هیچ گاه فراموش نکنید که هر چند، بیمه شخص ثالث دارید و در صورت بروز حادثه، شرکت بیمه گر، مکلف به پرداخت خسارات است، اما این قضیه، مسئولیت کیفری شما را از بین نمی برد.
به عبارت دیگر، چنانچه جرمی را به طور عمدی یا غیر عمدی (تصادف جرحی) در حین رانندگی انجام دهید، دادگاه به جرم شما رسیدگی و شما را محکوم می کند.
🔴❌اگر در فضای مجازی از طرف کسی تهدید شدیم، آیا میتوانیم آن را پیگیری کنیم و راه پیگیری و شکایت از آن چیست؟
✳️✴️برخلاف تصور عموم که متن گفتگو در #تلگرام ، #اینیستاگرام ، #فیسبوک و شبکههای اجتماعی و پیام رسان های دیگر، ایمیل، صدایضبطشده و فیلم را جزو دلایل قابل استناد بهشمار نمیآورند، قانون، « ادله الکترونیک» را بهرسمیت شناخته است. بنابراین اگر کسی شما را در #فضایمجازی تهدید کرده است، باید بدانید تمام این محتواها در دادگاه به عنوان دلیل از شما و علیه شخص تهدید کننده پذیرفته خواهند شد. دادگاه، با مکانیسم مشخصی که توسط کارشناسان حوزه فناوری اجرا خواهد شد، صحت مدارک شما را بررسی کرده و در صورت تایید، ملاک و مبنای صدور حکم قرار خواهد گرفت.پس اگر از جانب کسی با تهدیدی در #شبکههایاجتماعی و فضای مجازی مواجه شدید، میتوانید از طریق دادسرا اقدام کنید و یا از طریق سایت #پلیسفتا موضوع را پیگیری کنید.
1️⃣- وجوه بازنشستگی و وظیفه و پسانداز خدمت و مزایای پایان خدمت، مطالبات مربوط به خسارت اخراج، بازخرید خدمت و مرخصی استحقاقی استفاده نشده و بیمههای اجتماعی و نیز وجوه پرداختی توسط مؤسسات بیمه با بیمهگزار یا کارفرما از قبیل انواع بیمههای عمر و زندگی، خسارت فوت و همچنین دیه و مانند آنها حسب مورد که یکجا یا به طور مستمر به ورثه متوفی پرداخت میشود (بند ۱ ماده ۲۶)
2️⃣- اموالی که برای سازمانها، مؤسسات و نهادهای مذکور در ماده (۲) قانون مالیاتها مورد وقف یا نذر یا حبس واقع شود به شرط تأیید سازمانها و نهادهای مذکور (بند ۳ ماده ۲۶)
3️⃣- اثاث البیت محل سکونت متوفی (بند ۴ ماده ۲۶)
4️⃣- اموالی که جزو ماترک متوفی بوده و طبق قوانین یا احکام خاص، مالکیت آنها سلب یا به صورت بلاعوض در اختیار اشخاص موضوع ماده (۲) قانون مالیاتها قرار گیرد با تأیید اشخاص مزبور مشمول مالیات بر ارث قرار نمیگیرد (صدر ماده ۲۱)
✅مالیات بر ارث مالیاتی است که از وراث متوفی نسبت به سهمالارث آنها و با توجه به نرخی که برای هر طبقه از وراث معین شده است، وصول میشود.
