👈چهارده نکته نگارشی

👈چهارده_نکته_نگارشی

1) در زبان فارسی کاربرد کلماتی مثل« شاعره ، مدیره ، محترمه ، این جانبه و…» برای زن نامناسب است چون بر خلاف زبان عربی در فارسی ،صفت ها یی از این قبیل،برای زن و مرد یکسان به کار برده می شود و باید به شکل « شاعر، مدیر، محترم،این جانب و …»استفاده شود.

2) همزه « ء»یکی از حروف الفبای فارسی است. این حرف مانند سایر حروف در خطّ فارسی حرکت گذاری نمی شود. بنابراین می نویسیم «رأی ، مؤسس ، جزء » و نمی نویسیم «رأًی ، مؤسس ،جزءِ »

3) به کار بردن نشانه ی جمع «ات»مخصوص واژه های عربی است واستفاده از آن برای کلمات فارسی درست نیست. مثلاً«تحقیق» کلمه ای عربی است و اگر گفته شود «تحقیقات» درست است

امّا کاربرد کلماتی مثل«پیشنهادات،گرایشات،گزارشات،سفارشات،فرمایشات و…»نادرست است و باید گفته شود«پیشنهاد ها ،گرایش ها ،گزارش ها ،سفارش ها،فرمایش ها و…».

4) نشانه ی « تنوین» مخصوص کلمات عربی است و کاربرد آن ها با کلمات فارسی نادرست است .مثلاً واژه ی«شخصاً» درست است زیرا« شخص »عربی است امّا واژه هایی چون«گاهاً،ناچاراً،جاناً ،زباناً،دوماً،سوماً و…» نادرست است و به جای آن ها باید«گاهی ، به ناچار ،جانی ،زبانی،دوم،سوم و…»را به کار برد.

5) گاهی به جای جمله ی دعایی«صلّی الله علیه و آله»به اختصار می نویسیم(ص) هنگام خواندن این نشانه اختصاری باید بگوییم«صلّی الله علیه و آله» زیرا اگر علیه را از جمله حذف کنیم وفقط بگوییم«صلّی الله» معنی جمله ی عربی ناقص می شودومعنای آن چنین می شود:«پیامبر که- درود خداوندباد- فرمود:…»

6) کلماتی که جمع مکسر هستند نباید دوباره جمع بسته شوند بنابراین به جای این که بگوییم و بنویسیم«اخبارها،خواص ها،اخلاق ها،کتب ها، طرق ها،حواس ها،اولادهاو…»می گوییم و می نویسیم «اخبار،خواص،اخلاق،کتب،طرق،حواس،اولادو…»

7) وقتی از اصطلاح «به قول معروف »استفاده می کنیم حتماً بعد از آن باید کنایه،ضرب المثل،حکمت و یا سخنان برجسته بیاید نه یک مطلب  معمولی؛مثلاً اگر بگوییم«آن قدراین جا ایستادم که به قول معروف خسته شدم »درست نیست امّا می توانیم این جمله را این گونه اصلاح کنیم«آن قدر این جا ایستادم که به قول معروف زیر پایم علف سبز شد».

8) کاربرد کلمه ی«علیه»درست است نه«برعلیه» زیرا «علیه»یعنی «برضد او»و«برعلیه»یعنی « بربرضداو»که نادرست است پس به عنوان مثال می توان گفت«او علیه کسی اقدام نکرد».

9) بهتر است به جای«ی»میانجی کوچک«ء»در برخی واژه ها، شکل بزرگ آن رابه کار ببریم ؛مثلاًبه جای «خانهءما»ویا«قصهءزیبا »بنویسیم«خانه ی ما »و«قصه ی زیبا» زیرا«ی»میانجی کوچک به حرف همزه شباهت دارد و موجب بدآموزی می شود.

10) نشانه ی«یّت»مخصوص کلمات عربی است و کاربرد آن با کلمات فارسی جایز نیست؛مثلاًاگربگوییم و بنویسیم«بشریّت،انسانیّت،مدیریّت»صحیح است امّا نمی توانیم واژه هایی مثل«خوبیّت،شهریِّت،رهبریّت، آشناییّت،منیّت و…»را به کار ببریم زیرا«خوب،شهر،رهبر،آشنا،من و…»فارسی هستند.

11) کلماتی مانند«املاء،انشاء،امضاء،اجراء،استثناء،اهداء و…»عربی هستند و در زبان فارسی باید بدون همزه ی پایانی و به شکل«املا،انشا،امضا،اجرا،استثنا،اهداو…»به کار برده شوند.

12) کلماتی مثل«حُسن خوبی،سوابق گذشته،فینال آخر،مدخل ورودی،گردن بند گردن،پارسال گذشته،قند شیرین،پس بنابراین،سایرشهرهای دیگر،سال عام الفیل،شب لیلةالقدر و…» دارای «حشو»یعنی تکرار زاید هستند و کاربرد آن ها نادرست است.به عنوان نمونه در«سال عام الفیل»هم واژه ی«سال» و هم واژه ی «عام» هردو به یک معناست بنابراین یکی از آن ها زاید است.هم چنین در«شب لیلةالقدر»هم«شب»وهم «لیلة»هر دو به یک معناست و یکی از این دو زاید است.

