👈قواعد عددنویسی


۱) اعدادِ بی ‌واو (تک‌کلمه‌ای)، حروفی: نُه، یازده، نود، صد، دویست، نهصد، هزار

۲) اعدادِ با واو، رقمی: ۲۶، ۱۲۵، ۱۳۵۶، ۳۴۸۰۰

۳) اعدادِ ترتیبی، حروفی و نیم‌فاصله: هشتادوسومین‌ جلسه، بیست‌ویکمِ اسفند، فصلِ بیست‌وسوم، سی‌اُمین همایش

۴) اعدادِ اعشاری، رقمی: ۲۵٫۴، ۱۲۷٫۶۵

۵) اعدادِ کسری، حروفی: یک‌دوم، پنج و یک‌سوم

۶) ساعت، یا رقمی یا حروفی: ۲۱:۵۴/ نُه و پنجاه و چهار دقیقۀ شب (یک ربع به چهار، بیست دقیقه به هفت، چهارِ صبح، شش و نیمِ عصر)

۷) تاریخ، در متن، با فاصلۀ جامد* (بینِ عدد و کلمه): ۲۲ تیر ۱۳۹۴، هفتمِ شعبانِ هزار و چهارصد و سی، ۱۹۹۶/۰۸/۲۲

۸) سایرِ واحدها، با فاصلۀ جامد (بینِ‌ عدد و واحد): ۶ گرم، ۱۲۰٫۰۰۰ ريال، ۲۵۰ درجۀ فارنهایت، ۷ لیتر

۹) عددِ پاورقی و پی‌نوشت (= عددِ توک) و ریاضیات و درصد و شمارۀ شناس‌نامه و جدول و صفحه و نمودار و آیه، همگی، به رقم نوشته می‌شود.

★ فاصلۀ جامد فاصله‌ای است که میانِ دو کلمه یا میانِ یک عدد و یک کلمه/ حرف می‌آید و آن دو را (درعینِ فاصله داشتن) به‌ هم زنجیر می‌کند و در کنارِ هم نگه می دارد.

👈نکته های نگارشی


👈واژه ها ی دواملایی وچنداملایی در زبان فارسی بخش نخست

 در همه ی زبان ها واژه هايی هست كه از نظر املايي به دو يا چند صورت مي توان آنها را نوشت .در اين نوع كلمات ، معمولاًنوشتن يك صورت آن‌ها متداول تر است و نوشتن شكل ديگر غلط محسوب نمي شود. البته اين كلمات دو املايي را مي توان به چند نوع طبقه بندي كرد ؛ مثلاً واژه هایی كه در متون گذشته با حرف « ط » نوشته مي شده اند و امروزه توصيه مي شود كه آنها را با حرف « ت » بنويسند مثل طوس ، طهران ، سطبر ، غلطيدن ، اطاق و…

یک نکته: نوشتن شکل دوم غلط املایی محسوب نمی شود. برای مثال:اگر  « آذوقه » را به صورت « آزوقه » ؛ يا « جقّه »« را به صورت « جغّه »بنویسیم نادرست نیست.

فهرست برخی واژگان دو یا چند املایی

🔹آيينه / آينه : نوعي سطح صيقلي كه نور رسيده از هر جسم را باز مي تاباند ، هر چيز بسيار صاف و برّاق

🔹اتاق / اطاق : اصل اين لغت تركي است و در تركي مخرج « ط » وجود ندارد . بنابراين بهتراست كه به صورت « اتاق » نوشته شود . در زبان تركي به معني خانه و خيمه گاه است . برخي پنداشته اند اين كلمه همان« وثاق » عربي است .

🔹پروفسور / پرفسور : professeur ، استاد دانشگاه

🔹اتومبيل / اتوموبيل / اتمبيل : از فرانسوي Automobile از پيشوند داراي ريشه لاتيني به معني « خود » و « موبايل » به معني متحرك ، سيار و روان ، معادل فارسي « خودرو » ، آقاي بهمنيار در مقاله « املاي فارسي » كه در مقدمه لغت نامة دهخدا آمده است صورت « اتمبيل » را پيشنهاد مي كند .

🔹بتّه / بوته / بته : هر سه صحيح و يك كلمه فارسي است . گُل و بتّه : نقش گل و گياه كه نقاش مي كشد .

🔹توسي / طوسي :  هر دو صورت درست است . توصيه مي شود « توسي » بنويسيم .

🔹بقچه  / بغچه : ( تركي ) ، به هر دوصورت درست است .

🔹تزئين / تزيين : هر دو صورت درست است .

🔹چارپاره / چهارپاره: به شكل اوّل رايج تر است .

🔹دكان / دكّان : به هر دو صورت آمده است .

🔹سالن / سالون: ( فرانسوي salon از ايتاليايي salone ) فضاي سرپوشيده ي نسبتاً بزرگ

🔹مليون / ميليون : از كلمه فرانسوي million و املاي صحيح آن ميليون است .

🔹واگن/ واگون : ( انگليسي wagon) هر يك از بخش هاي مجزاي قطار كه به وسيله ي لكوموتيو بر روي ريل راه آهن كشيده مي شود.

🔹هيجده / هجده / هيژده / هژده : به هر چهار صورت درست است . در اصل « هشت ده »

🔹يقه / يخه ( تركي ) : گريبان ، به هر دو صورت آمده است

👈نکته: در رسم الخطّ فارسي به دليل نبودن حرف مستقل براي مصوّت هاي كوتاه  ـَـِــُـ مي نويسيم « مراد »، « قربان» و نه « موراد » و « قوربان » ، بنابراين در نوشتن شماری از واژه های دخيل فرانسوي و انگلیسی هم نوشتن : فرمول، ميكرب، ويلن، اتومبيل، گلبول ، دمكراسي و … رايج تر از : فورمول ، ميكروب ، ويولن ( ويولون ) ، اتوموبيل ( اتمبيل ) ، گولوبول  و دموكراسی است.

👈ویرگول


ویرگول، کاما یا درنگ‌نما:

ویرگول نشانه مکث کوتاه است و نشان می‌دهد که اجزای دو طرف با هم پیوند دارند. این نشانه کاربرد و بسامد فراوان دارد و اغلب به خطا از این نشانه به‌ جای نشانه‌های دیگر استفاده می‌کنند.

کاربردهای آن عبارت‌اند از:

۱. پس از منادا:

ای خدا، این وصل را هجران مکن.

اغلب پس از منادا به جای ویرگول از علامت تعجب استفاده می‌کنند. تنها در مواردی از علامت تعجب استفاده می‌کنیم که منادا حالت خطابی و تحذیری (پرویز! مراقب باش نیفتی) یا

 تحکمی (سیما! مگر به تو نگفتم) باشد.

۲. میان دو جمله پایه و پیرو:

+ اگر شب‌ها همه قدر بودی، شب قدر بی‌قدر بودی.

+ اتفاقات ناخواسته‌ای که در این زمینه رخ داده است، خارج از محدوده اراده دولت است.

۳. پس از اعضای رشته یا ردیفی از واژه‌ها که از نوع دستوری واحدی باشند:

– کتاب خوب، دوست، همدم و معلم انسان است.

۴. برای جدا کردن نام مؤلف، کتاب، جلد، صفحه و مشخصات چاپی یک اثر. همین‌طور اجزای آدرس.

۵. پیش از حروف تعلیل:

زیرا

چون

چون‌که

چراکه

چه

👈کاربرد علامت عاطفه !


این علامت «!» بیشتر به نام علامت تعجب شهرت دارد و هرجا که بیان شگفتی یا یکی از حالات عاطفی باشد، گذاشته می‌شود. برای تحقیر و استهزا، تأکید و عاطفۀ شدید هم کاربرد دارد. پس از نام‌آواها مثل آه و آخ نیز می‌آید.

▫️چقدر بزرگ است!

◾️آه ! ، دیگر کاری نمی‌توانستم بکنم.

▪️چه خوب که برگشتی!

▫️مراقب باش!

▪️عجب کار مسخره‌ای!

▫️حرکتشان باید در گینس ثبت شود!

نکتۀ مهم دربارۀ علامت عاطفه این است که همیشه تنها می‌آید مگر در پایان برخی جملات پرسشی؛ مثل جملات استفهام انکاری و همیشه بعد از علامت پرسش می‌آید نه قبل از آن.

▫️شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل

     کجــا داننـد حـال ما، سـبکباران سـاحـل‌هـا؟!

*استفهام انکاری یعنی سؤالی که از آن انتظار پاسخ نمی‌رود و می‌خواهد بگوید حقیقت چیزی‌ست دقیقاً متضاد آنچه سؤال بیان می‌کند. در این مثال مصراع دوم را می‌شود چنین معنا کرد: سبکباران ساحل‌ها هرگز حال ما را درک نمی‌کنند.