✅بر اساس ماده ۱۷ قانون مالیاتی، اموال مشمول مالیات بر ارث، اموال و داراییهایی که در نتیجه فوت شخص اعم از فوت واقعی یا فرضی انتقال پیدا میکند، به شرح زیر مشمول مالیات میشوند:
۱- نسبت به سپردههای بانکی، اوراق مشارکت و سایر اوراق بهادار به استثنا موارد مندرج دربند (۲) این ماده و سودهای متعلق به آنها و همچنین سود سهام و سهم الشرکه تا تاریخ ثبت انتقال به نام وراث یا پرداخت و تحویل به آنها به نرخ سه درصد
۲- نسبت به سهام و سهم الشرکه و حق تقدم آنها یک و نیم برابر نرخهای مذکور در تبصره (۱) ماده (۱۶۳) و ماده (۱۶۳ مکرر) قانون مذکور طبق مقررات مزبور در تاریخ ثبت انتقال به نام وراث
۳- نسبت به حق الامتیاز و سایر اموال و حقوق مالی که در بندهای مذکور به آنها تصریح نشده است، به نرخ ۱۰ درصد ارزش روز در تاریخ تحویل یا ثبت انتقال به نام وراث
۴- نسبت به انواع وسایل نقلیه موتوری، زمینی، دریایی و هوایی به نرخ دو درصد بهای اعلامی توسط سازمان امور مالیاتی کشور در تاریخ ثبت انتقال به نام وراث
۵- نسبت به املاک و حق واگذاری محل (۱.۵) برابر نرخهای مذکور در ماده (۵۹) قانون مالیاتها به مأخذ ارزش معاملاتی املاک و یا به مأخذ ارزش روز حق واگذاری حسب مورد، در تاریخ ثبت انتقال به نام وراث
۶- نسبت به اموال و داراییهای متعلق به متوفای ایرانی که در خارج از کشور واقع شده است، پس از کسر مالیات بر ارثی که از آن بابت به دولت محل وقوع اموال و داراییها پرداخت شده است به نرخ ۱۰ درصد ارزشماترک که مأخذ محاسبه مالیات بر ارث در کشور محل وقوع مال قرار گرفته است.
[ اسقاط کافه خیارات ولو خیار غبن هر چند فاحش یا افحش از طرفین بعمل آمد ]
این جمله کلیدی که در اکثر قراردادهای معاملاتی میآید بدین معناست که‼️
[ طرفین کلیه اختیارات فسخ قرارداد، از جمله ادعای متضرر شدن را از خود ساقط کردند و دیگر نمیتوانند تحت هیچ شرایطی ادعای فسخ کنند حتی اگر این ضرر بزرگ وقابل چشم پوشی نباشد، مثلا بگویند: این ملک را خیلی گران خریدم. یا خیلی ارزان فروختم. یا بگوید این خانه دارای عیوب و ایرادات مختلف است. یا چون بها وثمن معامله را ندادی پس قرارداد را فسخ میکنم و…
مبادا فروشنده از آوردن این بند کلیدی در قرارداد غفلت کند . عدم توجه به این امر مهم چه بسا سرمایه و اندوخته چندین ساله افراد را میتواند به باد فنا دهد. بنابر این فراموش نمیکنیم در قرارداد بنویسیم :
” بین طرفین شرط شد که چنانچه هر یک از چکها به هر علت در موقع ارائه به بانک پرداخت نشود ، بیع و قرارداد به خودی خود منفسخ خواهد شد و فروشنده می تواند ملک را به دیگری منتقل کند در این حالت صرفا مبلغ پرداختی خریدار به کسر ۱۰ درصد قابل استرداد خواهد بود “
1) در زبان فارسی کاربرد کلماتی مثل« شاعره
، مدیره ، محترمه ، این جانبه و…» برای زن نامناسب است چون بر خلاف زبان عربی در
فارسی ،صفت ها یی از این قبیل،برای زن و مرد یکسان به کار برده می شود و باید به شکل
« شاعر، مدیر، محترم،این جانب و …»استفاده شود.
2) همزه « ء»یکی از حروف الفبای فارسی است.
این حرف مانند سایر حروف در خطّ فارسی حرکت گذاری نمی شود. بنابراین می نویسیم «رأی
، مؤسس ، جزء » و نمی نویسیم «رأًی ، مؤسس ،جزءِ »
3) به کار بردن نشانه ی جمع «ات»مخصوص واژه های عربی است واستفاده از آن برای کلمات فارسی درست نیست. مثلاً«تحقیق» کلمه ای عربی است و اگر گفته شود «تحقیقات» درست است
امّا کاربرد کلماتی مثل«پیشنهادات،گرایشات،گزارشات،سفارشات،فرمایشات و…»نادرست است و باید گفته شود«پیشنهاد ها ،گرایش ها ،گزارش ها ،سفارش ها،فرمایش ها و…».