13) واژه ی«برخوردار»به معنی «بهره مند»است و در جایی به کار برده می شود که مفهوم مثبت و مفید داشته باشد؛مثلاًدر عبارت «او از سلامت کامل برخوردار است»کلمه ی «برخوردار» در معنی صحیح خود به کار رفته است امّا اگر بگوییم«این بیمار از ضعف و کم خونی برخوردار است»نادرست است.

14) «حقّ»و کلمات دیگری که در زبان عربی تشدید پایانی دارند؛مانند«سدّ،حدّ،مستحقّ و…»زمانی در فارسی تشدید می گیرند که بعد از آن کسره بیاید؛مانند «حقِّ من،سدِّ کرج،مستحقّّ کمک و… » در غیر این صورت به تشدید نیازی ندارند.

هفته وکیل و روز وکیل مدافع گرامی باد (هفتم اسفند ماه)

من وکیلم!
همانی که گاه شرخرم میخوانی!
گاه کار چاق کن!!!
و هر دم به حرام و حلال پولم شک میکنی!!
من اما تا صبح
پرونده میخواندم
ماده ها را زیر و رو میکردم
در شهر اگر یک چراغ روشن بود…
آن چراغ اتاق من بود که چشمانی سرخ و تنی خسته در آن به دنبال آزادی درمانده ای بودند!!!
و من بارها پای میز کار خوابم برده است!!!!
هرگز فراموش نمیکنم که درکنار همسرم فیلم دیدم و در آخر پرسید خب تحلیلت چیست؟
و من تمام پرونده ای که در طول فیلم به آن فکر میکردم را برایش دفاع کردم و او مات و مبهوت به چشمانم مینگریست!!!!
من وکیلی هستم
که رمان میخواند،
اما…..
نه رمانی که همه میخوانند…
من رمان زندگی موکلانم را میخوانم…
و میگریم….
میخندم….
می آموزم….
می اندیشم…
دفاع میکنم….
و من نه یک قصه را
بلکه به تعداد پرونده هایم
قصه های رنگارنگ را زندگی میکنم!!
گاه مادرانه دل میسوزانم
گاه پدرانه تکیه گاه میشوم
گاه خواهری میشوم محرم راز
گاه برادری همراه در سفری دور و دراز
و آنگاه که من این هارا زندگی میکنم
تو درحال قضاوت منی!!!!!
و مرا هیچ اندوهی نیست….
من تو را با وجدانت،
باخدا،
تنها میگذارم و
پرونده را میبندم
و چراغی که روشن بود اگر یادت باشد
خاموش میکنم
سر بر بالش گذاشته و در حال تکرار موادی که باید فردا به آنها استناد کنم به خواب میروم
و در خواب آزادی و عدالت را میبینم که درشهر میرقصند!!!!!

تقدیم به تمام وکلای سرزمینم
🌹🌹🌹🌹🌹
https://t.me/tanz_p

نگرشی بر قانون بیمه شخص ثالث خودرو

می‌دونستین بهتره با پورش تصادف کنین ولی با مزدا3 نه؟!

بعضی چیزها هستند که چه خوشمان بیاید چه نه ممکن است روزی گریبان‌گیرمان شوند. حالا بیایید این قدرها هم به موضوع منفی نگاه نکنیم؛ قرار نیست در اینجا درباره یک بیماری یا مفهوم غم‌انگیز مشابه دیگری صحبت کنیم؛ بلکه قرار است درباره موضوعی ساده ولی در عین حال بسیار مهم در مورد بیمه شخص ثالث خودرو صحبت کنیم که توجه به آن برای همه افراد می‌تواند حائز اهمیت باشد؛ به زبان ساده قرار است در این مطلب در این مورد صحبت کنیم که چرا بهتر است این روزها در رانندگیمان بیش از اینکه مراقب تصادف با یک لنکروز یا پورش باشیم، باید مراقب تصادف با یک سراتو سایپایی یا یک مزدا 3 باشیم! به زبان تخصصی و بیمه‌ای هم می‌خواهیم در مورد مفهومی به اسم قاعده نسبی صحبت کنیم.

اصلاً مسأله چیست؟

از این روزها که نوسانات ارزی و ممنوعیت ورود خودروهای خارجی به کشور، قیمت‌های بازار خودرو را به طور روزانه افزایش می‌دهد هم اگر بگذریم، در روزهای ثبات هم شاهد قیمت‌هایی عجیب در بازار خودرو کشور بودیم. قیمت‌های بالای خودرو هم برای شرکت‌های بیمه و هم برای مردم عادی از جهاتی می‌تواند نگران‌کننده باشد؛ چرا که شاید یک تصادف ساده با یک خودروی یک میلیاردی بتواند یک خسارت ده‌ها میلیونی به بار آورد؛ خسارتی که می‌تواند به اندازه ارزش کل یک خودروی عادی در کشور باشد. از این نظر، راهکاری که شرکت‌های بیمه برای رفع این دغدغه به کار برده‌اند، مطرح کردن قاعده نسبی است.

قاعده نسبی در بیمه به چه معناست و چه اهمیتی دارد؟

توجه به این نکته مهم است که قاعده نسبی، صرفاً مربوط به مسأله مورد بحث در این مطلب نیست. یکی از دوراهی‌های همیشگی در بیمه کردن اموال، میزان ارزشی است که برای اموال اعلام می‌شود. برای مثال، زمانی که برای یک خودرو بیمه بدنه می‌خریم، باید ارزش خودرو را چه قدر اعلام کنیم؟ طبیعی است که ممکن است در هنگام خرید بیمه، دقیقاً ارزش خودرو را برابر با ارزش بازار آن اعلام نکرده باشیم. در این شرایط، در صورتی که خسارتی وارد شود، شرکت بیمه چند حالت را در نظر می‌گیرد:

. درصورتی‌که ارزش خودرو را دقیقاً برابر با ارزش بازار اعلام کرده باشیم که طبعاً مشکلی وجود ندارد.

. در صورتی هم که ارزش خودرو را بالاتر از ارزش بازار اعلام کرده باشیم، اولاً شرکت بیمه اصل را بر حسن نیت ما می‌گذارد و بابت اعلام ارزش بیش از ارزش بازار ما را جریمه نمی‌کند و ثانیاً مطابق با ارزش بازار خودرو، به ما خسارت می‌دهد.

. حال درصورتی‌که ارزش خودرو را کمتر از ارزش بازار اعلام کرده باشیم، شرکت بیمه در زمان پرداخت خسارت، از قاعده نسبی استفاده می‌کند. مثلاً فرض کنید ارزش خودروی ما 100 میلیون تومان باشد ولی در زمان خرید بیمه بدنه، ارزش آن را 70 میلیون تومان اعلام کرده باشیم. اگر خدای نکرده یک خسارت 10 میلیون تومانی به خودروی ما وارد شود، شرکت بیمه به طور نسبی عمل می‌کند و به جای پرداخت خسارت 10 میلیون تومانی، 7 میلیون تومان خسارت به ما می‌دهد. یکی از تحلیل‌هایی که از این رفتار شرکت‌های بیمه می‌شود این است که شرکت‌های بیمه این کار را به این دلیل انجام می‌دهند که در زمان خرید بیمه، ارزش خودرو یا به طور کلی هر مالی را حداقل برابر با ارزش بازار آن اعلام کرده باشیم.

بهتر است هنگام خرید بیمه بدنه، ارزش خودرو را دقیقاً برابر با ارزش بازار اعلام کنیم.

با توجه به آنچه ذکر شد، به نتیجه می‌رسیم که در بیمه کردن اموال (مثل خرید بیمه بدنه خودرو، خرید بیمه آتش سوزی منزل یا …) بهتر است ارزش اعلامی را حداقل برابر با ارزش بازار اعلام کنیم و از پایین‌تر اعلام کردن ارزش اموال جداً خودداری کنیم؛ اما کارکرد اصلی قاعده نسبی که در این مطلب قصد پرداختن به آن را داشتیم، با بحثی که شد کمی متفاوت است.

اگر با یک خودروی گران‌قیمت تصادف کنیم، تکلیف چیست؟

همان طور که گفته شد، یکی از ترس‌های البته به جای ما در صورت رانندگی در شهری که این روزها خودروهای میلیاردی در آن چندان کم نیستند، این است که اگر خدای نکرده با آنها تصادف کنیم، چگونه باید از پس خسارت وارده به آنها بر بیاییم؟

برای پاسخ به این سؤال اولاً به مفهوم سقف خسارات مالی در بیمه شخص ثالث می‌پردازیم و بعد به نحوه جبران خسارات وارده به خودروهای لوکس که مربوط به مبحث قاعده نسبی می‌شود خواهیم پرداخت.

سقف خسارت مالی در بیمه شخص ثالث چیست و چرا توجه به آن مهم است؟

سقف خسارت مالی بیمه شخص ثالث، به معنای حداکثر مبلغی است که شرکت بیمه در هر بار استفاده از بیمه شخص ثالث نسبت به پرداخت آن متعهد می‌شود. این میزان هر ساله از سمت بیمه مرکزی جمهوری اسلامی اعلام می‌شود. برای مثال در سال 97 و در زمان نگارش این مطلب، این سقف، حداقل 7 میلیون و 700 هزار تومان و حداکثر 154 میلیون تومان است. اگر تاکنون با مفهوم سقف خسارت مالی آشنا نبوده‌اید و اصلاً نمی‌دانید بیمه شخص ثالث خودرویتان چه سقفی برای جبران خسارات مالی دارد، می‌توانید بیمه نامه شخص ثالث خودرویتان را نگاه کنید. این عدد به صورت شفاف بر روی بیمه‌نامه نوشته شده است. ضمناً توصیه دوستانه ما این است که اگر قبلاً هم با مفهوم پوشش خسارات مالی در بیمه شخص ثالث سر و کار نداشته‌اید، در آینده و در هنگام خرید بیمه شخص ثالث، همیشه این میزان را حداکثر انتخاب کنید.

ضمناً به جز سقف خسارات مالی، مفهومی به نام سقف خسارت جانی نیز در بیمه شخص ثالث وجود دارد که ما به عنوان خریدار، نمی‌توانیم در هنگام خرید بیمه تغییری در آن ایجاد کنیم. از این نظر، خیلی هم اهمیتی ندارد که به آن توجه کنیم.

هر چه سقف تعهدات مالی بیمه شخص ثالثتان بیشتر باشد در صورت بروز حادثه، بیمه خسارت بیشتری می‌پردازد.

خسارت وارده به خودروهای گران قیمت یا لوکس را چگونه باید جبران کرد؟

در پاسخ به این پرسش، بهتر است بگوییم الان یا در گذشته؟ چراکه در حال حاضر، قوانین نسبت به گذشته تغییر کرده است و اگر احیاناً خاطره‌ای از گذشته در این زمینه در ذهن خود دارید، بهتر است آن را با قوانین جدید، تغییر دهید.

قاعده نسبی به بررسی موضوع پرداخت خسارت برای خودروهای گران قیمت و لوکس می‌پردازد.

در گذشته در صورتی که به یک خودروی گران قیمت، فرضاً 50 میلیون تومان خسارت وارد می‌شد، اولاً خسارتی به میزان حداکثر سقف خسارت مالی بیمه‌نامه پرداخت می‌شد. به فرض، اگر بیمه شخص ثالث مقصر، بیمه‌ای با حداکثر سقف تعهدات مالی 10 میلیون تومانی بود، شرکت بیمه، 10 میلیون تومان خسارت به زیان‌دیده پرداخت می‌کرد. خب احتمالاً سؤالی که به طور منطقی برایتان پیش آمده است این است که تکلیف 40 میلیون تومان باقی‌مانده چه ‌می‌شد؟

در این شرایط، زیان‌دیده می‌توانست به دادگاه مراجعه کند و کار را حتی تا توقیف اموال مقصر هم پیش ببرد! از این نظر خب می‌توان گفت که شرایطی که در گذشته حاکم بوده است، واقعاً ترسناک بوده است اما خب این مژده را به شما می‌دهیم که شرایط فعلی، این قدرها هم ترسناک نیست.

در حال حاضر، شرکت‌های بیمه در هنگام پرداخت خسارت‌های مبلغ بالا، از قاعده نسبی استفاده می‌کنند. به این معنا که از نظر شرکت بیمه، حداکثر ارزش عرف یک خودرو، به میزان نصف دیه یک مرد مسلمان در ماه حرام است. این میزان دیه هر ساله توسط قوه قضائیه اعلام می‌شود. برای مثال، در سال 97 این میزان حدوداً 308 میلیون تومان است؛ بنابراین حداکثر قیمت عرف یک خودرو از دیدگاه شرکت بیمه در سال 97، 154 میلیون تومان است؛ در نتیجه:

. اگر به یک خودروی یک میلیارد و 570 میلیون تومانی، صد میلیون تومان خسارت بزنیم، از نظر شرکت بیمه، گویی 10 میلیون تومان خسارت زده‌ایم. چون که ارزش عرف یک خودرو از نظر بیمه 1 دهم ارزش این خودرو است، پس میزان خسارت وارد شده هم با همین نسبت 1 دهم در نظر گرفته می‌شود. حال درصورتی‌که سقف تعهدات مالی بیمه شخص ثالث خودروی ما، 30 میلیون تومان باشد، شرکت بیمه 10 میلیون تومان به زیان دیده پرداخت می‌کند. نکته بعد این است که اگر در هنگام خرید، بیمه شخص ثالث خودروی ما با سقف تعهد 7 میلیون و 700 هزار تومانی خریداری شده باشد، زیان‌دیده می‌تواند شکایت کند و میزان 2 میلیون و 300 هزار تومان از ما دریافت کند.

. اگر به یک خودروی 157 میلیون تومانی، 100 میلیون تومان خسارت بزنیم، شرکت بیمه به میزان سقف تعهدات مالی، به زیان‌دیده خسارت می‌دهد. برای مثال اگر خوش‌شانس باشیم و بیمه شخص ثالثی با سقف تعهدات 30 میلیونی خریداری کرده باشیم، شرکت بیمه 30 میلیون تومان خسارت می‌دهد و مابقی خسارت را باید خودمان پرداخت کنیم.

با توجه به دو مثال فوق، یک نتیجه‌گیری جالب توجه این است که در هنگام رانندگی از تصادف با خودروهایی در مرز قیمتی 150 میلیون تومان باید بیشتر ترسید تا خودروهای میلیاردی!

حداکثر ارزش عرف یک خودرو به میزان نصف دیه یک مرد مسلمان در ماه حرام یعنی 157 میلیون تومان است.

ضمناً به عنوان مالک یک خودروی لوکس (منظور خودرویی با ارزش بیشتر از 150 میلیون تومان) حتماً باید بیمه بدنه بخریم. زیرا در صورتی که خسارت زیادی به خودرویمان وارد شود، مابه‌التفاوت خسارت را می‌توانیم از بیمه بدنه دریافت کنیم. برای مثال، در صورتی که خدای نکرده به خودروی  یک میلیارد و 570 میلیونی ما، 100 میلیون خسارت وارد شود و شرکت بیمه بعد از اعمال قاعده نسبی، به ما 30 میلیون تومان خسارت پرداخت کند، می‌توانیم با استفاده از بیمه بدنه خودرویمان، 70 میلیون مابه‌التفاوت را دریافت کنیم. البته که به دلیل پیچیده نکردن موضوع، از کم کردن فرانشیز و … در این مثال خودداری شده است.

بنابراین می‌توان این نتیجه گیری را از موضوع داشت که با وجود قاعده نسبی در بیمه، تصادف با یک خودروی 150 الی 160 میلیونی به مراتب می‌تواند ضرر و زیان بیشتری به ما وارد کند تا تصادف با یک خودروی 1 میلیارد تومانی!

به امید روزهای بدون تصادف برای تمام مردم سرزمینم .

وکالت بلاعزل – کاری خطرناک

✅آيا ميدانستيد انجام معاملات با وكالت بلاعزل، شما را در معرض آسيب‌هاي حقوقى جدي قرار مي‌دهد؟

امروزه در جامعه ما انجام معامله با وكالت بلاعزل، بسيار معمول گرديده است. شايد شما هم يكي از اين معاملات را تجربه كرده باشيد.
مثلاً خودروي خود را با وكالت بلاعزل خريده باشيد و يا آپارتمان خود را بصورت وكالتي و با ارائه وكالت بلاعزل فروخته باشيد.
لازم است بدانيم كه “عقود معين”به دو دسته تقسيم مي‌شوند:
“عقود لازم” و “عقود جائز”

عقودي مانند بيع و رهن كه طرفين پس از انعقاد و امضاء، حق ندارند آنرا فسخ كنند را عقود لازم مي نامند.
اما برخي عقود وجود دارند كه بعد از انعقاد و امضاء، هريك از طرفين براحتي مي تواند آنرا فسخ و منحل نمايد، بي‌آنكه ضرورت داشته باشد كه دليل خاصي را براي فسخ ارائه نمايد. “عقد وكالت” از جمله اين عقود مي‌باشد. بعد از آنكه شما به فردي وكالت مي‌دهيد تا كاري را به نمايندگي از طرف شما انجام دهد، بلافاصله بعد از اعطاء وكالت مي‌توانيد، عقد را فسخ و يا وكيل را عزل نماييد.

پرواضح است كه “عقود جائز” بسيار متزلزل بوده و از لحاظ ثُبات معاملاتي در معرض ريسك جدي قرار دارد.
اما از آنجايي كه، شرايط انجام تشريفات رسمي و اداري، بويژه تنظيم اسناد رسمي نقل و انتقالات، وقت گير و هزينه بر است، استفاده از وكالت بشدت مرسوم شده است.
البته افراد براي آنكه خطر فسخ عقد وكالت و يا عزل وكيل را از خود دور سازند، اقدام به اخذ وكالت بلاعزل مينمايند.

وكالت بلاعزل وكالتي است كه در آن موكل ضمن عقد خارج لازم، حق عزل وكيل را از خود ساقط مي نمايد.
اما در اين نوع از وكالت نيز همچنان خطرات شاياني موكل را تهديد مي‌كند. برخي از اين آسيب‌ها بدين شرح مي‌باشد:

1️⃣ اسقاط حق عزل وكيل و ضم وكيل و…مسقط حق فسخ عقد وكالت نبوده و موكل همچنان مي تواند عقد وكالت را فسخ نمايد.

2️⃣ به محض اينكه موكل فوت كند، و يا دچار جنون و امراض رواني گردد ( ولو اينكه دچار جنون اَدوراي گردد)، و يا ورشكسته گردد، عقد وكالت به خودي خود منفسخ شده و منحل مي گردد.

3️⃣ موكل ميتواند موضوع وكالت را خود به انجام رساند و در اين صورت وكالت شما بلااثر و بي‌ارزش مي‌گردد.

4️⃣ اعطاء وكالت، قانوناً سبب مُمَلِک محسوب نمي‌گردد و مادامي كه موضوع وكالت در انتقال، انجام نگرديده، موكل بعنوان مالك شناخته مي‌گردد، در اين وضعيت طلبكاران مي‌توانند مالي را كه شما نسبت به آن وكالت بلاعزل داريد را براحتي توقيف و نهايتاً منتقل نمايند. اجراي مهريه در اين موارد بسيار مرسوم مي‌باشد.

5️⃣ در مواردي كه وكالت بلاعزل بواسطه تفويض وكالت، در ايادي متعددي به گردش درمي‌آيد، هر آيينه ممكن است يكي از اين روابط قراردادي كه منشاء تفويض وكالت بوده، منحل گردد و در نتيجه تمام معاملات بعدي نيز به تبع آن از درجه اعتبار ساقط گردند.
بعنوان مثال ممكن است يك اتومبيل گران قيمت بواسطه وكالت بلاعزل، چندين نوبت بين اشخاص متعدد نقل و انتقال شده باشد و نهايتاً به دست شما رسيده باشد، اكنون اگر يكي از اين اشخاصي كه قبل از شما وكالت داشته، معامله خود را با نفر بعدي برهم زند، تمام وكالت نامه‌هاي بعدي از جمله وكالت شما نيز به تبع آن باطل مي‌گردد!