🔸علامت عاطفه از آن علامت‌های پرکاربرد است؛ اما گاهی دیده می‌شود که افراد برای جبران ضعف جملاتشان در انتقال حالت، از آن استفاده می‌کنند. بهتر است عصبانیت، تعجب، ناراحتی، خوشحالی و دیگر حالات عاطفی ابتدا با کلام نویسنده منتقل شوند و علامت عاطفه فقط در جاهایی که این حالات بسیار شدید است، طوری که از خود کلام، حالت آن برداشت می‌شود، به‌کار رود.

پاسداشت خط فارسی

پاسداشت خط فارسی

❌❌ با کمال تاسف!

 بارها دیده و شنیده‌ایم که می‌گویند یا می‌نویسند: با کمال تاسف، درکمال‌ ناباوری، در کمال پستی، درکمال بی‌چشم و رویی و … ولی باید بدانیم که واژه ی “کمال” در امور مثبت به کار می‌رود، نه منفی؛ یعنی می‌توان گفت: درکمال خوشبختی یا با کمال مسرت و ….

 به جای در”کمال ناباوری” می‌توان گفت: ناباورانه

 و به جای “درکمال پستی” گفت: بانهایت پستی

👈 پاسداشت سخن پارسی

– این طرح در سطح منطقه ۳ اجرا می‌شود.

– فناوری‌هایی که در سطح جهان تاثیر داشته است.

واژه «سطح» حشو و اضافی است.

👈چهارده نکته نگارشی

👈چهارده_نکته_نگارشی

1) در زبان فارسی کاربرد کلماتی مثل« شاعره ، مدیره ، محترمه ، این جانبه و…» برای زن نامناسب است چون بر خلاف زبان عربی در فارسی ،صفت ها یی از این قبیل،برای زن و مرد یکسان به کار برده می شود و باید به شکل « شاعر، مدیر، محترم،این جانب و …»استفاده شود.

2) همزه « ء»یکی از حروف الفبای فارسی است. این حرف مانند سایر حروف در خطّ فارسی حرکت گذاری نمی شود. بنابراین می نویسیم «رأی ، مؤسس ، جزء » و نمی نویسیم «رأًی ، مؤسس ،جزءِ »

3) به کار بردن نشانه ی جمع «ات»مخصوص واژه های عربی است واستفاده از آن برای کلمات فارسی درست نیست. مثلاً«تحقیق» کلمه ای عربی است و اگر گفته شود «تحقیقات» درست است

امّا کاربرد کلماتی مثل«پیشنهادات،گرایشات،گزارشات،سفارشات،فرمایشات و…»نادرست است و باید گفته شود«پیشنهاد ها ،گرایش ها ،گزارش ها ،سفارش ها،فرمایش ها و…».

4) نشانه ی « تنوین» مخصوص کلمات عربی است و کاربرد آن ها با کلمات فارسی نادرست است .مثلاً واژه ی«شخصاً» درست است زیرا« شخص »عربی است امّا واژه هایی چون«گاهاً،ناچاراً،جاناً ،زباناً،دوماً،سوماً و…» نادرست است و به جای آن ها باید«گاهی ، به ناچار ،جانی ،زبانی،دوم،سوم و…»را به کار برد.

5) گاهی به جای جمله ی دعایی«صلّی الله علیه و آله»به اختصار می نویسیم(ص) هنگام خواندن این نشانه اختصاری باید بگوییم«صلّی الله علیه و آله» زیرا اگر علیه را از جمله حذف کنیم وفقط بگوییم«صلّی الله» معنی جمله ی عربی ناقص می شودومعنای آن چنین می شود:«پیامبر که- درود خداوندباد- فرمود:…»

6) کلماتی که جمع مکسر هستند نباید دوباره جمع بسته شوند بنابراین به جای این که بگوییم و بنویسیم«اخبارها،خواص ها،اخلاق ها،کتب ها، طرق ها،حواس ها،اولادهاو…»می گوییم و می نویسیم «اخبار،خواص،اخلاق،کتب،طرق،حواس،اولادو…»

7) وقتی از اصطلاح «به قول معروف »استفاده می کنیم حتماً بعد از آن باید کنایه،ضرب المثل،حکمت و یا سخنان برجسته بیاید نه یک مطلب  معمولی؛مثلاً اگر بگوییم«آن قدراین جا ایستادم که به قول معروف خسته شدم »درست نیست امّا می توانیم این جمله را این گونه اصلاح کنیم«آن قدر این جا ایستادم که به قول معروف زیر پایم علف سبز شد».