4) نشانه ی « تنوین» مخصوص کلمات عربی است
و کاربرد آن ها با کلمات فارسی نادرست است .مثلاً واژه ی«شخصاً» درست است زیرا« شخص
»عربی است امّا واژه هایی چون«گاهاً،ناچاراً،جاناً ،زباناً،دوماً،سوماً و…» نادرست
است و به جای آن ها باید«گاهی ، به ناچار ،جانی ،زبانی،دوم،سوم و…»را به کار برد.
5) گاهی به جای جمله ی دعایی«صلّی الله علیه و آله»به اختصار می نویسیم(ص) هنگام خواندن این نشانه اختصاری باید بگوییم«صلّی الله علیه و آله» زیرا اگر علیه را از جمله حذف کنیم وفقط بگوییم«صلّی الله» معنی جمله ی عربی ناقص می شودومعنای آن چنین می شود:«پیامبر که- درود خداوندباد- فرمود:…»
6) کلماتی که جمع مکسر هستند نباید دوباره
جمع بسته شوند بنابراین به جای این که بگوییم و بنویسیم«اخبارها،خواص ها،اخلاق ها،کتب
ها، طرق ها،حواس ها،اولادهاو…»می گوییم و می نویسیم «اخبار،خواص،اخلاق،کتب،طرق،حواس،اولادو…»
7) وقتی از اصطلاح «به قول معروف »استفاده می کنیم حتماً بعد از آن باید کنایه،ضرب المثل،حکمت و یا سخنان برجسته بیاید نه یک مطلب معمولی؛مثلاً اگر بگوییم«آن قدراین جا ایستادم که به قول معروف خسته شدم »درست نیست امّا می توانیم این جمله را این گونه اصلاح کنیم«آن قدر این جا ایستادم که به قول معروف زیر پایم علف سبز شد».
8) کاربرد کلمه ی«علیه»درست است نه«برعلیه» زیرا «علیه»یعنی «برضد او»و«برعلیه»یعنی « بربرضداو»که نادرست است پس به عنوان مثال می توان گفت«او علیه کسی اقدام نکرد».
9) بهتر است به جای«ی»میانجی کوچک«ء»در
برخی واژه ها، شکل بزرگ آن رابه کار ببریم ؛مثلاًبه جای «خانهءما»ویا«قصهءزیبا »بنویسیم«خانه
ی ما »و«قصه ی زیبا» زیرا«ی»میانجی کوچک به حرف همزه شباهت دارد و موجب بدآموزی می
شود.
10) نشانه ی«یّت»مخصوص کلمات عربی است و
کاربرد آن با کلمات فارسی جایز نیست؛مثلاًاگربگوییم و بنویسیم«بشریّت،انسانیّت،مدیریّت»صحیح
است امّا نمی توانیم واژه هایی مثل«خوبیّت،شهریِّت،رهبریّت، آشناییّت،منیّت و…»را
به کار ببریم زیرا«خوب،شهر،رهبر،آشنا،من و…»فارسی هستند.
11) کلماتی مانند«املاء،انشاء،امضاء،اجراء،استثناء،اهداء
و…»عربی هستند و در زبان فارسی باید بدون همزه ی پایانی و به شکل«املا،انشا،امضا،اجرا،استثنا،اهداو…»به
کار برده شوند.
12) کلماتی مثل«حُسن خوبی،سوابق گذشته،فینال
آخر،مدخل ورودی،گردن بند گردن،پارسال گذشته،قند شیرین،پس بنابراین،سایرشهرهای دیگر،سال
عام الفیل،شب لیلةالقدر و…» دارای «حشو»یعنی تکرار زاید هستند و کاربرد آن ها نادرست
است.به عنوان نمونه در«سال عام الفیل»هم واژه ی«سال» و هم واژه ی «عام» هردو به یک
معناست بنابراین یکی از آن ها زاید است.هم چنین در«شب لیلةالقدر»هم«شب»وهم «لیلة»هر
دو به یک معناست و یکی از این دو زاید است.
13) واژه ی«برخوردار»به معنی «بهره مند»است
و در جایی به کار برده می شود که مفهوم مثبت و مفید داشته باشد؛مثلاًدر عبارت «او از
سلامت کامل برخوردار است»کلمه ی «برخوردار» در معنی صحیح خود به کار رفته است امّا
اگر بگوییم«این بیمار از ضعف و کم خونی برخوردار است»نادرست است.
14) «حقّ»و کلمات دیگری که در زبان عربی
تشدید پایانی دارند؛مانند«سدّ،حدّ،مستحقّ و…»زمانی در فارسی تشدید می گیرند که بعد
از آن کسره بیاید؛مانند «حقِّ من،سدِّ کرج،مستحقّّ کمک و… » در غیر این صورت به تشدید
نیازی ندارند.
من وکیلم! همانی که گاه شرخرم میخوانی! گاه کار چاق کن!!! و هر دم به حرام و حلال پولم شک میکنی!! من اما تا صبح پرونده میخواندم ماده ها را زیر و رو میکردم در شهر اگر یک چراغ روشن بود… آن چراغ اتاق من بود که چشمانی سرخ و تنی خسته در آن به دنبال آزادی درمانده ای بودند!!! و من بارها پای میز کار خوابم برده است!!!! هرگز فراموش نمیکنم که درکنار همسرم فیلم دیدم و در آخر پرسید خب تحلیلت چیست؟ و من تمام پرونده ای که در طول فیلم به آن فکر میکردم را برایش دفاع کردم و او مات و مبهوت به چشمانم مینگریست!!!! من وکیلی هستم که رمان میخواند، اما….. نه رمانی که همه میخوانند… من رمان زندگی موکلانم را میخوانم… و میگریم…. میخندم…. می آموزم…. می اندیشم… دفاع میکنم…. و من نه یک قصه را بلکه به تعداد پرونده هایم قصه های رنگارنگ را زندگی میکنم!! گاه مادرانه دل میسوزانم گاه پدرانه تکیه گاه میشوم گاه خواهری میشوم محرم راز گاه برادری همراه در سفری دور و دراز و آنگاه که من این هارا زندگی میکنم تو درحال قضاوت منی!!!!! و مرا هیچ اندوهی نیست…. من تو را با وجدانت، باخدا، تنها میگذارم و پرونده را میبندم و چراغی که روشن بود اگر یادت باشد خاموش میکنم سر بر بالش گذاشته و در حال تکرار موادی که باید فردا به آنها استناد کنم به خواب میروم و در خواب آزادی و عدالت را میبینم که درشهر میرقصند!!!!!
تقدیم به تمام وکلای سرزمینم
🌹🌹🌹🌹🌹
https://t.me/tanz_p
میدونستین بهتره با پورش تصادف کنین ولی با مزدا3 نه؟!
بعضی
چیزها هستند که چه خوشمان بیاید چه نه ممکن است روزی گریبانگیرمان شوند. حالا
بیایید این قدرها هم به موضوع منفی نگاه نکنیم؛ قرار نیست در اینجا درباره یک
بیماری یا مفهوم غمانگیز مشابه دیگری صحبت کنیم؛ بلکه قرار است درباره موضوعی
ساده ولی در عین حال بسیار مهم در مورد بیمه شخص ثالث خودرو صحبت کنیم که توجه به
آن برای همه افراد میتواند حائز اهمیت باشد؛ به زبان ساده قرار است در این مطلب
در این مورد صحبت کنیم که چرا بهتر است این روزها در رانندگیمان بیش از اینکه
مراقب تصادف با یک لنکروز یا پورش باشیم، باید مراقب تصادف با یک سراتو سایپایی یا
یک مزدا 3 باشیم! به زبان تخصصی و بیمهای هم میخواهیم در مورد مفهومی به اسم
قاعده نسبی صحبت کنیم.