بنابراين اولا سعي نماييد حتي المقدور معاملات خود را وكالتي انجام ندهيد و يا در صورتيكه به ناچار مالي را بصورت وكالتي خريداري نموديد، در خصوص تنظيم قرارداد وكالت مربوطه با حقوق دانان متخصص و باتجربه مشورت كنيد. در ثاني اصل معامله را بصورت مكتوب و محكم منعقد نموده و در آن به وكالت مذكور تصريح نماييد.

فرق تراس و بالکن

💠 فرق تراس و بالکن از لحاظ ثبتی چیست؟

🔻در دستورالعمل ۳۰ بندی تفکیک آپارتمان بندهای ۱۸ الی ۲۰ یعنی سه بند به موضوع تراس اختصاص داده شده
تراس و بالکن قسمتی از ساختمان است که حداقل یکطرف آنها بسمت خارج باز باشد
که به آنها تراس و یا بالکن یکطرف باز ، دو طرف باز یا سه طرف باز میگویند
تفاوت ایندو در اینست که تراس غیر مسقف است و بالکن مسقف است
یعنی اگر وارد تراس شوید و بالای سر خود را نگاه کنید سقفی نمیبینید
تراس جزء مشاعات است
بالکن همیشه جزء مساحت آپارتمان محاسبه میشود
در حالت خاصی تراس جزء مفروزات است
ولی در همین حالت خاص مساحت تراس جزء مساحت آپارتمان بحساب نمی آید بلکه به آن منضم میشود
مثلا آپارتمانی به مساحت ۸۰ متر مربع بانضمام تراسی به مساحت ۵ متر مربع
اما در خصوص بالکن گفته میشود مثلا آپارتمانی به مساحت ۹۵ متر که چهار متر مربع آن بالکن است.

چه محکومیتهایی در سوءِ پیشینه افراد درج می‌گردد؟

💠 چه محکومیتهایی در سوءِ پیشینه افراد درج می‌گردد؟

✅ همه محکومیت‌ها در برگه استعلام سوءِ‌پیشینه درج نمی‌شود

🔹ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ وتبصره یک آن که مقرر می‌دارد: درغیر موارد فوق (در ادامه مطلب به این موارد اشاره می‌شود) مراتب محکومیت در پیشینه کیفری محکوم درج می‌شود لکن در گواهی‌های صادره از مراجع دیربط منعکس نمی‌شود مگر به درخواست مراجع قضایی برای تعیین یا بازنگری درمجازات. با توجه به اینکه صرفا محکومیت قطعی در جرایم عمومی طبق ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۹۲ محکوم علیه را در مدت‌های مقرر در ذیل ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی از حقوق اجتماعی محروم می‌کند و با انقضای این مواعد همانطور که در تبصره ۲ ماده ۲۶ قانون مذکور تصریح شده است شخص اعاده حیثیت حاصل می‌کند و آثار تبعی محکومیت وی نیز زایل می‌شود لذا صدور گواهی عدم سوء پیشینه بلامانع بوده ولزومی به درج محکومیت در گواهی صادره نیست.
محکومان موضوع تبصره یک ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ فاقد سابقه محکومیت موثر محسوب می‌شوند ومحکومیت آنان در گواهی‌های صادره درج نمی‌شود مگر آنکه استعلام کننده مرجع قضایی باشد که دراین صورت محکومیت غیر موثر آنان نیز به مرجع مذکور منعکس می‌شود. ماده ۲۵ قانون موصوف نیز بدین شرح می‌باشد: محکومیت قطعی کیفری در جرائم عمدی، پس از اجرای حکم یا شمول مرور زمان، در مدت زمان مقرر در این ماده محکوم را از حقوق اجتماعی به‌عنوان مجازات تبعی محروم می‌کند:
الف- هفت سال در محکومیت به مجازات‌های سالب حیات و حبس ابد از تاریخ توقف اجرای حکم اصلی
ب- سه سال در محکومیت به قطع عضو، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده بیش از نصف دیه مجنیٌ‌علیه باشد، نفی بلد و حبس تا درجه چهار
پ- دو سال در محکومیت به شلاق حدی، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده نصف دیهمجنیٌ‌علیه یا کمتر از آن باشد و حبس درجه پنج.

چک

✅از این پس بیش‌تر مراقب چک‌هایی که صادر می‌کنید، باشید!