8) کاربرد کلمه ی«علیه»درست است نه«برعلیه» زیرا «علیه»یعنی «برضد او»و«برعلیه»یعنی « بربرضداو»که نادرست است پس به عنوان مثال می توان گفت«او علیه کسی اقدام نکرد».

9) بهتر است به جای«ی»میانجی کوچک«ء»در برخی واژه ها، شکل بزرگ آن رابه کار ببریم ؛مثلاًبه جای «خانهءما»ویا«قصهءزیبا »بنویسیم«خانه ی ما »و«قصه ی زیبا» زیرا«ی»میانجی کوچک به حرف همزه شباهت دارد و موجب بدآموزی می شود.

10) نشانه ی«یّت»مخصوص کلمات عربی است و کاربرد آن با کلمات فارسی جایز نیست؛مثلاًاگربگوییم و بنویسیم«بشریّت،انسانیّت،مدیریّت»صحیح است امّا نمی توانیم واژه هایی مثل«خوبیّت،شهریِّت،رهبریّت، آشناییّت،منیّت و…»را به کار ببریم زیرا«خوب،شهر،رهبر،آشنا،من و…»فارسی هستند.

11) کلماتی مانند«املاء،انشاء،امضاء،اجراء،استثناء،اهداء و…»عربی هستند و در زبان فارسی باید بدون همزه ی پایانی و به شکل«املا،انشا،امضا،اجرا،استثنا،اهداو…»به کار برده شوند.

12) کلماتی مثل«حُسن خوبی،سوابق گذشته،فینال آخر،مدخل ورودی،گردن بند گردن،پارسال گذشته،قند شیرین،پس بنابراین،سایرشهرهای دیگر،سال عام الفیل،شب لیلةالقدر و…» دارای «حشو»یعنی تکرار زاید هستند و کاربرد آن ها نادرست است.به عنوان نمونه در«سال عام الفیل»هم واژه ی«سال» و هم واژه ی «عام» هردو به یک معناست بنابراین یکی از آن ها زاید است.هم چنین در«شب لیلةالقدر»هم«شب»وهم «لیلة»هر دو به یک معناست و یکی از این دو زاید است.

13) واژه ی«برخوردار»به معنی «بهره مند»است و در جایی به کار برده می شود که مفهوم مثبت و مفید داشته باشد؛مثلاًدر عبارت «او از سلامت کامل برخوردار است»کلمه ی «برخوردار» در معنی صحیح خود به کار رفته است امّا اگر بگوییم«این بیمار از ضعف و کم خونی برخوردار است»نادرست است.

14) «حقّ»و کلمات دیگری که در زبان عربی تشدید پایانی دارند؛مانند«سدّ،حدّ،مستحقّ و…»زمانی در فارسی تشدید می گیرند که بعد از آن کسره بیاید؛مانند «حقِّ من،سدِّ کرج،مستحقّّ کمک و… » در غیر این صورت به تشدید نیازی ندارند.

👈اعرابِ کلمات



برخی کلمه‌های عربی متداول در فارسی با تغییر زبر و زیر و پیش معنایشان تغییر می‌کند. در ادامه چند مورد از آنها را ذکر می‌کنیم:

🔸آخِر: پایان

🔹آخَر: دیگر

🔸اخبار: خبرها

🔹اخبار: خبر کردن (زنگِ اِخبار)

🔸انعام: بخشش (او به همه اِنعام داد)

🔹انعام: چارپایان

🔸جذْبه: کشش، جاذبه

🔹جذَبه: سلطه، نفوذ، قدرت

🔸خاتَم: انگشتری، نگین منقش به مهر، آخرین

🔹خاتِم: ختم‌کننده، پایان‌بخش

🔸دماغ: مغز

🔹دماغ: بینی

👈تفاوت_حرکتی_کلمات

این کلمات را نباید به‌جایِ هم به‌کار برد:

۱. اَحیا: زندگان/ اِحیا: زنده کردن

۲. اَخوان: دو برادر/ اِخوان: برادران

۳. اَسناد: جمع سند/ اِسناد: نسبت دادن

۴. اَشعار: جمع شعر/ اِشعار: اطلاع

۵. عُلوی: بلند/ عَلَوی: منسوب به علی

۶. مَقام: درجه، پایه/ مُقام: اقامت

۷. سَفَر: گردش/ سِفر: کتاب

۸. سِهام: تیرها/ سَهام: جمع سهم

۹. نَبی: پیامبر/ نُبی: قرآن

۱۰. مُنکِر: انکار کننده/ مُنکَر: زشت

۱۱. سُموم: جمع سَم/ سَموم: بادهای سوزان

۱۲. خُمار: نشئه/ خَمّار: باده‌فروش/ خِمار: روسری

۱۳. غَنا: توانگری/ غِنا: آواز خوش

۱۴. مَلَک: فرشته/ مَلِک: پادشاه/ مُلک: سرزمین

۱۵. اَنگُشت: عضو بدن/انگشت: زغال

⭕️غلط ننویسیم تا غلط زندگی نکنیم !!!


وقتی کسی کلمات را غلط می نویسد یعنی چه بسا زندگی را هم دارد غلط می‌نویسد .

نوشتار و املای غلط ، به چیزهای دیگر هم سرایت می کند ؛ به گفتار ، به رفتار ، به کردار ، به همه چیز .

بی‌مبالاتی نسبت به کلمات ، بی‌مبالاتی نسبت به خیلی چیزها را در پی خواهد داشت .

کسی که جملاتش را ویرایش نمی‌کند ، زندگی اش را هم ویرایش نخواهد کرد . کسی که آنجا که باید ، نقطه نمی‌گذارد و تفاوت ویرگول و نقطه ویرگول را بلد نیست ، در زندگی هم نمی داند کجا باید تمامش کند ، کجا باید ادامه دهد ، کجا باید فقط قدری بایستد و تأمل کند .

کسی که به قواعد زبان بی‌توجه است ، به قواعد زندگی هم بی‌توجه است .

کسی که دستور زبان را به سخره می‌گیرد ، دستور زبان عشق را و دستور زبان انسانیت را هم محترم نمی‌شمارد .

آدمِ بی قاعده و بی‌اصول ، خطرناک است؛ چه در نوشتار ، چه در زندگی .

من می‌ترسم از کسانی که غلطِ املایی دارند .

وقتی کسی برایم می نویسد که می‌خواهم با شما «راجب» به فلان موضوع صحبت کنم ، می فهمم که فاجعه عمیق‌تر از آن است که خودش فکر می‌کند .

وقتی کسی می‌نویسد از لطف شما«سپاسگذارم» ، می‌فهمم که هزار و یک جای زندگی‌اش اشکال دارد .

وقتی کسی برایم می‌نویسد «عایا» برای نویسندگی «حتمن» باید کلاس رفت ؟

می فهمم که باید به روانپزشک هم مراجعه کند .

یک پیامک سه خطی ، هزار و یک راز را برای من برملا می‌کند ، خیلی بیشتر از آن چیزی که فرستنده قصد گفتنش را دارد .

خودتان را در املای‌تان جستجو کنید ،

در نگارشتان ،

در نحوه جمله بندی‌تان .

غلط ننویسیم تا غلط زندگی نکنیم !

حکایت سیستم اداری آشنا


مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سرکار حاضر می شد و بلافاصله کار خود را شروع می کرد.

مورچه خیلی کار می کرد و تولید زیادی داشت و از کارش راضی بود.

سلطان جنگل (شیر) از فعالیت مورچه که بدون رئیس کار می کرد، متعجب بود.

شیر فکر می کرد اگر مورچه می تواند بدون نظارت این همه تولید داشته باشد، به طور مسلم اگر رئیسی داشته باشد، تولید بیشتری خواهد داشت.

بنابراین شیر یک سوسک را که تجربه ریاست داشت
و به نوشتن گزارشات خوب مشهور بود، به عنوان رئیس مورچه استخدام کرد.

سوسک در اولین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد.

سوسک همچنین به همکاری نیاز داشت که گزارشات او را بنویسد و تایپ کند.سوسک بدین منظور و همچنین برای بایگانی و پاسخگویی به تلفن ها یک عنکبوت استخدام کرد.

شیر از گزارش های سوسک راضی بود
و از او خواست که از نمودار برای تجزیه و تحلیل نرخ و روند رشد تولیدی که توسط مورچه صورت می گیرد، استفاده کندتا شیر بتواند این نمودار ها را در گزارش به مجمع مدیران جنگل به کار برد.