اصلاً
مسأله چیست؟
از
این روزها که نوسانات ارزی و ممنوعیت ورود خودروهای خارجی به کشور، قیمتهای بازار
خودرو را به طور روزانه افزایش میدهد هم اگر بگذریم، در روزهای ثبات هم شاهد قیمتهایی
عجیب در بازار خودرو کشور بودیم. قیمتهای بالای خودرو هم برای شرکتهای بیمه و هم
برای مردم عادی از جهاتی میتواند نگرانکننده باشد؛ چرا که شاید یک تصادف ساده با
یک خودروی یک میلیاردی بتواند یک خسارت دهها میلیونی به بار آورد؛ خسارتی که میتواند
به اندازه ارزش کل یک خودروی عادی در کشور باشد. از این نظر، راهکاری که شرکتهای
بیمه برای رفع این دغدغه به کار بردهاند، مطرح کردن قاعده نسبی است.
قاعده
نسبی در بیمه به چه معناست و چه اهمیتی دارد؟
توجه به این نکته مهم است که قاعده نسبی، صرفاً مربوط به مسأله مورد بحث در این مطلب نیست. یکی از دوراهیهای همیشگی در بیمه کردن اموال، میزان ارزشی است که برای اموال اعلام میشود. برای مثال، زمانی که برای یک خودرو بیمه بدنه میخریم، باید ارزش خودرو را چه قدر اعلام کنیم؟ طبیعی است که ممکن است در هنگام خرید بیمه، دقیقاً ارزش خودرو را برابر با ارزش بازار آن اعلام نکرده باشیم. در این شرایط، در صورتی که خسارتی وارد شود، شرکت بیمه چند حالت را در نظر میگیرد:
.
درصورتیکه ارزش خودرو را دقیقاً برابر با ارزش بازار اعلام کرده باشیم که طبعاً
مشکلی وجود ندارد.
.
در صورتی هم که ارزش خودرو را بالاتر از ارزش بازار اعلام کرده باشیم، اولاً شرکت
بیمه اصل را بر حسن نیت ما میگذارد و بابت اعلام ارزش بیش از ارزش بازار ما را
جریمه نمیکند و ثانیاً مطابق با ارزش بازار خودرو، به ما خسارت میدهد.
.
حال درصورتیکه ارزش خودرو را کمتر از ارزش بازار اعلام کرده باشیم، شرکت بیمه در
زمان پرداخت خسارت، از قاعده نسبی استفاده میکند. مثلاً فرض کنید ارزش خودروی ما
100 میلیون تومان باشد ولی در زمان خرید بیمه بدنه، ارزش آن را 70 میلیون تومان
اعلام کرده باشیم. اگر خدای نکرده یک خسارت 10 میلیون تومانی به خودروی ما وارد
شود، شرکت بیمه به طور نسبی عمل میکند و به جای پرداخت خسارت 10 میلیون تومانی، 7
میلیون تومان خسارت به ما میدهد. یکی از تحلیلهایی که از این رفتار شرکتهای
بیمه میشود این است که شرکتهای بیمه این کار را به این دلیل انجام میدهند که در
زمان خرید بیمه، ارزش خودرو یا به طور کلی هر مالی را حداقل برابر با ارزش بازار
آن اعلام کرده باشیم.
بهتر است هنگام خرید بیمه بدنه، ارزش
خودرو را دقیقاً برابر با ارزش بازار اعلام کنیم.
با
توجه به آنچه ذکر شد، به نتیجه میرسیم که در بیمه کردن اموال (مثل خرید بیمه بدنه
خودرو، خرید بیمه آتش سوزی منزل یا …) بهتر است ارزش اعلامی را حداقل برابر
با ارزش بازار اعلام کنیم و از پایینتر اعلام کردن ارزش اموال جداً خودداری کنیم؛
اما کارکرد اصلی قاعده نسبی که در این مطلب قصد پرداختن به آن را داشتیم، با بحثی
که شد کمی متفاوت است.
اگر
با یک خودروی گرانقیمت تصادف کنیم، تکلیف چیست؟
همان
طور که گفته شد، یکی از ترسهای البته به جای ما در صورت رانندگی در شهری که این
روزها خودروهای میلیاردی در آن چندان کم نیستند، این است که اگر خدای نکرده با
آنها تصادف کنیم، چگونه باید از پس خسارت وارده به آنها بر بیاییم؟
برای
پاسخ به این سؤال اولاً به مفهوم سقف خسارات مالی در بیمه شخص ثالث میپردازیم و
بعد به نحوه جبران خسارات وارده به خودروهای لوکس که مربوط به مبحث قاعده نسبی میشود
خواهیم پرداخت.