🔶 در این مطلب تصمیم داریم عواقب قانونی که به تازگی در قانون اصلاح قانون صدور چک برای این قبیل چک‌ها در نظر گرفته شده است، مورد بررسی قرار دهیم. با ما همراه باشید.
ثبت شدن غیرقابل پرداخت بودن چک یا کسری مبلغ آن در سامانه‌ی یکپارچه‌ی بانک مرکزی
طبق قانون اصلاح قانون صدور چک، ماده ۴ و ۵ قانون صدور چک اصلاح شده است. براساس اصلاح این مواد از این پس در صورتی که در زمان سررسید، مبلغ چک وصول نشود یا این‌که موجودی حساب صادرکننده‌ی چک نزد بانک کمتر از مبلغ چک باشد و دارنده‌ی چک به بانک مراجعه کند، بانک موظف است در صورت درخواست دارنده‌ی چک فوراً غیرقابل پرداخت بودن چک یا کسری مبلغ چک را در سامانه‌ای تحت عنوان سامانه‌ی یکپارچه‌ی بانک مرکزی ثبت نماید. پس از ثبت نیز باید کد رهگیری دریافت نموده و آن را در گواهی عدم پرداخت که مشخصات چک و صادرکننده‌ی آن و هم‌چنین نشانی کامل صادرکننده در آن ذکر شده است به همراه علت یا علل عدم پرداخت، درج کند. اگر بر روی گواهی عدم پرداخت کد رهگیری درج نشده باشد، در مراجع قضایی به آن ترتیب اثر داده نخواهد شد.

آثار ثبت در سامانه‌ی یکپارچه‌ی بانک مرکزی
آن‌چه اهمیت دارد این است که با ثبت غیرقابل پرداخت بودن یا کسری مبلغ چک در سامانه یکپارچه‌ی بانک مرکزی، چک دارای سوء اثر می‌شود و از این رو، این سامانه موضوع را به تمامی بانک‌ها و موسسات اعتباری اطلاع می‌دهد. پس از گذشت ۲۴ ساعت، کلیه‌ی این بانک‌ها و مؤسسات اعتباری موظفند نسبت به صاحب حساب اقدامات زیر را انجام دهند:
۱. هیچ‌گونه حساب جدید برای وی افتتاح نکنند و کارت بانکی جدید نیز برای او صادر نشود.
۲. کلیه‌ی حساب‌ها و کارت‌های بانکی و هر مبلغ متعلق به صادرکننده که تحت هر عنوان نزد بانک یا مؤسسه اعتباری به میزان کسری مبلغ چک مسدود شود.
۳. هیچ‌گونه تسهیلات بانکی به او پرداخت نشده و هیچ ضمانت‌نامه‌ی ارزی یا ریالی برای او صادر نشود.
۴. هیچ‌نوع اعتبار اسنادی ارزی یا ریالی برای وی گشوده نشود.

چه زمانی از چک رفع سوءاثر خواهد شد؟
در موارد زیر بانک موظف است موضوع را در سامانه یکپارچه‌ی مرکزی اعلام کند تا فوراً از چک رفع سوء اثر شود:
۱. صادرکننده‌ی چک مبلغ چک را به حساب جاری نزد بانک محالٌ‌علیه واریز کند.
۲. صادرکننده‌ی چک، لاشه‌ی چک را به بانک محالٌ‌علیه ارائه دهد زیرا این به معنای پرداخت چک است.
۳. صادرکننده‌ی چک به همراه دارنده به دفترخانه مراجعه نمایند و دارنده‌ی چک به صادرکننده رضایت‌نامه‌ی رسمی بدهد.
۴. صادرکننده‌ی چک از مراجع قضایی یا ثبتی نامه‌‌ی رسمی را به بانک ارائه دهد که نشان‌دهنده‌ی اتمام عملیات اجرایی باشد.
۵. صادرکننده‌ی چک حکم قضایی به بانک ارائه دهد که نشان‌دهنده‌ی بدهکار نبودن او در خصوص آن چک باشد.
۶. مدت سه سال از تاریخ صدور گواهی عدم پرداخت گذشته باشد و در این مدت دارنده‌ی چک هیچ دعوای حقوقی یا شکایت کیفری علیه صادرکننده مطرح نکرده باشد.

باید توجه داشت که اگر هیچ یک از موارد بالا وجود نداشته باشد، آن‌چه در سامانه یکپارچه مرکزی ثبت شده است باقی خواهد ماند و چک دارای سوءاثر خواهد بود. تا زمانی هم که از چک رفع سوءاثر نشود، صاحب حساب از تسهیلات بانکی که به آن اشاره شد محروم خواهد بود

رابطه ی نامشروع


شاید یکی از بدیهی ترین اصطلاحات و عباراتی که همه ی ما به کرات ان را شنیده ایم عبارت ((رابطه ی نامشروع )) باشد .

صرفنظر از اینکه در بعضی از کشورها، روابط نامشروع، از انواعی که ما ان را جرم میدانیم؛ را اصلا جرم نمی دانند؛ و بدترین حالت ان که روسپیگری است را انتخاب رفتار یا سبک زندگی ای متفاوت، تعریف می کنند؛ طرفداران جرم انگاری رابطه نامشروع در ایران دیدگاه های متفاوتی دارند .

در این دیدگاه؛ رابطه نامشروع، هرگونه تماس تلفنی و ارسال پیامک مخابراتی، فرستادن استیکر عاشقانه در فضای مجازی به شکل نامتعارف ، و در نهایت ان، برقراری رابطه فیزیکی یا جنسی خارج از چارچوب خانواده تفسیر می شود .

معتقدان تفسیر مضیق قوانین جزایی رابطه ی نامشروع را رفتار مادی فیزیکی و تماس بین زن و مردی که علقه ی زوجیت بین آنها وجود ندارد دانسته و شاهد مثال خویش را عبارت ( از قبیل تقلیل و مضاجعه ) در ماده ۶۳۷ از قانون مجازات اسلامی می دانند و عده ای دیگر‌ قائل به تفسیر همین ماده و جدا نمودن عبارت ( رابطه نامشروع ) با ( اعمال منافی عفت ) بوده و روابط جنسی و فیزیکی را اعمال منافی عفت؛ و سایر ارتباطات غیر فیزیکی مثل خلوت نمودن دو نامحرم در یک مکان را از مصادیق ارتباطات نامشروع می دانند .

صرفنظر از اینکه ما به کدام یک از این تفاسیر معتقدیم باید عرض کنم بعضی وقت ها باید کمی عرفی به مسائل نگاه کنیم ‌. بعضی وقت ها الفاظ معانی خود را از عرف می گیرند و برعکس بعضی وقت ها الفاظ در عرف، معنای خود را از دست می دهند .

و مشکل دقیقا از همینجا شروع می شود . عرف کی ؟ عرف کجا ؟ عرف قانونی ؟ عرف دینداران یا عرف …. .

سهل ممتنعی عبارت ( رابطه ی نامشروع ) از همینجا شروع می شود .

🌹🌹🌹🌹🌹
https://t.me/tanz_p

فرق طلاق توافقی با طلاق خلع و مبارات

💠 فرق طلاق توافقی با طلاق خلع و مبارات چیست؟

🔻چنانچه زوجین هر دو در مورد طلاق توافق داشته و در مورد نحوه جدایی و پرداخت حقوق زن و فرزندان به تفاهم برسند طلاق توافقی می باشد.

این طلاق برای سرعت بخشیدن به کار کسانی است که با توافق مصّر به طلاق هستند.

🔶طلاق خلع و مبارات نیز دو صورت طلاق توافقی است،البته اجرای این طلاق نیز چون دیگر طلاق هایی که به درخواست زن و مرد است منوط به انجام تشریفات در مراجع قضایی و صدور گواهی عدم امکان سازش است.طلاق خلع و مبارات از نوع طلاق بائن است که امکان رجوع در آن نیست.

🔶براساس ماده 1146 قانون مدنی طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر دارد در مقابل مالی که به او می دهد طلاق می گیرد اعم از اینکه مال مزبور عین مهر،معادل آن، یا بیشتر یا کمتر از مهریه باشد.

🔶براساس ماده 1147 قانون مدنی طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض باید زاید بر میزان مهر نباشد.

🔶در واقع در این طلاق هر دو طرف از هم کراهت و تمایل به طلاق دارند اما میزان بخششی که زن به مرد می دهد بیش از مهریه نیست.از لحاظ ماهیت در طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عرض نکرده باشد بائن است یعنی اگر زن پس از طلاق خواهان مبلغی نباشد که برای گرفتن اجازه طلاق به مرد داده است طلاق بائن و رجوع ممکن نیست.

🔻زن در این نوع طلاق حق گرفتن نفقه ندارد و از شوهرش ارث نمی برد. اما اگر زن خواهان مهریه اش باشد و بخواهد مالش را پس بگیرد ماهیت طلاق تغییر و تبدیل به طلاق رجعی می گردد لذا امکان رجوع مرد ایجاد شده و زن حق ارث و نفقه را دارد.

نکات مهم قبل از امضا قرارداد پیش فروش آپارتمان

💠 اگر شما قصد خرید آپارتمان به صورت پیش فروش را دارید؛ لازم است هنگام تنظیم قرار داد به نکات ذیل توجه نمایید:

🏡هنگام تنظیم قرارداد مدارک فروشنده از جمله سند مالکیت، قرارداد ساخت و مشارکت و نحوه تقسیم ملک بین مالک و سازنده، وکالتنامه ای که مالک به سازنده داده است را به دقت بررسی نمایید.

🏡مشخصات آپارتمان به طور دقیق ذکر شود از جمله مساحت، طبقه، واحد و شماره ثبت ملک اصلی
.لازم به ذکر است که اگر مساحت در هنگام تنظیم قرارداد دقیقاً مشخص نیست؛ سعی کنید که متراژ کمتری را در مبایعه نامه ذکر کنید تا چنانچه بعدا براساس صورتمجلس تفکیکی مساحت بیشتر از متراژ مشخص شده در قرارداد شد، فروشنده مابه التفاوت را از شما مطالبه کند.

🏡تمام ملحقات ملک از جمله اشتراک برق، آب، تلفن، گاز، انباری، پارکینگ و… و تمام مشخصات معماری از جمله نوع مصالح، سیستم گرمایشی و سرمایشی، قسمت های مشترک،… دقیقا ذکر شود.
( تمام توابع، ملحقات و مشاعات به طور دقیق تعیین و تکلیف گردد).