حکایت عضدالدوله و قاضی !

در دوران عضدالدوله دیلمی مردی نزد قاضی شهر مال فراوانی به امانت نهاد و به حج رفت . چون بازگشت و مال خویش خواست ، قاضی انکار کرد . صاحب مال شکایت نزد امیر عضدالدوله برد . امیر اندیشید که اگر از قاضی مال را مطالبه کند او انکار خواهد کرد . از این روی… ادامه خواندن حکایت عضدالدوله و قاضی !

🔴معني نام كشورها

اسم کشورها هم معانی خاص خود را دارند.مثلاَ : آرژانتین یعنی سرزمین نقره(اسپانیایی)و یا کانادا یعنی دهکده!در اینجا معنی نام کشورهای جهان آمده است. 🇦🇷 آرژانتین: سرزمین نقره🇦🇿 آذربایجان: سرزمین نگهبان آتش🇿🇦 آفریقای جنوبی: سرزمین بدون آفتاب جنوبی🇨🇫 آفریقای مرکزی: سرزمین بدون آفتاب مرکزی🇦🇱 آلبانی: سرزمین کوهنشینان🇩🇪 آلمان: سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن🇦🇴 آنگولا:… ادامه خواندن 🔴معني نام كشورها

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در عمومی

حکایت👌👇👇

پادشاهی نذر کرد که اگر از حادثه‌ ای نجات یابد، پولی به پارسایان دهد. چون حاجتش روا شد، به غلام خردمندش پولی داد تا به پارسایان دهد. پس غلام هر شب نزد پادشاه می ‌آمد و می ‌گفت هر چه روز جستجو کردم، پارسایی نیافتم. پادشاه گفت : طبق اطلاع من، چهارصد پارسا در کشور… ادامه خواندن حکایت👌👇👇

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در عمومی

مثنوی هفتاد “من”

مثنوی هفتاد “من” :شاعر طنز پرداز استادناصرفیض شاهکار شعر و ادبیات مَن(۱) اگر با مَن(٢) نباشم میشَوَم تنهاترین کیست با مَن(٣) گر شَوَم مَن(۴) باشد از مَن(۵) ماترین مَن(۶) نمیدانم کی‌اَم مَن(٧) لیک یک مَن(٨) در مَن(٩) است آن که تکلیف مَنَ(١۰) اَش با مَن(١١) مَنِ(١٢) مَن(١٣) روشن است مَن(١۴) اگر از مَن(١۵) بپرسم ای… ادامه خواندن مثنوی هفتاد “من”

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در عمومی

فنون نگارش

▪️ آذان / اذان:این دو واژه را باید از هم جدا نمود. زیرا که معـنای آذان( گوش‌ها ) و معـنای اذان اعلام کردن، آگاه کردن، خبردادن وقت نماز با خواندن کلمات مخصوص عربی‌در سـاعت‌های معینی از روز در گلدسـته و منارۀ مسجد است.▪️ آزوقه / آذوقه:اصل این واژه که آن را آزوغه هم می‌نویسـند ترکی… ادامه خواندن فنون نگارش

چند نکته نگارشی

استکان: برای مایعات، چای، قهوه، شیر و غیره بکار می‌رود اصله: برای درخت، چوب، تیر، سنبه انبار: حبوبات انباشته شده (مثل یک انبار گندم)، کالا باب: خانه، مِلک، چادر، ساختمان از قبیل دکان، حجره، رستوران، مسجد، فروشگاه، حمام، تصفیه‌خانه بار: وزن، نمونه (یک بار هندوانه، سه بار سبزی) بارخانه: صندوق جواهر (یک بارخانه فیروزه) بدره:… ادامه خواندن چند نکته نگارشی

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در عمومی

داستانچه

وای که ردپای دزد آبادی ما، چقدر شبیه چکمه های کد خداست ! یکی می گفت ؛ دزد چکمه های کدخدا را دزدیده دیگری میگفت ؛ چکمه های دزد شبیه چکمه کدخدا بوده و هر کسی بطریقی واقعیت را توجیه میکرد… دیوانه ای فریاد برآورد که ؛ مردم دزد خود کدخداست !! اما اهل آبادی… ادامه خواندن داستانچه

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در عمومی

داستانک

مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می‌برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می‌زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می‌گیرد که : والله، بالله من زنده‌ام! چطور می‌خواهید مرا به خاک بسپارید؟ اما چند ریش سفید که پشت سر تابوت… ادامه خواندن داستانک

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در عمومی

شیوه کلاهبرداری جدید از طریق وآتس‌اپ

شیوه #کلاهبرداری جدید از طریق #وآتس‌اپ ابتدا یک کد واتساپ از طریق یک پیام کوتاه برای شما ارسال می‌شود و بلافاصله یک فرد ناشناس با شما تماس مي‌گيرد و ضمن معذرت‌خواهی مي‌گويد که برای نصب واتس‌‌اپم به دلیل مشابهت شماره تلفن من با شما، شمارة شما را وارد کرده‌ام و کدی برای شما آمده، لطف… ادامه خواندن شیوه کلاهبرداری جدید از طریق وآتس‌اپ

حکایت وکیل و قاضی

حکایت وکیل و قاضی مردی از اهل قضا وکیل را پرسید که تو چهشایستگی از من بیشتر داری که شش برابر مواجب من عایدت می شود ؟وکیل پاسخ داد آنچه عاید من و تو می شود مساوی است گر چه عدد من شش برابر توستیک برابر معادل است با آنچه تو بدست میاوری.دو برابر معونه… ادامه خواندن حکایت وکیل و قاضی