سقف
خسارت مالی در بیمه شخص ثالث چیست و چرا توجه به آن مهم است؟
سقف
خسارت مالی بیمه شخص ثالث، به معنای حداکثر مبلغی است که شرکت بیمه در هر بار
استفاده از بیمه شخص ثالث نسبت به پرداخت آن متعهد میشود. این میزان هر ساله از
سمت بیمه مرکزی جمهوری اسلامی اعلام میشود. برای مثال در سال 97 و در زمان نگارش
این مطلب، این سقف، حداقل 7 میلیون و 700 هزار تومان و حداکثر 154 میلیون تومان
است. اگر تاکنون با مفهوم سقف خسارت مالی آشنا نبودهاید و اصلاً نمیدانید بیمه
شخص ثالث خودرویتان چه سقفی برای جبران خسارات مالی دارد، میتوانید بیمه نامه شخص
ثالث خودرویتان را نگاه کنید. این عدد به صورت شفاف بر روی بیمهنامه نوشته شده
است. ضمناً توصیه دوستانه ما این است که اگر قبلاً هم با مفهوم پوشش خسارات مالی
در بیمه شخص ثالث سر و کار نداشتهاید، در آینده و در هنگام خرید بیمه شخص ثالث،
همیشه این میزان را حداکثر انتخاب کنید.
ضمناً
به جز سقف خسارات مالی، مفهومی به نام سقف خسارت جانی نیز در بیمه شخص ثالث وجود
دارد که ما به عنوان خریدار، نمیتوانیم در هنگام خرید بیمه تغییری در آن ایجاد
کنیم. از این نظر، خیلی هم اهمیتی ندارد که به آن توجه کنیم.
هر چه سقف تعهدات مالی بیمه شخص
ثالثتان بیشتر باشد در صورت بروز حادثه، بیمه خسارت بیشتری میپردازد.
خسارت
وارده به خودروهای گران قیمت یا لوکس را چگونه باید جبران کرد؟
در پاسخ به این پرسش، بهتر است بگوییم الان یا در گذشته؟ چراکه در حال حاضر، قوانین نسبت به گذشته تغییر کرده است و اگر احیاناً خاطرهای از گذشته در این زمینه در ذهن خود دارید، بهتر است آن را با قوانین جدید، تغییر دهید.
قاعده نسبی به بررسی موضوع پرداخت
خسارت برای خودروهای گران قیمت و لوکس میپردازد.
در
گذشته در صورتی که به یک خودروی گران قیمت، فرضاً 50 میلیون تومان خسارت وارد میشد،
اولاً خسارتی به میزان حداکثر سقف خسارت مالی بیمهنامه پرداخت میشد. به فرض، اگر
بیمه شخص ثالث مقصر، بیمهای با حداکثر سقف تعهدات مالی 10 میلیون تومانی بود،
شرکت بیمه، 10 میلیون تومان خسارت به زیاندیده پرداخت میکرد. خب احتمالاً سؤالی
که به طور منطقی برایتان پیش آمده است این است که تکلیف 40 میلیون تومان باقیمانده
چه میشد؟
در
این شرایط، زیاندیده میتوانست به دادگاه مراجعه کند و کار را حتی تا توقیف اموال
مقصر هم پیش ببرد! از این نظر خب میتوان گفت که شرایطی که در گذشته حاکم بوده
است، واقعاً ترسناک بوده است اما خب این مژده را به شما میدهیم که شرایط فعلی،
این قدرها هم ترسناک نیست.
در
حال حاضر، شرکتهای بیمه در هنگام پرداخت خسارتهای مبلغ بالا، از قاعده نسبی
استفاده میکنند. به این معنا که از نظر شرکت بیمه، حداکثر ارزش عرف یک خودرو، به
میزان نصف دیه یک مرد مسلمان در ماه حرام است. این میزان دیه هر ساله توسط قوه
قضائیه اعلام میشود. برای مثال، در سال 97 این میزان حدوداً 308 میلیون تومان
است؛ بنابراین حداکثر قیمت عرف یک خودرو از دیدگاه شرکت بیمه در سال 97، 154
میلیون تومان است؛ در نتیجه:
.
