چگونه باید ایران را نجات داد ؟؟

دوستی در انتهای گفتگویی نوشت؛
به نظر شما دقیقا چگونه باید ایران را نجات داد ؟؟
به نظر شما ایران به چه نیاز دارد؟

و در پاسخ‌ به او چنین نوشتم؛
سلام بر همه ما
سوال کوتاه است و پاسخ کوتاه‌تر.
از خودمان شروع کنیم، و باور کنیم که مجموع برآیند یک یک ما در حرکت تحولی خودمان، مایی متحول خواهد بود و در حالیکه هیچگاه هیچ تضمینی برای آینده نبوده و نیست، تنها راه، بازگشت به اصالت و احترام به کلام است.

یادمان باشد تحول فرایند است و‌ درونی.
(و تغییر هدف است و بیرونی)
تحول مستمر است،
و درون‌مایه‌اش تجربه،
و پیش‌رانه‌اش نارضایتی از وضع موجود (هرچه که باشد)،
و ضرورت‌اش عدم قطعیت، که یک ویژگی جهان شمول است.

در جهانی که ممزوج است با عدم قطعیت، تنها معبر، تمرین و تجربه و یادگیری مستمر از آن است.
گاه از تجربه مستقیم (لمس تجربه خودمان)، گاه از تجربه غیرمستقیم (دیدن تجربه دیگران)
و تجربه معمولا بسیار گران است، و البته همین هم است که ارزشمندش میکند.
و هزینه یادگیری حاصل از تجربه، هزینه سرمایه‌ای عمر است.

گام نهادن در تحول، پیامدش پذیرش مسئولیت عملکرد خود در قبال خود و دیگران است و با پذیرش مسئولیت، راه برای کامل کردن ناکاملی‌هایمان و تمیز کردن افکارمان و پروراندن اندیشه‌های نو و تمرین آگاهانه تجربه‌های تازه باز میشود.

در حالیکه هیچ گریزی از گذشته نیست و تاریخ بشر انباشت تجربه‌هاست، در همان حال هیچ گریزی از پیمودن ادامه راه بسوی آینده جز از مسیر تجربه وجود ندارد.
هیچ کس در هیچ جای جهان هیچ نسخه از پیش تضمین شده‌ای ندارد.

و‌ آنجا که نهایتِ ناامیدی نمایان میشود، همانجاست که نقطه عطف تحول شکل میگیرد، افول و مرگ؟ یا برخاستن برای ساختن؟
اشتباه نگیریم آغاز تحول از بیرون نیست، از درون است.
انتخاب با ماست و شروع از خودمان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *