح شناسنامه ، استرداد شناسنامه ، اصلاح مشخصات مدرک تحصیلی ، الزام به اخذ پایان کار ، اثبات رشد ،الزام به صدور شناسنامه ، تصحیح و تغییر نام ، با دادگاه صلح می‌باشد. در دو مورد در جرایم کیفری منبعد دادگاه صلح به این‌گونه جرایم رسیدگی می‌کند. الف)تمام جرایم عمدی تعزیری مستوجب مجازات درجه ۷ و ۸ در دادگاه صلح رسیدگی می‌شود ضمن اینکه دیگر نیازی به صدور کیفرخواست و طرح در دادسرا ندارد و مستقیماً در دادگاه صلح به آن رسیدگی می‌شود . ب) جنبه عمومی و خصوصی کلیه جرایم غیرعمدی ناشی از کار یا تصادف رانندگی به موجب این قانون در صلاحیت دادگاه صلح قرارگرفته است ، بطوری که دادگاه صلح حق صدور حکم محکومیت به پرداخت دیه کامل مجنی علیه را خواهد داشت. دادگاه صلح می‌تواند در ساعات غیراداری و روزهای تعطیل نیز به دعاوی رسیدگی نماید. رسیدگی به دعاوی غیرمالی در صلاحیت دادگاه صلح نیست مگر همان‌گونه که گفته شد دعاوی تصرف عدوانی ومزاحمت و ممانعت از حق و تخلیه عین مستأجره و حصر وراثت ، تحریر ترکه، مهروموم و رفع آن و تأمین دلیل. دادگاه‌های صلح راجع‌به دعاوی دولتی و مؤسسات عمومی غیردولتی مثل شهرداری صالح به رسیدگی نیست البته استثنائاً نسبت‌به دعاوی اصلاح شناسنامه و تغییر نام که خوانده آن ثبت احوال است صالح خواهد بود. احکام محکومیت بیش است ۵۰ میلیون تومان در دادگاه تجدیدنظر استان قابل تجدیدنظرخواهی است

  • خاطره یک آدم‌ فنّی ۶٧ساله

    روز اول ماه مبارک رمضان، نوه ام عینک عیال را برداشت و پرت کرد
    شیشه اش در آمد.
    عیال گفت ببر عینک سازی شیشه اش را جا بیندازند،
    گفتم نیازی به عینک سازی نیست
    من هواپیما به آن مدرنی را تعمیر میکنم
    آنوقت نمی توانم شیشه ی عینک را بیندازم؟
    با پیچ گوشتی پیچ عینک را شل کردم، فریم عینک حالت فنری داشت، پیچ پرید هوا و افتاد روی فرش.
    عینک را گذاشتم کنار و دو زانو دنبال پیچ گشتم، در حال چرخش رفتم روی عینک و فریم له شد.
    عیال را برداشتم بردم عینک سازی و جریان را گفتم، ایشان گفتند باید دکتر مشخصات فریم را بنویسد تا نقطه ی کانونی شیشه ها درست باشد.
    رفتیم چشم پزشک و صد و پنجاه پول ویزیت دادم.
    اومدیم عینک انتخاب کنیم، فریم هشتصد تومان و شیشه ها چهارصد هزارتومان.
    با عصبانیت اومدم بیرون، نشستم پشت فرمان تا خواستم حرکت کنم زدم به یک ماشین عبوری، گلگیر جلو و دو تا از درب ها له شد، دو تا جوان پیاده شدند، با بد و بیراه گلاویز شدیم، چند تا مشت و لگد خوردم، مردم جدا کردند، زنگ زدیم پلیس راهنمایی، مقصر شناخته شدم.
    با اینکه بیمه داشتم دو میلیون و پانصد هزار تومان خسارت دادم، به افسر گفتم اینها مرا کتک زدند، لطفا بگویید افسر نیروی انتظامی بیاید.
    افسر نیروی انتظامی که اومد آن دو نفر مدعی شدند ما بخاطر تصادف کتک کاری نکردیم، چون ایشان روزه خواری میکرد ما اعتراض کردیم و به همان خاطر کتک کاری کردیم.
    افسر نیروی انتظامی سیگار را که دستم دید مورد را تایید و صورتجلسه کرد، گفت فردا باید بیایی و بری دادسرا، هر چه خواهش کردم قبول نکرد.
    روزه خواری در ملا عام مجازات دارد، در دادسرا به شلاق محکوم شدم، وقتی رفتم عینک را بگیرم، از عینک سازی پرسیدم، اگر عینک را میاوردم شیشه اش را جا بیندازی
    چقدر دست مزد میگرفتی

    گفت این کارها را مجانی انجام میدیم..