اگر به یک خودروی یک میلیارد و 570 میلیون تومانی، صد میلیون تومان خسارت بزنیم،
از نظر شرکت بیمه، گویی 10 میلیون تومان خسارت زدهایم. چون که ارزش عرف یک خودرو
از نظر بیمه 1 دهم ارزش این خودرو است، پس میزان خسارت وارد شده هم با همین نسبت 1
دهم در نظر گرفته میشود. حال درصورتیکه سقف تعهدات مالی بیمه شخص ثالث
خودروی ما، 30 میلیون تومان باشد، شرکت بیمه 10 میلیون تومان به زیان دیده پرداخت
میکند. نکته بعد این است که اگر در هنگام خرید، بیمه شخص ثالث خودروی ما با سقف
تعهد 7 میلیون و 700 هزار تومانی خریداری شده باشد، زیاندیده میتواند شکایت کند
و میزان 2 میلیون و 300 هزار تومان از ما دریافت کند.
.
اگر به یک خودروی 157 میلیون تومانی، 100 میلیون تومان خسارت بزنیم، شرکت بیمه به
میزان سقف تعهدات مالی، به زیاندیده خسارت میدهد. برای مثال اگر خوششانس باشیم
و بیمه شخص ثالثی با سقف تعهدات 30 میلیونی خریداری کرده باشیم، شرکت بیمه 30
میلیون تومان خسارت میدهد و مابقی خسارت را باید خودمان پرداخت کنیم.
با
توجه به دو مثال فوق، یک نتیجهگیری جالب توجه این است که در هنگام رانندگی از
تصادف با خودروهایی در مرز قیمتی 150 میلیون تومان باید بیشتر ترسید تا خودروهای
میلیاردی!
حداکثر ارزش عرف یک خودرو به میزان
نصف دیه یک مرد مسلمان در ماه حرام یعنی 157 میلیون تومان است.
ضمناً
به عنوان مالک یک خودروی لوکس (منظور خودرویی با ارزش بیشتر از 150 میلیون تومان)
حتماً باید بیمه بدنه بخریم. زیرا در صورتی که خسارت زیادی به خودرویمان وارد شود،
مابهالتفاوت خسارت را میتوانیم از بیمه بدنه دریافت کنیم. برای مثال، در صورتی
که خدای نکرده به خودروی یک میلیارد و 570 میلیونی ما، 100 میلیون خسارت
وارد شود و شرکت بیمه بعد از اعمال قاعده نسبی، به ما 30 میلیون تومان خسارت
پرداخت کند، میتوانیم با استفاده از بیمه بدنه خودرویمان، 70 میلیون مابهالتفاوت
را دریافت کنیم. البته که به دلیل پیچیده نکردن موضوع، از کم کردن فرانشیز و … در
این مثال خودداری شده است.
بنابراین میتوان این نتیجه گیری را از موضوع داشت که با وجود قاعده نسبی در بیمه، تصادف با یک خودروی 150 الی 160 میلیونی به مراتب میتواند ضرر و زیان بیشتری به ما وارد کند تا تصادف با یک خودروی 1 میلیارد تومانی!
به امید روزهای بدون تصادف برای تمام مردم سرزمینم .
✅آيا ميدانستيد انجام معاملات با وكالت بلاعزل، شما را در معرض آسيبهاي حقوقى جدي قرار ميدهد؟
امروزه در جامعه ما انجام معامله با وكالت بلاعزل، بسيار معمول گرديده است. شايد شما هم يكي از اين معاملات را تجربه كرده باشيد.
مثلاً خودروي خود را با وكالت بلاعزل خريده باشيد و يا آپارتمان خود را بصورت وكالتي و با ارائه وكالت بلاعزل فروخته باشيد.