سوسک برای انجام امور یک کامپیوتر و پرینتر لیزری خریداری کرد.
سوسک برای اداره واحد تکنولوژی اطلاعات یک زنبور نیز استخدام کرد.

مورچه که زمانی بسیار فعال بود
و در محیط کارش احساس آرامش می کرد، کاغذ بازی های اداری و جلسات متعددی که وقت او را می گرفت دوست نداشت.

شیر به این نتیجه رسید که فردی را به عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار می کرد، بکار گمارد.

این پست به ملخ داده شد.
اولین کار ملخ خریداری یک فرش و صندلی برای کارش بود.

ملخ همچنین به کامپیوتر و کارمند نیاز داشت که آنها را از اداره قبلی خودش آورد تا به او در تهیه و کنترل بودجه و بهینه سازی برنامه ها کمک کند

محیطی که مورچه در آن کار می کرد، حال به مکانی فاقد شور و نشاط تبدیل شده بود. دیگر هیچ کس نمی خندید و همه غمگین و نگران بودند.

با مطالعه گزارش های رسیده شیر متوجه شد که تولیدات مورچه کمتر از قبل شده است.

بنابراین شیر یک جغد با پرستیژ را به عنوان مشاور عالی استخدام کرد و به او ماموریت داد تا امور را بررسی کرده، مشکلات را مشخص و راه حل ارائه نماید.

جغد سه ماه وقت صرف کرد و گزارشی در چند جلد تهیه نمود و در آخر نتیجه گرفت که مشکلات پیش آمده ناشی از وجود تعداد زیاد کارمند است.

و باید تعدیل نیرو صورت گیرد.
و بنابراین
شیر دستور داد که مورچه را اخراج نمایند
زیرا
مورچه دیگر انگیزه ای برای کار نداشت.

و این است حکایت بعضی سیستمهای اداری…


مروری بر ماجرای توهین به رشتی و ترک

🔹زمان قاجار که زنها حق رفتن به مدرسه رو نداشتن نخستین مردمانی که به دختر هاشون اجازه درس خواندن دادند رشتی ها بودند، وقتی این خبر به شهر های دیگر رسید، مردمانش میگفتند رشتی ها چقدر بی غیرت هستند که دخترانشان را به مدرسه میفرستن!

در زمان حمله ی اعراب به ایران همه جای ایران بزرگ(ایران،پاکستان،
افغانستان، تاجیکستان،ازبکستان،
عراق،آذربایجان،کردستان،لرستان و … زیر سلطه اعراب رفت غیر از گیلان!

آذرآبادگان شد آذربایجان،
پارس شد فارس،
سپاهان شد اصفهان
اما غیرت گیلک ها نذاشت گیلان رو جیلان کنند..!!

اگر کردستان و لرستان و خراسان و خوزستان هم “پ” ژ” “گ” “چ” داشتند قطعا نام اون استانها هم تغییر می کرد.

🔸چرا آذری خر شد؟

پس از به توپ بستن مجلس توسط محمد علی میرزای قاجار ملعون،تبریزیها شورش کردند و بر علیه استبداد حاکم قاجاری قیام کردند.شهر توسط حاکم شیعه قاجاری و استعمار انگلیس محاصره شد ۶ماه تمام شهر در محاصره بود.قحطی و کمبود غذا بیداد کرد.اما مردم تسلیم نشدند.پیغام مردم شهر به محاصره کنندگان این بود.”غذا تمام شده عیب ندارد یونجه میخوریم.یونجه هم تمام شود برگ درخت میخوریم ولی تسلیم نمیشویم”.

همه جا پیچید که آذری ها خر شدند..!!

افسوس که برخی نادان هم به آن دامن زدند.

نه آذری خره
نه اصفهانی خسیسه
و نه رشتی بی غیرته

آذری با محبت و با معرفته
اصفهانی مهمون نوازه
و رشتی با هوش و نابغه پروره

هر گاه جمله ای درباره ی توهین به اقوام ایرانی شنیدید بدانید که این توهین های تفرقه افکنانه که هدفی جز جنگ داخلی و تجزیه ایران ندارند،از سوی روس و انگلیس و عرب و مزدوران داخلی آنها ساخته شده اند.

پاینده باد همبستگی اقوام ایرانی و ایران هفت هزار ساله.

کاش ياد بگيريم به يکديگر توهين نکنيم!

درود بر ملت شریف ایران