  • داستانک

    ﷽ نوع جارو كردنش كمى ناشيانه بود ؛ تا حالا، در طى صدها روز ده ها پاكبان رو ديدم و حاليم بود كه اين يارو اين كاره نيست ؛ بنا بر شمّ پليسيم ، رفتم تو نخش ؛ كم كم اين مشكوك بودنش رفت رو مخم ، در كيوسک رو باز كردم و صداش كرد «عزيز ، خوبى ؟ يه لحظه تشريف بيار» … خيلى شق و رق ، اومد جلو و از پشت عينك ظريف و نيم فريمش ، خيلى شسته رفته جواب داد : «سلام ، در خدمتم سركار ، مشكلى پيش اومده ؟» از لحن و نوع برخوردش جا خوردم ، نفس هاش تو سرماى سحرگاه ابر مي شد ؛ به ذهنم رسيد دعوتش كنم داخل … لحنمو كمى دوستانه تر كردم : «خسته نباشى ، بيا داخل يه چايى با هم بزنيم »… بعد تكه پاره كردن يه چندتا تعارف ، اومد داخل و نشست ، اون يكى هدفون هم از گوشش درآورد . دنباله سيم هدفون رو با نگاهم دنبال كردم كه ميرفت تو يقه ش و زير لباس نارنجى شهرداريش محو مي شد . پرسيدم : «چى گوش ميدى ؟» گفت : «يه كتاب صوتى به زبان انگليسيه» … كنجكاوتر شدم : «انگليسى ؟! موضوعش چيه ؟» گردنشو كج كرد و گفت : «در زمينه اقتصادسنجى» … شكّم ديگه داشت سر ريز مي شد ! «فضولى نباشه ؛ واسه چى يه همچه چيزى رو مى خونى ؟» با يه حالت نيم خنده تو چهره ش گفت : «چيه ؟ به يه پاكبان نمياد كه مطالعه داشته باشه ؟ … به خاطر شغلمه» … استكانى رو كه داشتم بالا مى بردم وسط راه متوقف كردم و با حالت متعجب تر پرسيدم : «متوجه نميشم ، اين اقتصاد و سنجش و اين داستان ها چه ربطي به كار شما داره ؟». نگاشو يه لحظه برگردوند و بعد دوباره به سمت من نگاه كرد و گفت : «من استاد هستم تو دانشگاه». قبل از اينكه بخوام چيزي بپرسم انگار خودش فهميد گيج شدم و ادامه داد : «من پدرم پاكبان اين منطقه است . آقاى عزيزى ، در مورد شما و دو تا دختر باهوش شما هم براى ما خيلى تعريف كرده جناب حيدرى پور … من دكتراى اقتصاد دارم و دو تا داداشم يكي مهندسه و اون يكى هم داره دكتراشو مي گيره. هر چى بش ميگيم زير بار نمیره بازخريد شه ؛ ما هم هر ماه روزايي رو به جاى پدرمون ميايم كار مى كنيم كه استراحت كنه ، هم كمكش كرده باشيم هم يادمون نره با چه زحمتى و چطورى پدرمون ما رو به اينجا رسوند ». چند لحظه سكوت فضاى كيوسك رو گرفت و نگاه مون تو هم قفل بود. استكان رو گذاشتم رو ميز و بلند شدم رفتم سمتش ، بغلش كردم و گفتم : درود به شرفت مرد ، قدر باباتم بدون ، خيلى آدم درست و مهربونيه …