لازم است بدانيم كه “عقود معين”به دو دسته تقسيم ميشوند:
“عقود لازم” و “عقود جائز”
عقودي مانند بيع و رهن كه طرفين پس از انعقاد و امضاء، حق ندارند آنرا فسخ كنند را عقود لازم مي نامند.
اما برخي عقود وجود دارند كه بعد از انعقاد و امضاء، هريك از طرفين براحتي مي تواند آنرا فسخ و منحل نمايد، بيآنكه ضرورت داشته باشد كه دليل خاصي را براي فسخ ارائه نمايد. “عقد وكالت” از جمله اين عقود ميباشد. بعد از آنكه شما به فردي وكالت ميدهيد تا كاري را به نمايندگي از طرف شما انجام دهد، بلافاصله بعد از اعطاء وكالت ميتوانيد، عقد را فسخ و يا وكيل را عزل نماييد.
پرواضح است كه “عقود جائز” بسيار متزلزل بوده و از لحاظ ثُبات معاملاتي در معرض ريسك جدي قرار دارد.
اما از آنجايي كه، شرايط انجام تشريفات رسمي و اداري، بويژه تنظيم اسناد رسمي نقل و انتقالات، وقت گير و هزينه بر است، استفاده از وكالت بشدت مرسوم شده است.
البته افراد براي آنكه خطر فسخ عقد وكالت و يا عزل وكيل را از خود دور سازند، اقدام به اخذ وكالت بلاعزل مينمايند.
وكالت بلاعزل وكالتي است كه در آن موكل ضمن عقد خارج لازم، حق عزل وكيل را از خود ساقط مي نمايد.
اما در اين نوع از وكالت نيز همچنان خطرات شاياني موكل را تهديد ميكند. برخي از اين آسيبها بدين شرح ميباشد:
1️⃣ اسقاط حق عزل وكيل و ضم وكيل و…مسقط حق فسخ عقد وكالت نبوده و موكل همچنان مي تواند عقد وكالت را فسخ نمايد.
2️⃣ به محض اينكه موكل فوت كند، و يا دچار جنون و امراض رواني گردد ( ولو اينكه دچار جنون اَدوراي گردد)، و يا ورشكسته گردد، عقد وكالت به خودي خود منفسخ شده و منحل مي گردد.
3️⃣ موكل ميتواند موضوع وكالت را خود به انجام رساند و در اين صورت وكالت شما بلااثر و بيارزش ميگردد.
4️⃣ اعطاء وكالت، قانوناً سبب مُمَلِک محسوب نميگردد و مادامي كه موضوع وكالت در انتقال، انجام نگرديده، موكل بعنوان مالك شناخته ميگردد، در اين وضعيت طلبكاران ميتوانند مالي را كه شما نسبت به آن وكالت بلاعزل داريد را براحتي توقيف و نهايتاً منتقل نمايند. اجراي مهريه در اين موارد بسيار مرسوم ميباشد.
5️⃣ در مواردي كه وكالت بلاعزل بواسطه تفويض وكالت، در ايادي متعددي به گردش درميآيد، هر آيينه ممكن است يكي از اين روابط قراردادي كه منشاء تفويض وكالت بوده، منحل گردد و در نتيجه تمام معاملات بعدي نيز به تبع آن از درجه اعتبار ساقط گردند.
بعنوان مثال ممكن است يك اتومبيل گران قيمت بواسطه وكالت بلاعزل، چندين نوبت بين اشخاص متعدد نقل و انتقال شده باشد و نهايتاً به دست شما رسيده باشد، اكنون اگر يكي از اين اشخاصي كه قبل از شما وكالت داشته، معامله خود را با نفر بعدي برهم زند، تمام وكالت نامههاي بعدي از جمله وكالت شما نيز به تبع آن باطل ميگردد!
بنابراين اولا سعي نماييد حتي المقدور معاملات خود را وكالتي انجام ندهيد و يا در صورتيكه به ناچار مالي را بصورت وكالتي خريداري نموديد، در خصوص تنظيم قرارداد وكالت مربوطه با حقوق دانان متخصص و باتجربه مشورت كنيد. در ثاني اصل معامله را بصورت مكتوب و محكم منعقد نموده و در آن به وكالت مذكور تصريح نماييد.