    ✨

    بر اساس داستانى واقعى، به قلم على رضوى‌پور ، روانشناس و مربى زندگى

  • داستانک

    🌼 هفت یا هشت سالم بود، با سفارش مادرم برای خرید میوه و سبزی به مغازه محل رفتم. اون موقع مثل حالا نبود که بچه رو تا دانشگاه هم همراهی کنن!
    پنج تومن پول داخل یه زنبیل پلاستیکی قرمز رنگ که تقریباً هم قد خودم بود با یه تکه کاغذ از لیست سفارش… میوه و سبزی رو خریدم کل مبلغ شد 35 زار. دور از چشم مادرم مابقی پول رو دادم یه کیک پنج زاری و یه نوشابه زرد کانادا از بقالی جنب میوه فروشی خریدم و روبروی میوه فروشی روی جدول نشستم و جای شما خالی نوش جان کردم.
    خونه که برگشتم مادر گفت مابقی پولو چکار کردی؟ راستش ترسیدم بگم چکار کردم، گفتم بقیه پولی نبود… مادر چیزی نگفت و زیر لب غرولندی کرد منم متوجه اعتراض او نشدم. داشتم از کاری که کرده بودم و کسی متوجه نشده بود احساس غرور می‌کردم اما اضطراب نهفته ای آزارم می‌ داد.
    پس فردا به اتفاق مادر به سبزی فروشی رفتم اضطرابم بیشتر شده بود. که یهو مادر پرسید آقای صبوری میوه و سبزی گران شده؟ گفت نه همشیره.
    گفت پس بقیه پول رو چرا به بچه پس ندادی؟
    آقای صبوری که ظاهراً فیلم خوردن کیک و نوشابه از جلو چشمش مرور میشد با لبخندی زیبا روبه من کرد گفت : آبجی فراموش کردم ولی چشم طلبتون باشه.
    دنیا رو سرم چرخ می‌خورد اگه حاجی لب باز میکرد و واقعیت رو می گفت به خاطر دو گناه مجازات می شدم، یکی دروغ به مادرم یکی هم تهمت به حاج صبوری!
    مادر بیرون مغازه رفت. اما من داخل بودم. حاجی روبه من کرد و گفت: این دفعه مهمان من!
    ولی نمی دونم اگه تکرار بشه کسی مهمونت میکنه یا نه؟! بخدا هنوزم بعد 44 سال لبخندش و پندش یادم هست!
    بارها باخودم می گم این آدما کجان و چرا نیستن؟
    چرا تعدادشون کم شده آدمهایی از جنس بلور که نه كتاب های روان‌شناسی خوندن و نه مال زیادی داشتن که ببخشند؟

    تهمت رو به جان خرید تا دلی پریشون نشه…!

  • طرز رفتار

    مردی نابینا زیر درختی نشسته بود!
    پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:
    قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟
    پس از او نخست وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت:
    آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟
    ‌ سپس مردی عادی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌
    احمق،‌راهی که به پایتخت می رود کدامست؟
    هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد.
    مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید:
    به چه می خندی؟
    نابینا پاسخ داد: اولین مردی که از من سوال کرد، پادشاه بود.
    مرد دوم نخست وزیر او بود
    و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.
    مرد با تعجب از نابینا پرسید:
    چگونه متوجه شدی؟ مگر تو نابینا نیستی؟
    نابینا پاسخ داد:
    فرق است میان آنها … پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد…
    ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد.

    طرز رفتار هر کس نشانه شخصیت اوست..!

  • مطابق نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه مورخ ۱۴۰۲/۰۱/۱۵؛ در قوانین فعلی نص قانونی جهت مسدود کردن
    کارت ملی محکوم به حبس متواری وجود ندارد

    با توجه به منطوق و مفهوم مواد مربوط به دستورالعمل ساماندهی و تسریع در اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۹۱/۰۷/۲۴ رئیس محترم قوه قضاییه و همچنین سند تحول قضایی آیا در خصوص محکوم به حبس متواری که تمامی اقدامات لازم برای جلب نامبرده به نتیجه منجر نشده است میتوان شماره ملی این افراد را غیرفعال و مسدود و همچنین اموال منقول و غیر منقول آنان را توقیف و حسابهای بانکی نامبردگان را مسدود کرد؟
    پاسخ
    اولاً، بهره مندي اشخاص از ارائه خدمات مبتنی بر اسناد هویتی (کارت ملی و شناسنامه و همچنین داشتن حساب بانکی از جمله حقوق مدنی هر شخص است و اصولاً با توجه به اصل بیست و دوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نمیتوان کسی را از این حقوق محروم کرد؛ مگر در مواردی که قانون تجویز کند. در قوانین فعلی نصی در خصوص جواز غیر فعال کردن شماره ملی و یا مسدود کردن حساب بانکی محکومان مالی به منظور دسترسی به آنان وجود ندارد. ثانیاً صرف نظر از آنکه تکالیف مقرر در ماده ۱۸ دستورالعمل ساماندهی و تسریع در اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۹۸/۰۷/۲۴ صرفاً در مقام بیان وظایف مرکز آمار و فنآوری اطلاعات قوه قضاییه در ارتباط با
    دستورالعمل یاد شده است و در مقام وضع مقرراتی مرتبط با حقوق اشخاص نمیباشد بند «ح» ماده یاد شده به صراحت ایجاد ظرفیت لازم جهت اعمال
    مواد ۱۷ و ۱۹ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مصوب ۱۳۹۴ را از تکالیف مرکز یاد شده برشمرده است و به استناد این بند نمیتوان فراتر از مقررات مذکور، محرومیت های اجتماعی همانند مسدود کردن کارت ملی از طریق اداره ثبت احوال و یا مسدود کردن حساب بانکی و یا توقیف اموال
    ایشان را تجویز کرد.